دوشنبه ۱ آبان ۱۴۰۲
بطورکلی عوامل موثر در ارزیابی خسارت وارد به دستگاه ها و قیمت گذاری تجهیزات مورد نیاز به ترتیب اولویت عبارتند از:
الف: قیمت نو انواع مشابه.
ب: سال ساخت، وضع موجود هنگام بازدید، سالم بودن تجهیزات، درصد استهلاک ومیزان خسارت وارده .
دوشنبه ۱ آبان ۱۴۰۲
برای ارزیابی خسارت وارد به ماشین آلاتی که رُند بازار نیستند و جزو ماشین آلات وخطوط تولید خاص و سفارشی محسوب میشوند باید علاوه بر بررسی قیمت دستگاههای مشابه از اسناد و مدارک مربوطه کمک گرفت.
دوشنبه ۱ آبان ۱۴۰۲
مبانی اصلی ارزیابی تجهیزات :
الف: مجموعه تأمین امکانات برای بهرهبرداری و تولید محصول
ب: مبلغ سرمایهگذاری جهت تهیه تجهیزات ونصب و راه اندازی مجددکلیه ماشینآلات کارخانه، تأسیسات مرتبط، تجهیزات به تفکیک نوو دستدوم .
ج:کنترل، بررسی، شرایط نگهداری وپشتیبانی کلیه تجهیزات مورد نیاز از زمان شروع تهیه تجهیزات تا زمان بهره برداری.
د: بررسی نحوه و چگونگی بازگشت سرمایه و ارائه سوددهی سرمایه طبق روال عادی با لحاظ سرمایه و هزینه نگهداری.
و: شرایط روز بازار با در نظر گرفتن جمیع جهات در امر کارشناسی و عوامل جانب
دوشنبه ۱ آبان ۱۴۰۲
عمر مفید تخمینی است که نشان میدهد یک شخص یا سازمان چه مدت میتواند انتظار داشته باشد تا از وسیلهای که برای او ایجاد درآمدمیکند،استفاده کند.عمر مفید معمولاً به زمانی که در آن یک کالا یا دستگاه برای تجارت مفید خواهد بود اشاره دارد و نه کل عمر کالایا دستگاه.بسیاری از عوامل بر عمر مفید یک دارایی تأثیر میگذارند،مانند: تناوب استفاده، سن دارایی در هنگام خرید، نحوه نگهداری و تعمیر و شرایط محیطی کسبوکار. عمرمفید برای انواع مشابه دارایی ها از یک کاربر به کاربر دیگر بر حسب عوامل بالا و همچنین سایر عواملی چون پیشرفتهای تکنولوژی قابل پیشبینی، تغییرات اقتصادی و تغییرات در قوانین، متفاوت خواهد بود درصورتیکه عمر اقتصادی مدت زمانی است که انتظار می رود یک دارایی از لحاظ اقتصادی توسط یک یا چند کاربر قابل استفاده باشد.
دوشنبه ۱ آبان ۱۴۰۲
کسب عنوان رتبه اول و برتر در رشته تخصصی برق ، ماشین آلات و تاسیسات کارخانجات و برگزیده شدن از طرف مرکز وکلا، کارشناسان و مشاوران خانواده قوه قضائیه به عنوان کارشناس برتر در رویداد ملی نظریه
مشهد 1402
سه شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲
روابط بین کارفرما و مشاور
1.5 کارفرما: شخصی حقوقی است که قرارداد را امضا می کند و انجام خدمات موضوع قرارداد را به مهندس مشاور واگذار می نماید.جانشینان قانونی و نمایندگان مجاز کارفرما،در حکم کارفرما هستند.
1.6 مدیر طرح: شخصیتی حقوقی است که تمام یا بخشی از اختیارهای قابل واگذاری کارفرما،با عنوان مدریت طرح،به وی واگذار می شود.
1.7 مهندس مشاور: طرف دیگر امضا کننده قرارداد است،که انجام خدمات موضوع قرارداد را تعهد می کند.جانشینان قانونی و نمایندگان مجاز مهندس مشاور در حکم مهندس مشاور هستند.
1.8 خدمات: عبارت از فعالیت ها و اقدامهایی است که در اجرای موضوع قرارداد،از سوی مهندس مشاور تعهد شده است.
1.9 مرحله،قسمت
مرحله،بخش تفکیک شده ای از شرح خدمات است که تحت این عنوان،با مدت و حق الزحمه معین،در قرارداد مشخص شده است.
1.10 مدارک و گزارشها
متون،مستندات،نقشه ها،دستورالعملها،مشخصات فنی،کتابچه های محاسبات فنی، بر آورد فنی ،قیمتها و نظایر آن هستند که در انجام خدمات موضوع قرارداد،برحسب مورد از سوی مهندس مشاور تهیه می شوند.
1.11 برنامه زمانی کلی
برنامه ای است که تاریخ شروع و خاتمه انجام بخشهای مختلف خدمات هر قسمت یا مرحله از قرارداد را بر حسب ماه نشان میدهد و در اسناد و مدارک قرارداد درج میشود.
1.12 برنامه زمانی تفصیلی
برنامه ای است که تاریخ شروع و خاتمه هر یک از فعالیتهای درج شده در شرح خدمات را به تفصیل و در چارچوب برنامه زمانی کلی در هر قسمت یا مرحله نشان میدهد.
1.13 مدت اولیه
مدت اولیه هر قسمت یا مرحله،مدت درج شده در ماده 3 موافقتنامه،برای آن قسمت یا مرحله است.
1.14 متوسط حق الزحمه ماهیانه
متوسط حق الزحمه ماهیانه هرقسمت یا مرحله ،عبارت از حاصل تقسیم برآورد اولیه حق الزحمه آن قسمت یا مرحله،برمدت اولیه مربوط است.
1.15 روز،ماه،تاریخها،مفرد و جمع،عنوانها
روز وماه بر اساس تقویم شمسی، و تاریخها طبق تقویم رسمی کشور است.
هر جا که معنای عبارت ایجاب کند،کلمات مفرد معنای جمع و کلمات جمع مهنای مفرد دارند.
اصطلاحاتی که در این ماده نیامده است،طبق قانون برنامه و بوجه و ضوابط آن تعریف می شود.
2. شروع و تنفیذ قرارداد
2.1 قرارداد از تاریخ مبادله آن(ابلاغ از سوی کارفرما)نافذ است.
2.2 شروع اولین قسمت یا مرحله،پس از ابلاغ قرارداد از سوی کارفرما و دریافت پیش پرداخت است و تاریخ شروع هر یک از قسمتهای و مراحل بعدی،از تاریخ ابلاغ انجام قسمت یا مرحله مربوط توسط کارفرماست.
2.3 با تصویب مدارک و گزارشهای هر قسمت یا مرحله،در صورتی که کارفرما مصمم به انجام قسمت یا مرحله بعد باشد،ظرف مدت یکماه از تاریخ تصویب مدارک و گزارشها،انجام آن را به مهندسان مشاور ابلاغ میکند و یا مراتب انصراف خود را از ادامه قرارداد اعلام می نماید.در صورتی که مرحله بعدی خدمات مرحله ساخت و تحویل باشد،مدت یاد شده سه ماه خواهد بود.
در صورت عدم ابلاغ هر قسمت یا مرحله از کار توسط کارفرما،ظرف مهلتهای یاد شده،مهندس مشاور می تواند خاتمه قرارداد را طبق بند22-9-1 درخواست نماید.
3.حدود خدمات و تغییرات آن
3.1 کارفرما می تواند حین انجان کار،خدمات مهندس مشاور را در حد متعارف و چارچوب موضوع قرارداد،با رعایت مفاد بند 3-2 ،تغییر،افزایش یا کاهش دهد.
3.1.1 در صورتی که به کار بستن نظر کارفرما در حین انجام خدمات یا هرهنگام بررسی مدارک و گزارشهای مهندس مشاور،موجب تغییر در مصوبات قبلی و انجام خدمات اضافی شود مهندس مشاور موظف است با رعایت بند3-2 ،خدمات اضافی را انجام دهد.
3.2 هرگاه طبق بندهای یادشده تغییراتی در حدود خدمات موضوع قرارداد ضرورت یابد،در هر مورد مهندس مشاور مدت و حق الزحمه انجام تغییرات را به کارفرما گزارش می کند.کرفرما،حداکثر ظرف مدت 10 روز با بررسی گزارش،در مورد مدت و حق الزحمه انجام تغییرات،با مهندس مشاور مذاکره و توافق میکنند.پس از توافق، کارفرما تغییرات راابلاغ میکند.
3.3 خدمات مربوط به اصلاح مدارک و گزارشهای مهندس مشاور،که ناشی از نقص انجام خدمات موضوع قرارداد باشد،مشمول خدمات اضافی بندهای 3-1 و 3-2 نیست و هزینه آنها از سوی مهندس مشاور پرداخت میشود.
3.4 در مواردی که انجام خدمات موضوع قرارداد،با طرح یا طرحهای دیگری ارتباط داشته باشد،مهندس مشاور موظف است اطلاعات و مدارک فنی آن را طبق برنامه ای که با مهندس مشاور و یا سازمانهای دیگر تنظیم می شود،از کارفرما دریافت کند و در انجام خدمات خود منظور نماید،تا بین کارهای مختلف طرحهای یاد شده،هماهنگی ایجاد شود.
4.برنامه زمانی انجام خدمات
پس از ابلاغ قرارداد،در صورتی که در پیوست 4 مدتی تعیین نشده باشد،برنامه زمانی تفصیلی هر قسمت یا مرحله در چاچوب برنامه زمانی کلی،تا یک هشتم مدت آن قسمت یا مرحله،یا یک ماه،(هر کدام کمتر است)از سوی مهندس مشاور تهیه و برای کارفرما ارسال می شود.
کارفرما تا پانزده روز پس از دریافت برنامه زمانی تفصیلی،نظر خود را درباره تصویب و یا اصلاح آن اعلام می کند.
5.پیشرفت کار
مهندس مشاور،در پایان هر ماه و یا زمانهای تعیین شده در برنامه زمانی تفصیلی،گزارش پیشرفت خدمات موضوع قرارداد را در دو نسخه،به کارفرما تسلیم می کند.
کارفرما تا ده روز ، نظر خود را نسبت به گزارش یاد شده اعلام می کند.در غیر این صورت،مفاد گزارش،تایید شده تلقی می گردد.
6.کارکنان مهندس مشاور
همه کسانی که به منظور اجرای خدمات موضوع قرارداد،به صورت دائم یا موقت،به هزینه مهندس مشاور و برای او خدماتی را انجام می دهند ،کاکنان مهندس مشاور شناخته می شوند ومسئولیت عماکرد آنها در مورد خدمات موضوع قرارداد،به عهده مهندس مشاور است.
7.نمایندگان
نمایندگان کارفرما
کارفرما پس از مبادله قرارداد،نماینده یا نمایندگان خود را با تعیین حدود اختیارات،به مهندس مشاور معرفی می کند.
پس از مبادله قرارداد،مشاورنماینده یا نمایندگان خود را با تعیین حدود اختیارات،به کارفرما معرفی می کند.
مهندس مشاور موظف است در غیاب مهندس ناظر،جایگزین وی در کارگاه را به کارفرما و طرف های قرارداد معرفی کند.
9.استانداردها،معیارها،مقررات و دستورالعمل های فنی
مهندس مشاور،موظف است در اجرای وظائف در چارچوب شرح خدمات،همه ابلاغها،دستورالعملها ،و اقدام های خود را در رابطه با پیمانکار یا سازنده یا دیگر طرفهای قرارداد ، با رعایت اسناد و مدارک قراردادی آنها و طبق ظوابط و دستور العمل های مربوط ،انجام دهد.
10.اقدامهای مهندس مشاور که نیاز به تایید کارفرما دارد
هرکاه مهندس مشاور به هنگام انجام کار،برای تعیین نحوه ادامه کار،جلسه هماهنگی را به منظور اخذ تصمیمهای راهبردی ضروری بداند،موظف است موضوع را طی گزارش توجیهی،برای کارفرما بفرستد.
کارفرما تا پانزده روز از تاریخ دریافت گزارش
در غیر اینصورت مشاور خود تصمیم می گیرد.
11.نحوه تسلیم و تصویب مدارک و گذارش ها
مهندس مشاور ،مدارک و گزارشهای هر قسمت یا مرحله را در پایان مدت مربوط که در برنامه زمانی تفصیلی پیش بینی شده است،در دو نسخه به کار فرما تسلیم می کند.
کارفرما پس از دریلفت ظرف مدت یکماه یا مدت پیش بینی شده در برنامه زمانی تفصیلی، آن را بررسی نظر خود را صریح در یک نوبت اعلام می کند.
12. تسهیلات بر عهده کارفرما
کارفرما تدابیر و مساعدتهای لازم را برای تسهیل کار مهندس مشاور در مورد خدمات موضوع قرارداد،به ویژه در موارد زیر،بر اساس درخواست مهندس شماور فراهم می کند:
12.1 در اختیار قرار دادن اطلاعات مربوط ،طبق مندرجات شرایط خصوصی و به صورت رایگان.
12.2 مجوز وروود کارکنان مهندس مشاور به مناطق ممنوع،در رابطه با طرح.
12.3 رویداد ورود و مجوز خروج و پروانه اقامت و مجوز کار کارکنان خارجی مورد نیاز و همچنیین ، اخذ گذرنامه و رویداد برای کارشناسان ایرانی.
12.4 ارتباط و تشریک مساعی با وزارتخانه ها ،سازمانها وسایر موسسات.
12.5 ترتیب امور مربوط به تهیه لوازم و وسایلی که تهیه و توزیع آن در انحصار دولت باشد.
12.6ترتیب امور مربوط به تهیه ، ورود و ترخیص لوازم،وسایل،کتب،نشریات،نرم افزارها و اقلامی از این قبیل که تهیه آن در داخل کشور مقدور نباشد.
12.7 تسهیلات ویژهای که طبق پیوست 5 قرارداد،باید توسط کارفرما در اختیار مهندس مشاور قرار گیرد.
13.خدمات جنبی
خدمات جانبی مانند تهیه نقشه تپوگرافی،زمین شناسی و ... توسط مهندس مشاور،به هزینه و از سوی کارفرما انجام می شود.
14.تضمین حسن انجام کار
برای حصول از حسن انجام کار 10% از هر پرداخت مهندس مشاور ،به عنوان تضمین حسن انجام کار،کسر و نزد کارفرما نگهداری می شود.
15.حق الزحمه
حق الزحمه مهندس مشاور برای انجام خدمات قسمتها یا مراحل مختلف موضوع قرارداد،بر اساس ظوابط و دستورالعملهای مربوط طبق پیوست 3 تعیین شده است،از سوی کارفرما و با رعایت مفاد قرارداد،پرداخت می شود.
16.نحوه پرداخت حق الزحمه
کارفرما موظف است ظرف مدت 15 روز پس از دریافت صورت حساب، آن را مورد بررسی قرار دهد و پس از کسر کسور قانونی و قراردادی،ضمن ارسال یک نسخه از صورت حساب تایید شده همراه با مستندات مربوط برای مهندس مشاور،حق الزحمه را پرداخت کند.
17.پیش پرداخت
به در خواست مشاور ،کارفرما 20 % از مبلغ اولیه حق الزحمه هر مرحله از خدمات موضوع قرارداد را به عنوان پیش پرداخت،پس از ابلاغ همان مرحله،بدون کسر کسور قانونی در مقابل در سفته یا هر گونه تضمین دیگر،به مشاور پرداخت کند.
18.صورت حساب نهایی و تصفیه حساب
صورت حساب نهایی خدمات هر قسمت یا مرحله مطالعاتی،پی از تصویب مدارک و گزارشهای آن و صورت حساب نهایی هر قسمت از خدمات مرحله ساخت،پس از پایان یافتن خدمات آن، از سوی مهندس مشاور تهیه و به منظور تایید برای کارفرما ارسال می شود.این صورت حساب شامل،حق الزحمه آن قسمت یا مرحله و مبالغی که بر اساس مواد قرارداد به آن اضافه یا کسر می شود،کسور قانونی،پرداختهای قبلی یا علی الحساب،حق الزحمه افزایش یا کاهش خدمات،هزینه های تطویل و تعلیق،خسارت ناشی از دعاوی رسیدگی و قطعی شده و نظایر آن است.صورتحساب نهایی که به ترتیب یاد شده تنظیم می شود،ظرف مدت پانزده روز از تاریخ دریافت بوسیله کارفرما رسیدگی و تایید می شود.
19.تغییرات مدت خدمات و حق الزحمه مربوط
مدت قرارداد،در صورت پیش آمدن هر یک از موارد زیر،می تواند با پیشنهاد هر کدام از دو طرف تغییر یابد.در چنین مواردی،مهندس مشاور باید با توجه به مفاد ماده مربوط،تغییرات لازم در مدت و مبلغ حق لازحمه،بر اساس مبانی قرارداد و تاثیر آن روی خدمات انجام شده و برنامه ریزی،و نیزپیامدهای مالی آن را تعیین و طی گزارشی به کارفرما اعلام کند.کارفرما حداکثر پانزده روز پس از دریافت گزارش،نظر خود را اعلام خواهد کرد.نتایج طی صورت جلسه ای تنظیم ملاک عمل قرار می گیرد.
تغییر مدت هر قسمت یا مرحله،بر اساس کنترل هایی که حین انجام کار صورت می گیرد،در پایان خدمات آن قسمت یا مرحله (یا در حالت فسخ یا خاتمه قرارداد در زمان بررسی)،مورد بررسی نهایی قرار گرفته و درباره کاهش یا تمدید مدت و میزان تاخیرهای مجاز و غیر مجاز،توافق به عمل می آید و نتیجه صورت مجلس می گردد.در صورت عدم توافق دو طرف در مورد تعیین میزان انواع تاخییرها ،موضوع بنا به در خواست هر یک از دو طرف،طبق ماده 24 رسیدگی می شود.
20.خسارت تاخیر
1.20 بابت تاخیر غیر مجاز مهندس مشاور،خسارتی معادل حاصلضرب نسبت مدت تاخیر غیر مجاز به مدت قسمت یا مرحله مربوط در میزان حق الزحمه آن قسمت یا مرحله و حداکثر تا 20 درصد حق الزحمه مربوط،از مهندس مشاور دریافت می شود.
2.20 بابت تاخییر مجاز مهندس مشاور،مبلغی معادل 50% متوسط حق الزحمه ماهیانه در مجموع ماهای اضافه شده،طبق بخشهای مربوط،به حق الزحمه اضافه می شود.حداکثر مدت برای پرداخت حق لازحمه تاخیر مجاز قرارداد برای مراحل مطالعاتی،نصف مدت قسمت یا مرحله مربوط و حداکثر شش ماه و برای مرحله ساخت و تحویل،تابع شرایط اجرای کار است.پس از سپری شدن این مدت و عدم ابلاغ تهلیق از سوی کارفرما،مهندس مشاور می تواند طبق بند 3.9.22 عمل کند.
21.تعلیق
کارفرما می تواند با اعلام کتبی 10 روزه به مهندس مشاور در حین انجام خدمات هر قسمت یا مرحله،تمام یا بخشی از خدمات موضوع آن قسمت یا مرحله را،طی ابلاغیه ای که تاریخ شروع و خاتمه تعلیق در آن معین شده است،به حالت تعلیق در آورد.
22.خاتمه دادن به قرارداد
کارفرما می تواند در هر زمان،به قرارداد خاتمه دهد.
در هر مرحله که کارفرما قصد انجام خاتمه دادن به قرار داد را داشته باشد،موضوع را با تعیین مهلت 2 ماه ،به مهندس مشاور اعلام می کند.
مهندس مشاور،پس از دریافت ابلاغ خاتمه قرارداد ،بی درنگ باید کار را متوقف کند و تا 15 روز ،گزارش وضیعت پیشرفت خدمات را تا ابلاغ خاتمه قرارداد ، تهیه وتسلیم کند.این گزارش باید حاوی وضیعت و میزان پیشرفت هر بخش از خدمات قسمت یا مرحله و نیز بخشهایی که تکمیل آنه به لحاظ منافع کار در مهلت دو ماهه یادشده ضروری و امکان پذیر است،همواره با تعیین میزان حق الزحمه آنها باشد.
23.فسخ قرارداد
کارفرما می تواند در هر یک از موارد زیر بدون اخطار قبلی قرارداد را فسخ نموده و موضوع را به مهندس مشاور ابلاغ کند.
اثبات شمول قانون منع مداخله کارکنان دولت بر مهندس مشاور در زمان عقد قرارداد یا طی مدت قرارداد.ب استثنای مفاد بخش اول بند 2.1.27
عدم اطلاع به کارفرما در مورد 2.1.27
انتقال قرارداد به شخص یا اشخاص ثالث ،بدون اجازه کارفرما
ور شکستگی به تقصیر یا انحلال شرکت
اثبات این مطلب که کهندس کشاور برای گرفتن کار یا اجرای کار به کار کنان کارفرما،دستمزد ، پاداش یا هدایایی داده، ا آنها ا واسطه های آنان را در منافع خود شریک کرده است.
26.مسولیت مهندس مشاور
26.1 مهندس مشاور،در قبال کارفرما و برای ارائه خدمات پیش بینی شده در پیوست 1 و 2 مسئول است.
26.2 تایید خدمات و یا تصویب مدرک و گزارشهای مطالعات،محاسبات و یا طرحهای مهندس مشاور از سوی کارفرما،از مسئولیت های مهندس مشاور در رعایت استاندارد ها و اصول علمی و فنی نمی کاهد،و در هر حال،مهندس مشاور مسئول و جوابگوی کاستیهایی است که یه علت نقص کار او بعدها در کار مشاهده شود.
26.3 مسئولیت مهندس مشاور در قبال واگذاری بخشی از خدمات به اشخاص ثالث،اعم از حقیقی یا حقوقی،که بر حسب ضرورت،مورد تایید کارفرما نیز قرارگرفته باشد،کماکان همان مسئولیتهای موضوع این قرارداد است و موافقت کارفرما نسبت به واگذاری قسمتی از خدمات،رافع هیچ یک از تعهدات و مسئولیتهای مهندس مشاور در برابر کارفرما،نخواهد بود.
28.حوادث قهری
در موارد وقوع حوادث قهری و بروز شرایط اضطراری،مانند جنگ اعلام شده یا نشده،انقلابها و اعتصابهای عمومی،شیوع بیماریهای واگیردار،زلزله،سیل وطغیانهای غیرعادی،و...که ناشی از کار مهندس مشاور نباشد،به ترتیب زیر عمل خواهد شد:
28.1 هر گاه بروز شرایط اضطراری،انجام قرارداد حاضر را برای یکی از دو طرف غیر ممکن سازد،می تواند پایان قرارداد را به طرف دیگر اعلام کند.
28.2 هرگاه شرایط اضطراری گذرا باشد و ادامه قرارداد حاضر به طور موقت امکان پذیر نباشد،مطابق ماده تعلیق،عمل می شود.
29.انتقال به غیر
29.1 مهندس مشاور، حق ندارد بدون کسب مجوز از کارفرما،موضوع این قرارداد را به شخص یا اشخاص حقوقی یا حقیقی دیگری منتقل یا واگذار کند،در صورت موافقت کارفرما با واگذاری قسمتی از کار به اشخاص ثالث،از مسئولیت و تعهدات مهندسان مشاور،به هیچ عنوان کاسته نمی شود.
29.2 کارفرما می تواند تمام یا قسمتی از حقوق یا اختیارات خود را با رعایت مقررات به اشخاص تفویض کند.در این صورت ،انجام تعهدات کارفرما در رابطه با حقوق یا اختیارات تفویض شده،بر عهده آن شخص خواهد بود.
32.رعایت مقررات ایمنی
مهندس مشاور،باید اطمینان یابد که کارکنانش خدمات را بطور ایمن و مطمئن انجام میدهند و ظوابط ایمنی را ، در تمام مراحل انجام خدمات رعایت می کنند.
33.کارآموزی
کارفرما میتواند متناسب با حجم کاری،شماری مهندس و دانشجوی مرتبط با موضوع قرارداد را با هدف آموزش،از کارشناسان خود ویا دانشجمیان دانشگاه ها به مهندس مشاور معرفی کند ومهندس مشاور موظف به قبول و آموزش آنان است.
34.مالکیت اسناد
تمام مدارک وگزارشها که به موجب قرارداد،توسط مهندس مشاور تهیه میشوند،از جمله نسخه اصلی،نور گذر یا رایانه ای ، همه متعلق به کار فرماست.
35. ابلاغ ها
هر گونه اطلاعیه،دستورکار،اعلام نظر،ابلاغ تعلیق،ابلاغ پایان دادن قرارداد و موارد مشابه،تنها به صورت کتبی معتبر است.
رسید دبیر خانه هر دو طرف و یا رسید پستی ،ملاک تسلیم گزارشها،مدارک و مکاتبات است.
36. زبان قرارداد
زبان قرارداد فارسی است.در صورتی که مدارک قرارداد علاوه بر فارسی به زبانهای دیگری نیز تهیه شده باشد،متن فارسی معنبر است.
37.قانون حاکم بر قرارداد
از هر حیث تابع قوانین و مقررات کشور است.
راحل روش سه عاملی در اجرای پروژههای عمرانی
طراحی
پس از تکیمل مرحله توجیهی و تصمیم کارفرما بر انجام پروژه، کارفرما تیم طراحی را انتخاب و آنان را به کار تکمیل طراحی و آماده سازی مدارک ساخت میگمارد.
واگذاری
پس از تکمیل مرحله طراحی، مدارک مورد نیاز ساخت برای مناقصه ساخت مورد استفاده قرار میگیرد. پیمانکار بر اساس مناسبترین قیمت قابل قبول انتخاب میشود و الزامها و تعهدهای هزینهای مشخص میشود.
ساخت
کارفرما پیمان ساخت را با پیمانکار / پیمانکاران منعقد و پروژه ساخته میشود.
نوع دیگری از این روش که انتخاب مذاکرهای نامیده میشود همان ارتباطهای قراردادی روش طراحی – مناقصه – ساخت را دارد، با این تفاوت که پیمانکار بدون برگزاری مناقصه، با مذاکره و توافق، انتخاب و وارد پروژه میشود. این روش در موارد خاص کاربرد دارد.
انتخاب مذاکرهای
- در صورت وجود شرایط و محدودیتهای زیر، این روش میتواند به عنوان راهبردی مناسب برای انجام یک پروژه محسوب شود.
- امکان طراحی پروژه با کیفت دقیق و ساخت پذیر وجود دارد. به بیانی دیگر کارفرما و مشاور تجربه و توان لازم را برای در نظر گرفتن همهی جوانب به ویژه ساخت پذیری طراحیها را دارد.
- کارفرما ترجیح دهد برای به عهده گرفتن مستقیم مسئولیت کارها، مدیریت بر طراحی و ساخت را خود یا به وسیله مشاوران خود به عنوان نماینده کارفرما انجام دهد.
- زمان کافی برای طراحی پروژه پیش از شروع به ساخت وجود دارد.
- کارفرما ترجیح دهد که طراحی پروژه به طور کامل و ثابت (بدون تغییرات عمده در مرحله ساخت) پیش از عقد پیمان با پیمانکار انجام پذیرد.
تعریف روابط بین طرفین یک قرارداد یعنی بین کارفرما و پیمانکار ( و در مواقعی مشاور) نیازمند یک آگاهی همهجانبه از ضوابط و مقررات مختلف است. در این میان شرایط عمومی پیمان، اهمیت بسیاری دارد بهطوری که احاطه کامل به تمامی نکات آن میتواند از وقوع بسیاری از اختلافهای مابین طرفین جلوگیری کند. از طرفی بسیاری از این قراردادها بنابه موضوع و هدف کاری مورد نظر پروژه، امکان دسترسی به اطلاعات محرمانه، اسرار تجاری و یا دیگر دادهها و اطلاعات حساس را برای طرف مقابل فراهم میکند که باعث می شود نیاز به محرمانه بودن همراه با عواقب نقض آن در قرارداد پیمانکاری تضمین شود.
تنظیم قرارداد پیمانکاری علاوهبر اینکه از منافع فرد یا شرکتِ دریافتکننده خدمات محافظت میکند از طرف دیگر منافع پیمانکار انجامدهنده کار را نیز تضمین میکند.
قرارداد پیمانکاری ساختمان است که بین ارکان یک پروژه یعنی کارفرما، مهندس مشاور و پیمانکار منعقد میشود و شامل مشخصات دو طرف قرارداد، موضوع پیمانکاری، مبلغ و مدت زمان پیمان و شرایط فورس ماژور میباشد.
قراردادهای بازپرداخت هزینه نوع دیگری از قراردادهای پیمانکاری میباشد که کارفرما تمام یا بخشی از هزینههای پروژه را که شامل هزینههای اولیه نظیر مواد، حقوق و دستمزد کارگران و غیره میشود، قبل از آغاز پروژه و یا در فواصل زمانی مشخص به پیمانکار پرداخت میکند.
قرارداد پیمانکاری درصدی ساختمان از جمله مهمترین قراردادها در این زمینه است و عبارتست از قراردادی که شخصی اعم از حقیقی یا حقوقی در قبال دریافت دستمزدی بر اساس درصدی از هزینه کل اعم از هزینه ساخت و تهیه مصالح و غیره، متعهد به انجام کامل پروژه موضوع قرارداد پیمانکاری میشود
انواع دیگر قراردادهای پیمانکاری هم به فراخور کسبوکارهای نوپای امروزه پر مخاطب شدهاند از جمله:
قرارداد پیمانکاری برای ساخت اپلیکیشن موبایل. این قرارداد عموما به منظور همکاری مابین کارفرما (شخص حقیقی یا حقوقی) با برنامه نویس اپلیکیشن (اعم از فرد یا یک شرکت) که پیمانکار گفته میشود تدوین میشود.
سه شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲
روغن هیدرولیک
روغن هیدرولیک
روغن هیدرولیک در یک خط پرفشار می تواند با سرعت 450 الی 900 سانتی متر بر ثانیه حرکت کند، و این سرعت به میزان فشار بستگی دارد. زمانی که یکی از شیرها به سرعت بسته می شود تا جریانی قطع شود، یا زمانی که یک سیلندر از کار باز می ماند، افزایش ناگهانی فشار رخ می دهد.
به طور کلی روغن هیدرولیک بر خلاف هوا قابل فشردن و کمپرس کردن محسوب نمی شود. اگر به روغن به میزان 1000 psi فشار وارد شود، تنها به اندازه ی 0.5% فشرده می شود. زمانی که در سیستم هیدرولیک، افزایش ناگهانی فشار رخ می دهد، فشار می تواند به اندازه ی 4 یا 5 برابر بیشتر از حد معمول آن در زمان کار برسد.
از آنجایی که طول مدت یک شوک افزایش ناگهانی فشار به طور میانگین 25 میلی ثانیه است، عقربه ی نشان دهنده ی فشار نمی تواند با سرعت کافی واکنش و میزان دقیق فشار را نشان دهد. بنابر این به طور معمول از مبدل های فشار برای ثبت افزایش های ناگهانی فشار استفاده می کنند. در صورتی این شوک های ناگهانی افزایش فشار به خوبی کنترل نشوند، می توانند منجر به آسیب دیدن خطوط و اجزای سیستم گردند. نشت یک قطره روغن در هر ثانیه به معنای از دست رفتن 405 گالن روغن در طول یک سال است.
شوک گیر به مانند یک انباره ی روغن هیدرولیک عمل می کند، با این تفاوت که می توان آن را مستقیماً بر روی سیستم سوار کرد. شوک گیر را از قبل و پیش از نصب، با نیتروژن خشک شارژ می کنند. کیسه ی پلاستیکی شوک گیر، نیتروژن را از روغن جدا نگه می دارد. میزان شارژ توصیه شده ی نیتروژن به اندازه ی نصف حداکثر فشار سیستم است. شوک گیر را باید تا جایی که ممکن است نزدیک به محل وقوع شوک نصب کرد. برای مثال، اگر شوک به واسطه ی بسته شدن سریع یکی شیرهای دایرکشنال اتفاق می افتد، شوک گیر را نزدیک درگاه تنظیم فشار آن شیر نصب کنید. وقتی که شیر به سرعت بسته شود و شوک ناگهانی افزایش فشار رخ دهد، نیتروژن موجود در شوک گیر، فشرده می شود و این افزایش ناگهانی فشار را به خود جذب می کند. همچنین شوک گیر برای سیستم هایی که دارای خم های 90 درجه ای در اتصالات و لوله های خود هستند نیز بسیار مفید است. مزیت دیگر استفاده از شوک گیر آن است که سر و صدای سیستم نیز کاهش می یابد. این امر می تواند در سیستم هایی که در آن ها از پمپ ها و انباره های حجم بالا استفاده می شود، بسیار مفید فایده باشد.
باید در هنگام لوله کشی یک سیستم، از به کار بردن خَم های 90 درجه در لوله ها و اتصالات اجتناب نمود. وقتی که روغن با سرعت وارد اتصالی می شود و به سرعت یک پیچ 90 درجه ای را پشت سر می گذارد، تکانه های شدیدی به وجود می آید و شوک ایجاد می شود. این امر به ایجاد نشتی در محل اتصال یا بازویی منجر می شود. یک قوس 45 یا 90 درجه ای می تواند به هنگامی که روغن در لوله جریان دارد، تکانه های شدید آن را کاهش دهد.
محکم کاری درست نیز به منظور کاهش وقوع شوک افزایش فشار در سیستم ضرورت دارد. اگر لوله ها ها در اثر شوک هیدرولیکی از جای خود حرکت کنند این امر نهایتاً می تواند به فرسودگی لوله ها و ایجاد نشتی بیانجامد. مهره های U شکل و بست های فلزی رایج به منظورکنترل و مقاومت در برابر شوک های سیستم هیدرولیک ساخته نشده اند.
بدین منظور باید از یک بست هیدرولیکی مناسب استفاده گردد. باید بست ها را با توجه به ابعاد لوله، در فواصل 150 تا 240 سانتی متری کار گذاشت، و باید آن ها به شکلی محکم نمود که جلوی حرکت لوله و متعاقباً ایجاد نشتی گرفته شود. همچنین در فاصله ی 6 اینچی از نقطه ی پایان لوله نیز باید یک بست کار گذاشته شود.
شیلنگ ها نیز در صورتی که به درستی کار گذاشته شده باشند، می توانند شوک های سیستم را به خود جذب کنند. باید شیلنگ را در محل خروجی پمپ و قبل از جایی که روغن وارد لوله های تقسیم می شود، کار گذاشت. در صورتی که جریان پمپ به یکباره قطع شود، این شیلنگ می تواند شوک حاصله را کاهش دهد.
شیلنگ ها نیز باید قبل از اتصال به شیر، مانیفولد یا سیلندر نصب شوند. تنها استثنا زمانی است که سیلندر به صورت عمودی نصب شده باشد. در این حالت، از شیرهای کنترل خودکار یا شیرهای متعادل کننده استفاده می شود تا روغن را درون سیلندری که در حالت ایستاده قرار دارد، نگه دارند. بنابراین، شیلنگ باید قبل از شیر کنترل یا شیر متعادل کننده نصب شود.
باید از طول کافی شیلنگ اطمینان حاصل نمود، زیرا به هنگام وقوع شوک افزایش ناگهانی فشار، طول آن می تواند تغییر کند. از طرف دیگر، نباید شیلنگ ها را بیش از حد طولانی در نظر گرفت، زیرا در این حالت با شیلنگ های دیگر، تیرک ها و سایر اجزا برخورد کند.
فشار غالباً به صورت تصادفی به وسیله ی شیر تنظیمی که بر روی دستگاه قرار دارد، به منظور افزایش سرعت دستگاه تنظیم می شود. زمانی که یک سیلندر یا موتور هیدرولیک در حال کار است، فشار تنها به حدی بالا می رود که بار جابجا شود. بنابراین، محدودیت حداکثر فشار باید 200 psi بالاتر از فشار مورد نیاز برای جابجایی بار تنظیم شود. اگر فشار بر روی مقدار بالاتری تنظیم شود، هنگام استارت زدن یا خاموش کردن دستگاه، شوک اضافی ایجاد می شود.
در سیستمی که مجهز به پمپ دافع فشار است، تنظیمات پمپ تعیین کننده ی حداکثر فشار سیستم است. وقتی که سیستم به این حد از فشار برسد، ماسوره ی پمپ جبران فشار باز می شود و مانع از کار ایستادن پمپ می گردد. در این حالت، پمپ تنها به اندازه ای روغن می دهد که تنظیمات پمپ دافع حفظ شود.
در پمپ های با جابجایی ثابت، شیر تخلیه ی فشار تعیین کننده ی حداکثر فشار سیستم است. هنگامی که دبی در محل شیر تخلیه ی فشار به اندازه ی تنظیم شده برسد، ماسوره باز می شود و حجم روغن موجود در پمپ را به مخزن منتقل می کند.
اگر سیستم های هیدرولیکی دچار شوک افزایش ناگهانی فشار یا نشتی گردند، با تنظیم صحیح فشار، نصب انباره ها و شوک گیرها در محل های مورد نیاز، اطمینان حاصل کردن از اینکه لوله ها و شیلنگ های سیستم به درستی کار گذاشته شده اند، و نیز افزودن فشارگیرهای خودکار به سیستم، باید بتوانید که شوک یا نشتی را در سیستم هیدرولیکی را کاهش داده یا حتی کاملاً از بین برد.
سه نشانه بیشترین خرابی سیستم های هیدرولیکی: الف:کند شدن در عملکرد سیستم هیدرولیکی ب: بالا رفتن حرارت روغن هیدرولیک ج: ایجاد شدن صدا های غیر معمول.
کاهش راندمان و افت قدرت و سرعت سیستم های هیدرولیکی اولین نشانه وجود مشکل در سیستم های هیدرولیکی می باشد و هرگونه افت در سرعت نمایانگر کاهش جریان سیال (دبی) است و می تواند از نشتی های داخلی یا خارجی نشات گرفته و به وجود آمده باشد. نشتی داخلی باعث ایجاد پایین آمدن فشار سیستم و بالا رفتن حرارت می شود.
در قطعات هیدرولیکی از آب بند هایی استفاده شده است که میزان تحمل این آب بندها حداگثر 800 درجه سلسیوس می باشد و بالا رفتن دما بیش از این باعث خرابی و از بین رفتن آنها و کاهش ویسکوزیته روغن خواهد شد که سیستم را دچار مشکل می نماید. وجود هوا در مدار های هیدرولیکی باعث بالا رفتن درجه حرارت می شود ولی معمولا بالا رفتن درجه حرارت سیال به دلیل کاهش ظرفیت انتقال حرارت و یا افزایش یا تولید بیش از حد حرارت می باشد. معمولا در سیستم های هیدرولیکی برای تبادل و پایین آوردن حرارت از مخازن روغن (که با محیط تبادل می کنند) استفاده می شود که در آن باید محیط اطراف مخزن باز باشد تا بتواند حرارت را انتقال دهد. در موارد دیگر که فشار روی سیستم بالا می باشد و میزان تولید حرارت بالاست و یا فضایی برای قرار دادن منبع با فضای خالی وجود ندارد از سیستم های خنک کننده سیال (رادیات) استفاده می شود که به دو دسته خنک کننده با هوا و خنک کننده با آب تقسیم می شوند. همچنین وجود نشتی باعث بالا رفتن حرارت می شود و بالا رفتن بیش از اندازه حرارت نیز باعث ایجاد نشتی (در صورت رفع نکردن مشکلی کوچک با مبلغی پایین در طول مدت زمان کوتاهی باید هزینه سنگینی بابت تعمیر سیستم هیدرولیکی پرداخت نمود).
زمانی که در مدار سیستم هیدرولیکی هوا وجود داشته باشد چرخش آن در مدار باعث به وجود آمدن صدا هایی نا معقول و ضربه ای می شود همچنین وجود هوا در سیستم نشانه هایی از جمله کف کردن روغن و حرکت های یکباره و غیر معمول عملکرد ها را دارا می باشد. هوای موجود در سیستم به طور معمول از بخش ورود و مکش پمپ هیدرولیک وارد سیستم می شود به همین علت با این که فشاری در قسمت ورودی وجود ندارد آن هم باید با دقت بسته و آب بند شود.
کلیه نشانه های خرابی سیستم هیدرولیکی به هم مربوط می باشند و در صورت وجود یکی از عوامل و برطرف نکردن آن باعث به وجود آمدن یکی دیگر می شود.
سروصدای غیرعادی در سیستمهای هیدرولیک اغلب ممکن است به ۲ دلیل به وجود بیاید:
الف- وجود هوا در روغن هیدرولیک: زمانی که هوا به هر دلیلی به داخل روغن نفوذ میکند، در واقع یک ایراد در سیستم هیدرولیک به وجود آمده است. فشردهشدن و منبسطشدن پیاپی هوا، سروصدایی شبیه به «کوبیدن» تولید میکند. بنابراین اگر در بازدیدهایتان متوجه چنین سروصدایی شدید، یکی از علتهای آن، نفوذ هوا به داخل روغن هیدرولیک است که این مشکل باید بهسرعت بررسی و رفع شود. البته وجود هوا در روغن هیدرولیک، نشانههای دیگری هم دارد. از رایجترین این نشانهها کفکردن روغن و حرکت نامنظم عملگرهاست. وجود هوا در روغن هیدرولیک باعث کاهش عمر مفید روغن میشود و فاسدشدن روغن را به دنبال دارد. همچنین بهدلیل افت خواص ضدسایشی روغن و بهتبع آن داغشدن بیش از حد روغن و سپس سوختن آببندها، باعث آسیبدیدن قطعات سیستم هیدرولیک نیز میشود. هوا معمولاً از طریق ورودی پمپ هیدرولیک وارد سیستم هیدرولیک میشود. به همین دلیل، یکی از مهمترین کارها در هنگام بازدیدهای فنی از یک سیستم هیدرولیک این است که مطمئن شوید خطوط مکش پمپ در بهترین شرایط قرار دارند و کلیه بستها و اتصالات آنها محکم هستند. در خطوط مکش انعطافپذیر یا اصطلاحاً فلکسیبل (Flexible) که نمونه بارز آن «شیلنگها» هستند، به مرور زمان ممکن است منفذهایی به وجود آید. بنابراین بهتر است شیلنگهای کهنه یا مشکوک به فرسودگی مربوط به خط مکش پمپ را در اولین فرصت تعویض کنید. اگر سطح روغن هیدرولیک موجود در داخل مخزن پایین باشد، احتمال پدید آمدن جریان گردابی وجود دارد که در نتیجه آن هوا اجازه ورود به داخل خطوط مکش را پیدا میکند. بنابراین همیشه سطح روغن را در مخزن چک کنید و اگر سطح روغن پایین است، تا حد مناسبی در داخل مخزن روغن بریزید. در بعضی از سیستمها، هوا میتواند از طریق آببند محور پمپ وارد روغن هیدرولیک شود. آببند دور محور پمپ هیدرولیک را چک کنید و اگر نشتی روغن از آن مشاهده کردید، آن را تعویض کنید.
ب- پدیده کاویتاسیون (حفرهزایی): پدیده کاویتاسیون زمانی اتفاق میافتد که حجم روغن تقاضا شده توسط بخشی از یک مدار هیدرولیک بیش از حجم روغنی باشد که مدار میتواند تأمین کند. این موضوع باعث میشود که فشار مطلق در آن بخش از مدار هیدرولیک به پایینتر از میزان فشار بخار روغن هیدرولیک افت کند. نتیجه بروز چنین حالتی تشکیل حبابهای بخار در داخل روغن هیدرولیک است که وقتی متراکم میشوند میترکند و باعث بروز یک سروصدای خاص میشوند. عواقب بروز پدیده کاویتاسیون در سیستم هیدرولیک میتواند بسیار جدی باشد. کاویتاسیون باعث خوردگی فلزات میشود و بنابراین میتواند باعث صدمه دیدن قطعات فلزی موجود در سیستم هیدرولیک (مثل شیرهای هیدرولیک، جک هیدرولیک، هیدروموتور و …) و در نتیجه ورود برادههای فلز به روغن هیدرولیک و آلودگی روغن شود. حتی در بعضی موارد استثنایی، کاویتاسیون میتواند عامل بروز آسیبهای مکانیکی در قطعات سیستم هیدرولیک باشد. اگرچه کاویتاسیون میتواند تقریباً در هر جای یک سیستم هیدرولیک رخ دهد، اما معمولاً در پمپ رخ میدهد. یک صافی مسدودشده مربوط به خط مکش پمپ و یا یک خط ورودی دچار گرفتگی، باعث تبخیر مایعات در خط ورودی میشود. اگر پمپ در خط مکش خود یک صافی یا فیلتر ورودی دارد، حتماً مطمئن شوید که گرفتگی نداشته باشد. این کار را معمولاً با باز کردن درب مخزن و بازدید صافی یا فیلتر خط مکش میتوان انجام داد. اگر یک شیر کنارگذر در خط مکش پمپ نصب شده است، لازم است تا چک شود؛ چون ممکن است کاملاً باز باشد و این خود به ایجاد پدیده کاویتاسیون کمک میکند. بهطور خلاصه خط مکش میان مخزن و پمپ هیدرولیک نباید به هیچ وجه محدود یا مسدود باشد.
داغ شدن بیش از حد روغن هیدرولیک: دمای روغن هیدرولیک باید همیشه پایینتر از دمای بحرانی باشد. دمای بحرانی روغن هیدرولیک طبق استاندارد جهانی حدوداً ۱۸۰ درجه فارنهایت (معادل ۸۲ درجه سانتیگراد) است. اما سالها تجربه کاری بنده در صنعت نشان میدهد که وقتی دمای روغن هیدرولیک به حدود ۷۰ درجه سانتیگراد برسد، احتمال بروز صدمه در قطعات و اجزای سیستم هیدرولیک به میزان زیادی افزایش مییابد. بنابراین شاید بهتر باشد که دمای بحرانی برای روغن هیدرولیک را همان ۷۰ درجه سانتیگراد در نظر بگیریم . روغنهای با دمای بالاتر از ۷۰ درجه سانتیگراد میتوانند به آببندها صدمه بزنند و همچنین فاسد شدن روغن هیدرولیک را تسریع کنند. به همین دلیل عملکرد یک سیستم هیدرولیک در دمایی بالاتر از ۷۰ درجه سانتیگراد به هیچ وجه مجاز نیست و باید از آن اجتناب شود. بالا رفتن دمای روغن هیدرولیک اغلب یا بهدلیل کاهش توان سیستم برای دفع گرماست یا بهدلیل افزایش بار حرارتی سیستم. سیستم هیدرولیک حرارت اضافی را معمولاً از طریق مخزن هیدرولیک دفع میکند. بنابراین وجود مقدار کافی روغن در مخزن از این لحاظ اهمیت زیادی دارد. به همین دلیل سطح روغن در مخزن هیدرولیک باید دائماً چک شود تا همیشه در محدوده مجاز قرار داشته باشد. همچنین باید چک کنید که هیچگونه مانعی برای حرکت جریان هوا در اطراف مخزن وجود نداشته باشد. وجود موانعی مثل گرد و خاک روی بدنه مخزن یا وجود آلودگی در اطراف مخزن مانع تبادل حرارت مخزن با محیط و خنکشدن روغن میشود. موضوع بسیار مهم دیگر سالم بودن مبدل حرارتی (خنککننده روغن) و عملکرد صحیح آن است. در بازدیدهای فنی لازم است مبدل حرارتی (خنککننده روغن) را هم چک کنید تا مطمئن شوید که هسته درون آن گرفتگی یا انسدادی نداشته باشد. بنابراین ضروریست که عملکرد کلیه قطعات و اجزای سیستم خنککن را چک کنید و درصورت لزوم آنها را تعویض کنید. وقتی سیال از یک منطقه فشاربالا بدون انجام کار مفیدی بهسمت یک منطقه فشارپایین حرکت میکند (افت فشار)، حرارت تولید میشود. بر همین اساس هر قطعهای که نشتی داخلی غیرعادی داشته باشد، بار حرارتی سیستم را افزایش خواهد داد. نشتی روغن ممکن است در هر قطعهای رخ بدهد؛ از نشتی داخلی در یک جک که در نتیجه عبور روغن پرفشار از آببند پیستون آن ناشی شده است تا یک شیر فشارشکنی که درست تنظیم نشده است. پس دقت کنید هر قطعهای را که احتمالاً در آن نشتی داخلی وجود دارد و تولیدکننده گرماست، شناسایی و تعویض کنید. دمای بیش از اندازه روغن هیدرولیک علاوه بر آسیبزدن به آببندها و کاهش عمر مفید روغن، باعث نازک شدن فیلم روغن (لایهای از روغن که بین دو سطح فلزی قرار میگیرد) و در نتیجه از بین رفتن خواص ضدسایشی آن نیز میشود. در این حالت روغن نمیتواند بهخوبی سطوح قطعات فلزی سیستم را روانکاری کند و به همین دلیل موجب آسیب دیدن اجزای سیستم خواهد شد. برای جلوگیری از صدمات ناشی از دمای بیش از حد روغن هیدرولیک، بهتر است یک سامانه هشدار افزایش دمای روغن روی سیستم نصب شود و تمام نشانههای دمای بیش از حد، بلافاصله مورد بررسی و اصلاح قرار گیرد.
کند شدن عملکرد سیستم: کاهش سرعت و کیفیت عملکرد یک دستگاه هیدرولیکی اغلب اولین نشانهای است که نشان میدهد در سیستم هیدرولیک آن دستگاه مشکلی وجود دارد. این مشکل معمولاً بهصورت طولانیتر شدن سیکل عملکرد یا کندتر شدن عملکرد خودش را نشان میدهد. به خاطر داشته باشید که در یک سیستم هیدرولیک، شدت جریان روغن، سرعت و پاسخ عملگرها را تعیین میکند. بنابراین افت سرعت، نشاندهنده افت شدت جریان روغن است. روغن هیدرولیک از طریق نشت خارجی یا داخلی میتواند از مدار هیدرولیکی فرار کند. نشتی خارجی مانند یک شیلنگ ترکیده معمولاً آشکار است و بنابراین یافتن آن آسان است. اما تشخیص نشتی داخلی که اغلب در پمپ، شیرها یا عملگرها اتفاق میافتد، در صورتی که به تشخیصدهندههای دارای اشعه ایکس مجهز نباشید، کار بسیار دشواری است.
هر جا نشتی داخلی وجود داشته باشد، حتماً یک افت فشار هم وجود دارد و هرجا که افت فشار وجود داشته باشد، گرما تولید میشود. در این حالت یک ترمومتر (دماسنج) مادون قرمز، ابزار مفیدی برای تشخیص آن قسمتهایی است که نشتی داخلی غیرعادی دارند. با این وجود اندازهگیری دما همیشه نتیجه قطعی در تشخیص نشتی داخلی نمیدهد و در چنین مواردی یک ابزار سنجش میزان جریان هیدرولیک (Flow-tester) هم مورد نیاز است.
کنترل مداوم «سروصدا»، «دمای روغن» و «مدت زمان سیکل عملکرد» یک سیستم هیدرولیک، یک راه مؤثر برای تشخیص شرایطی است که میتواند منجر به خرابیهای پرهزینه قطعات سیستم و توقفات خارج از برنامه در تجهیزات هیدرولیک شود. در اکثر موارد، مشاهدات آگاهانه و هوشیارانه تمام آن چیزی است که لازم است. این موضوع ضرورت وجود برنامهای برای انجام بازرسیهای منظم از سیستمهای هیدرولیک را نشان میدهد.
سه شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲
رله بوخ هلتس
رلۀ بوخ هلتس |
رلۀ بوخ هلتس یک رلۀ حفاظتی برای دستگاهی است که توسط روغن خنک میشود و یا از روغن به عنوان ایزولاسیون در آن استفاده شده است و دارای ظرف انبساط نیز می باشد . این رله با بوجود آمدن گاز یا هوا در داخل منبع روغن دستگاه و یا پائین رفتن سطح روغن از حد مجاز و یا در اثر جریان پیدا کردن شدید روغن بکار می افتد و سبب به صدا درآوردن سیگنال و دادن علامت می شود و یا اینکه مستقیماً دستگاه خسارت دیده را از برق قطع می کند . رلۀ بوخ هلتس به قدری دقیق است که به محض اتفاق افتادن کوچکترین خطائی عمل می کند و مانع آنمی شود که دستگاه خسارت زیادی ببیند.اگر از این رله برای ترانسفورماتور روغنی استفاده شود ، خطاهائی که سبب بکار انداختن رلۀ بوخ هلتس میشوند عبارتند از :
در خطاهای کوچک ، هوا یا گازهای متصاعد شده از روغن ، وارد لولۀ رابط بین ترانسفورماتور و منبع ذخیرۀ روغن (ظرف انبساط) شده و به داخل رلۀ بوخ هلتس که در یک قسمت از این لوله قرار دارد راه یافته و به طرف فسمت بالای رله که به صورت مخزن گاز درست شده است صعود می کند و در آنجا جمعمی شود . گازهای راه یافته به داخل رلۀ بوخ هلتس به سطح فوقانی روغن فشار می آورد و باعث پائین آوردن سطح روغن در رلۀ بوخ هلتس میگردد . این فشار به شناور بالائی رله ، منتقل میشود و آن را به طرف پائین میراند . حرکت شناور باعث بستن و یا باز کردن کنتاکتهائی میشود که جهت دادن فرمان در یک محفظۀ جیوه ای تعبیه شده است . در موقعی که خطا به صورت یک اتصالی شدید باشد ، گازهای متصاعد شده در اثرقوس الکتریکیبه قدری زیاد می گردد که موجب راندن موجی از روغن به داخل ظرف انبساط میشود . اگر سرعت موج روغن از مقدار معینی که قبلاً تنظیم شده است تجاوز کند ، قبل از اینکه گازها به داخل رلۀ بوخ هلتس راه یابند ، دریچه اطمینان رله به کار می افتد و باعث قطع ترانسفورماتور از برق می شود . اگر رلۀ بوخ هلتس دارای دو گوی شناور باشد ، دریچه اطمینان طوری تنظیم می شود که در صورتیکه سرعت حرکت روغن مابین 50 تا 150 سانتیمتر بر ثانیه رسید ، رله قطع کند . در رله هایی که شامل یک گوی شناور میباشد ، دریچه اطمینان با شناور لحیم شده است و در این رله ها وقتی سرعت روغن به 65 تا 90 سانتیمتر بر ثانیه رسید رله عمل می کند . |
دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸
کلیدهای ارت فالت ونشتی جریان برق
کلید های ارت فالت و نشتی جریان برق
یکی از عوامل اصلی در بروز خسارات مالی ، صدمات و تلفات جانی به ویژه در منازل مسکونی ، مراکز اداری ، تجاری و مجتمع های صنعتی عدم رعایت مسائل ایمنی در استفاده از انرژی برق میباشد .
بمنظور حفاظت از جان افراد در مقابل خطر برق گرفتگی و جلوگیری از خطرات جریان نشتی از کلیدهای حفاظت از خطر برق گرفتگی ( محافظ جان ) استفاده می شود . این کلیدها که براساس حساسیت خود به دو نوع خانگی و صنعتی تقسیم می شوند ، علاوه بر حفاظت افراد در مقابل تماس مستقیم و یا غیر مستقیم برق ، با جلوگیری از نشتی جریان در حفاظت دستگاه ها و تجهیزات صنعتی نیز موثر می باشند . براین اساس در صورتی که حساسیت کلیدها تا 30 میلی آمپر باشد این کلید به عنوان حفاظت از جان و در صورتی که حساسیت آن بیشتر از 30 میلی آمپر باشد به عنوان حفاظت از تجهیزات صنعتی بکار می رود .
اساس کار کلیدهای حفاظت از خطر برق گرفتگی ، مقایسه جریان ورودی با جریان خروجی کلید می باشد به طوری که اگر جریان نشتی در مداری که کلید در آن واقع شده است بیشتر از حساسیت کلید باشد کلید عمل کرده و جریان ورودی و در نتیجه مدار را قطع می نماید .
از مزایای دیگر استفاده از کلیدهای حفاظت از خطر برق گرفتگی جلوگیری از بروز آتش سوزی در اثر وجود جریان نشتی می باشد . باتوجه به اینکه یم جریان 5/0 آمپری می توان باعث بروز آتش سوزی شود ، کلید حفاظت از خط برق گرفتگی با تشخیص جریان نشتی و قطع جریان ورودی ، مانع از بروز آتش سوزی می شود . همچنین از آنجا که در صورت وجود جریان نشتی در بدنه وسائل برقی و یا سیستم سیم کشی ساختمان ، این جریان به مرور زمان یاد می شود و احتمال سوختن وسایل برقی و سیستم سیم کشی ساختمان را به وجود می آورد لذا استفاده از کلیدهای حفاظت از خطر برق گرفتگی ، با توجه به کاهش میزان هدر رفتن انرژی الکتریکی و برق مصرفی . صرفه جوئی اقتصادی و حفظ ثروتهای ملی را نیز در بر خواهد داشت .
الف- مشخصات کلیدهای حفاظت از خطر برق گرفتگی ( جریان نشتی ) :
1. دمای کاری کلیدها جهت قطع جریان نشتی متناوب از 25- تا 40- درجه سیلسیوس و با قدرت اتصال کوتاه 6 تا 25 کیلو آمپر می باشد .
2. جهت حفاظت کـلـیـدهـا و مـدار مصرفی در مـقـابـل اتصال کوتاه و اضافه بار بایستی فیوز پشتیبان (Back-Up Fuse) با توجه به جریان نامی کلید و مشخصات ارائه شده در کاتالوگ نصب گردد .
3. کلیدها با جریان نامی 125-16 آمپر تولید می شوند .
4. کلیدها جهت استفاده مشترکین تکفاز ( خـانـگی ) بـه صورت دو پـل ( فـاز + نـول ) و مشترکین سه فـاز ( صنعتی ) به صورت چهار پل ، که می تواند همراه با نول و یا بدون نول ( در سیستم های سه سیمه ) بکار رود .
5. میزان جریان قطع خودکار کلیدها ( حساسیت ) از 10 میلی آمپر تا 5/1 آمپر ، و مدت زمان قطع حداکثر 200 میلی ثانیه است .
ب- دستور العمل نصب :
باتوجه به مقررات و استانداردهای بین المللی ، رعایت موارد ذیل در نصب کلیدهای محافظ جان ضروری می باشد :
1- قبل از نصب بایستی با آمپرمتر مخصوص میزان نشتی جریان در مداری که قرار است . کلید فوق نصب گردد اندازه گیری شود و در صورتیکه میزان جریان نشتی بیشتر از 2% حساسیت نامی کلید باشد پس از نشت یابی و رفع نقص ، اقدام به نصب کلید گردد. این نشتی می تواند بین فاز و زمین ، نول و زمین ، فاز یا نول با فازها و نول ها مدارهای مجاور باشد که در تمام حالت های فوق کلید اقدام به قطع مدار می نماید .
2- در مورد کلیدهای دو پل سیم نول به ترمینال مشخص شده با علامت N و سیم فاز به ترمینال مشخص شده با علامت L متصل می شود .
3- در سیستم تکفاز ، دو سیم نول و فاز و در سیستم سه فاز ، چهار سیم ( سه فاز و نول ) بایستی به ورودی و خروجی کلید متصل گردد.
4- باتوجه به موقعیت نصب ، سیم های ورودی و خروجی می توانند از بالا و یا پائین به کلید متصل شوند که این امر در کارکرد کلید اثری نخواهد داشت .
5- درجه حفاظت کلیدها برای جلوگیری از ورود اجسام خارجی برابر با IP 40 می باشد.
6- کلید عملیات نصب و رفع نقص بایستی توسط فرد متخصص انجام شود .
7- ترمینال های ورودی و خروجی کلیدها باتوجه به آمپر کلید برای بالاترین قطر کابل یا سیم در نظر گرفته شده و از این نظر مشکلی وجود نخواهد داشت .
8- همراه با کلید امکان استفاده از کنتاکت کمکی نیز وجود دارد .
ب- دستور العمل دوره بهره برداری :
قطع جریان برق توسط کلید محافظ جان نشان دهنده آن است که حداقل یکی از وسایل برقی موجود در مدار و یا اینکه سیم کشی ساختمان دارای جریان نشتی می باشد که در این صورت باید ابتدا دو شاخه کلیه وسائل برقی را از پریزها بیرون آورده و پس از وصل مجدد کلید حفاظت از خطر برق گرفتگی مطابق با موارد زیر عمل نمود:
1- چنانچه کلید دوباره جریان برق را قطع نمود :
این امر بدین معنی است که در سیستم سیم کشی داخل ساختمان و یا سیم های خروجی از مدار کلید حفاظت از خطر برق گرفتگی جریان نشتی بوجود آمده است و تا زمانی که این نشتی وجود داشته باشد کلید قابل وصل نخواهد بود و هربار پس از وصل کلید ، بلافاصله فرمان قطع می دهد که در این صورت بایستی توسط فرد متخصص نسبت به رفع نقص اقدام گردد .
2- در صورتی که بعد از خارج نمودن کلیه وسایل برقی از مدار ، کلید حفاظت از خطر برق گرفتگی ، جریان برق را قطع نکند :
این امر بدین معنی است که در سیستم سیم کشی ساختمان مشکلی ندارد و یکی از وسائل برق داری جریان نشتی به بدنه می باشد که در این صورت وسائل برقی را تک تک به برق وصل نموده تا کلید قطع نماید ، قطع کلید نشانه آن است که آن وسیله برقی دارای جریان نشتی به بدنه می باشد که بایستی نسبت به رفع نقص آن اقدام گردد .
در روی هر کلید حفاظت از خطر برق گرفتگی یک شاسی کلید قطع و وصل جهت قطع و وصل جریان عبوری از کلید ، و یک شاسی فشاری زرد رنگ بمنظور تست عملکرد کلید بکار رفته است . با فشار شاسی تست یک جریان نشتی مجازی به وجود می آید و باعث قطع کلید می گردد لذا حداقل هرماه یک بار می بایست از این دکمه استفاده نمود و در صورت کاربرد شاسی تست و عدم قطع مدار ، بایستی حتما" به مسئول نصب اطلاع داده شود تا نسبت به تعویض کلید اقدام نماید .
با استفاده از کلیدهای حفاظت از خطر برق گرفتگی یک عمر آسایش و امنیت و صرفه جوئی اقتصادی خواهید داشت .
تهیه کننده:مهندس کورش کرد
سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷
کورش کُرد- کارشناس رسمی دادگستری خوزستان در رشته: برق، ماشین وتاسیسات کارخانجات
صلاحیتهای کارشناسی کورش کُرد :
- ارزیابی و تعیین خسارت تأسیسات برقی کارخانجات.
- ارزیابی و تعیین خسارت تأسیسات مکانیکی (آب، هوا، بخار و گاز) کارخانجات.
- ارزیابی و تعیین خسارت تأسیسات و تجهیزات شبکه های انتقال و توزیع نیروی برق در واحدهای صنعتی.
- ارزیابی و تعیین خسارت سیستم های حفاظتی ، کنترل و ابزار دقیق کارخانجات.
- ارزیابی و تعیین خسارت ماشین آلات کارگاهی.
- رسیدگی به اختلافات فی مابین کارفرمایان ، مشاوران و پیمانکاران در امور تخصصی مربوط.
- ارزیابی و تعیین خسارت ماشین آلات عمرانی و راه سازی.
- تعیین اجاره بها ، اجرت المثل در امور تخصصی مربوط.
- ارزیابی و تعیین خسارت ماشین آلات و تأسیسات (صنایع غذایی).
- رسیدگی به امور مربوط به مناقصات در امور تخصصی مربوط.
- ارزیابی و تعیین خسارت ماشین آلات و تأسیسات (صنایع فلزی).
- ارزیابی و تعیین خسارت ماشین آلات و تأسیسات کارخانجات.
.
یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵
آشنایی با تاسيسات الكتريكي
آشنایی با تاسیسات الکتریکی
تهیه کننده: مهندس کورش کُرد
بخش اول : آشنایی با تاسيسات الكتريكي
آشنايي با جريان سه فاز
جريان سه فاز در مداري كه سيم بندي القاء شونده آن (آرميچر) از سه دسته سيم پيچ جدا كه هر كدام نسبت به هم 120 درجه الكتريكي اختلاف فاز دارند تهيه مي شود.
انواع اتصال در سيستم سه فاز
در سيستم سه فاز معمولاً از سه نوع اتصال استفاده مي شود :
الف- اتصال ستاره
ب- اتصال مثلث
ج- اتصال مختلط
-محاسبه جريان و ولتاژ در اتصال ستاره
همانطور كه مي دانيم در اتصال ستاره اختلاف سطح هر فاز با سيم نول ولتاژ فازي (UP) و اختلاف سطح هر فاز با فازي ديگر ولتاژ (Ul) را تشكيل مي دهند. مقدار ولتاژ خط از مجموع دو ولتاژ فازي بدست مي آيد. به همين جهت براي بدست آوردن مقدار Ul بايد برآيند دو ولتاژ فازي را رسم و مقدار آن را محاسبه نماييم. بدين ترتيب كه يكي از بردارها را در امتداد و به اندازه خودش رسم كرده و سپس بردار را با بردار پهلويش رسم مي كنيم. رابطه روبرو برقرار است :
اما جرياني كه از هر كلاف عبور مي كند همان جريان خط مي باشد. يعني در اتصال ستاره جريان خط مساوي جريان فاز است . IL=IP
-محاسبه جريان و ولتاژ در اتصال مثلث
در اين روش كلافهاي مصرف كننده يا مولد به شكل مثلث قرار مي گيرند. همانطور كه مي دانيم ولتاژ خط UL در اتصال مثلث همان ولتاژي است كه در دو سر كلاف قرار دارد يعني در اتصال مثلث ولتاژ خط برابر با ولتاژ فاز است : UL = UP
اما جرياني كه از هر خط مي گذرد مجموع برداري جريان دو كلاف بعدي است. پس جريان هر خط 73/1 برابر جريان هر فاز است :
-اتصال مختلط تركيبي از اتصالهاي ستاره و مثلث مي باشد.
توان در مدارهاي سه فاز
در يك اتصال سه فاز توان كل از مجموع توانهاي هر فاز بدست مي آيد : P = P1+P2+P3
اگر بار متعادل باشد داريم : P1 = P2 = P3 = Pph
پس توان كل مي تواند سه برابر توان هر فاز باشد : P = 3Pph
P = Up.lp.COS (j)
در اتصال ستاره توان بصورت زير بدست مي آيد :
و ip=iL
در اتصال مثلث هم رابطه بالا صادق مي باشد.
روشهاي اندازه گيري توان
معمولاً براي اندازه گيري در سيستم سه فاز از دو روش زير استفاده مي كنند :
الف- روش چهار سيم (3 واتمتري)
ب- روش سه سيم (2 واتمتري)
الف- روش چهار سيم :
در اين روش با استفاده از 3 واتمتر كه سر راه هر فاز قرار مي گيرد و سيم نول توان هر فاز جداگانه اندازه گيري شده و مجموع اين سه واتمتر توان كل مي باشد. اگر بار كاملاً متعادل باشد هر سه واتمتر داراي مقادير مساوي مي شوند. پس در يك بار متعادل فقط از يك واتمتر هم مي توان استفاده كرد.
ب- روش سه سيم :
در اين روش بدون سيم نول عمل مي شود. دو واتمتر كه هر كدام بين دو فاز قرار مي گيرد البته فاز وسط براي فازهاي اول و سوم مشترك است توان كل از مجموع دو واتمتر بدست مي آيد.
مزاياي سيستم سه فاز
1- در جريان تكفاز مقدار قدرت لحظه اي در قسمتهايي به صفر مي رسد اما در جريان سه فاز هيچگاه توان لحظه اي صفر نمي شود چون اگر يكي از فازها مقدارش به صفر برسد فازهاي ديگر داراي مقادير هستند.
2- راه اندازي موتورهاي آسنكرون : مي دانيم كه براي گردش موتورهاي آسنكرون احتياج به ميدان دوار است كه اين ميدان با جريان تكفاز ساخته نمي شود.
3- تبديل جريان متناوب به جريان مستقيم : دامنه يكسو در تبديل سيستم سه فاز به جريان مستقيم داراي ضربان كمتري نسبت به جريان يكسو شده توسط جريان متناوب تكفاز بوده و ضريب بهره آن زياد است.
عايق كابلها
براي پوشش عايقي سيم ها از پلاستيك / لاستيك و يا از كاغذ استفاده مي شود. امروز كابل با عايق پلي وينل pvc بيشتر از كابلهاي ديگر بكار مي رود. عايق ديگري بنام پلي اتيلن نيز وجود دارد. عايق اكثر كابلهاي جريان قوي از كاغذ آغشته به روغن تهيه مي شود.
از عايق لاستيكي در جاهايي كه احتياج به چرخش زياد باشد نيز استفاده مي كنند.
ساختمان كابلهاي فشار قوي و حفاظت آنها :
قسمت اصلي ساختمان كابلها هادي و عايق آن است. ضمناً كابل را بايد در مقابل پديده هاي زير حفاظت نمود :
الف- حفاظت در مقابل فشار و ضربه هاي مكانيكي
ب- حفاظت در مقابل زنگ زدگي و اكسيد شدن هادي
پ- حفاظت در مقابل اثرات شيميايي و پوسيدگي
ت- حفاظت در مقابل اثرات ميدان الكتريكي و اتصال كوتاه شدن و ميدان هاي خارجي و جريان زياد
علايم اختصاري كابلها
علايم اختصاري كابلهاي لاستيكي و پلاستيكي به شرح زير است :
|
1-كابل با هادي مسي مطابق استاندارد VDE |
N |
|
2-كابل با هادي آلومينيومي مطابق استاندارد |
NA |
|
3-عايق پروتودور PVC اولين Y در توالي حرف |
Y |
|
4-عايق پروتونن PET اولين Y2 در توالي حرف |
Y2 |
|
5-علامت كاغذ متاليزه دور عايق سيم |
H |
|
6-باندراژ محافظ فولادي |
F |
|
7-باندراژ محافظ فولادي |
R |
|
8-باندراژ محافظ فولادي به شكل نوار |
B |
|
9-هادي مسي متمركز در كابلهاي فشار ضعيف |
C |
|
10-علامت سيم صفر كه بصورت لوله دور عايق سه سيم ديگر پيچيده شده |
C |
|
11-سيم زمين |
C |
|
12-كابل خرطومي |
CW |
|
13-غلاف مسي |
S |
|
14-مفتول نگهدارنده براي كابلها در هوا |
T |
|
15-غلاف پروتودور |
Y |
|
16-روپوش پروتونن |
Y2 |
بعد از حروف اختصاري تعداد سيم هاي داخل كابل و مقطع آنها با عدد مشخص و نوع مقطع با حروف زير تعيين مي شود :
r : مقطع گرد s : مقطع مثلثي e : هادي يك رشته اي m : هادي چند رشته اي
معمولاً ولتاژ نامي فازي را با Vo و ولتاژ خطي را با حرف V بعد از علامات اختصاري ذكر مي كنند.
مثال : مشخصات كابل زير را بخوانيد. NYY 3*50+ 25 sm
(0/6 / 1kv)
كابل سه فاز با هادي مسي به مقطع 50 ميلي متر مربع و سيم نول به مقطع 25 ميلي متر مربع با مقطع مثلثي چند رشته اي با عايق و غلاف پروتودور (pvc) براي ولتاژ 6/0 كيلو وات فازي و 1 كيلو ولت خطي بدون محافظ. چون اين كابل داراي نوار محافظ نيست در جايي مصرف مي شود كه هيچگونه فشار مكانيكي به آن وارد نشود.
فيوز
از فيوز براي محافظت سيم و كابل ودستگاههاي اندازه گيري؛ ترانسفورماتور؛ ماشينهاي الكتريكي و ديگر مصرف كننده ها در مقابل جريانهاي اضافي و اتصال كوتاه استفاده مي شود. البته فيوز در جايي بكار مي رود كه ارزش نصب يك رله و يا يك كليد جريان را نداشته باشد.
فيوزها براساس مقدار ولتاژ و نوع ساختمان قطع كننده شان به انواع زير تقسيم مي شوند :
الف- فيوز حرارتي ذوب شونده
ب- فيوز حرارتي (بي متال)
پ- فيوز مغناطيسي
ت- فيوز توان بالا NH
ث- فيوز فشار قوي HH
الف- فيوزهاي حرارتي ذوب شونده :
در فيوز ذوب شونده يك سيم حرارتي وجود دارد كه سر راه جريان بسته مي شود و در اثر عبور جريان زياد گرم شده و در درجه حرارت معيني ذوب مي شود و مدار را قطع مي كنند جرقه اي كه در زمان قطع ايجاد مي شود باعث سوختن وسياه شدن كنتاكت و عايق هاي اطراف مي شود كه بايستي برطرف گردد.
براي برطرف نمودن اثر جرقه سيستم حرارتي را در داخل يك فشنگ چيني يا سفالي عبور مي دهند و اطراف سيم را با ذرات كوارتز پر مي كنند جرقه ايجاد شده در اثر قطع توسط براده كواتز خنك شده و از بين مي رود.
براي تشخيص فيوز ساخته از پولك نشانه استفاده مي كنند. اين پولك توسط سيم نازكي محكم شده است.
اين سيم نازل در هنگام ذوب شدن سيم داخل فيوز پاره شده و پولك توسط نيروي فنر كوچك كه در زير آن قرار گرفته قدري به خارج پرتاب مي شود و نشان مي دهد كه فيوز سوخته است. ضمناً رنگ پولك فيوز نشان دهنده جريان اسمي فيوز است. (جدول1-1)
|
جريان نامي |
2 |
4 |
6 |
10 |
16 |
|
رنگ پولك |
صورتي |
قهوه اي |
سبز |
قرمز |
خاكستري |
|
جريان نامي |
20 |
25 |
35 |
50 |
63 |
|
رنگ پولك |
آبي |
زرد |
سياه |
سفيد |
مسي |
|
جريان نامي |
80 |
100 |
125 |
160 |
200 |
|
رنگ پولك |
نقره اي |
قرمز |
زرد |
مسي |
آبي |
ب-فيوز حرارتي بي متال
فيوز حرارتي بي متال براي حفاظت در مقابل بار اضافي مدار را قطع مي كند. بي متال در مقابل حرارت ناشي از بار اضافي لحظه اي تغيير شكل داده و باعث قطع مدار مي شود.
پ-فيوز مغناطيسي
فيوزهاي مغناطيسي نيز تابع شدت جريان هستند. در اثر بروز اضافه بار ميدان مغناطيسي سيم پيچي فيوز قوي شده و براساس خاصيت جذب يك هسته آهني مدار را قطع مي كند. در اين فيوزها زمان قطع خط را مي توان بوسيله فنر تنظيم كرد. در بين فيوزهاي مغناطيسي فيوز سريع نيز وجود دارد كه قطع مدار در زمان معيني تنظيم نمي شود بلكه فيوز با عبور جريان بيشتر از نامي خط فوراً قطع مي گردد.
ت- فيوز توان بالا
در شبكه هاي فشار ضعيف با توان زياد از فيوزهاي NH استفاده مي شود. اين فيوزها داراي دسته اي مي باشند كه توسط آن فيوزها در جاي خود مي اندازند و يا خارج مي كنند و به آن فيوزكش گويند.
ث- فيوز فشار قوي
فيوزهاي H.H براي فشار قوي مورد استفاده قرار مي گيرند و خيلي بلندتر از فيوزهاي معمولي تا 500 ولت است. براي حفاظت ترانسفورماتورهاي توزيع و اندازه گيري مورد استفاده قرار مي گيرند.
فيوز H.H فقط در جايي بكار برده مي شود كه قدرت اتصال كوتاه از MVA400 تجاوز نكند. ساختمان فيوز H.H شبيه فيوز فشار ضعيف است. در داخل يك لوله چيني يا فيبري بزرگ سيم فيوز بصورت مارپيچ قرار گرفته و در دو انتها به دو کلاهك فلزي محكم شده است. سيم فيوز بطور آزاد در داخل براده كوارتز قرار گرفته يا مدار در داخل لوله دندانه است و سيم از داخل دندانه ها عبور كرده است. فيوزهاي فشار قوي داراي يك سيم فرعي اند كه با قطع شدن آن دکمه اي به خارج پرتاب مي شود و نشان مي دهد كه فيوز سوخته است. مي توان از حركت اين دكمه براي مدار فرعي استفاده كرد كه از قطع فيوز در داخل اطاق فرمان اطلاع حاصل كرد.
انتخاب نوع فيوز
براي خطوط ساده فيوزهاي ذوب شونده جهت حفاظت كافي است. اما در شبكه هاي گسترش يافته با مصرف كنندگان صنعتي تنها فيوزهاي ذوب شونده كافي نيست. زيرا در صورت سوختن يكي از سه فيوز قبل از دو فيوز ديگر موتور تحت ولتاژ دو فاز باقي مانده و خطر سوختن آن در بين است. بايد از فيوز بي متال و مغناطيسي استفاده كرد مقدار فيوز براي كابل يا سيم معلوم با توجه به شدت جريان مجاز عبوري از سيم و جريان نامي فيوز انتخاب مي شود.
جداول زير جريان مجاز سيم و فيوز را مشخص مي كنند.
تعيين افت ولتاژ مجاز و انتخاب سطح مقطع هادي
خطوط هادي الكتريسيته در حقيقت مقاومتهاي الكتريكي هستند كه از آنها جريان عبور مي كند. با اتصال مصرف كننده به چنين خطوطي و عبور جريان از آنها در خط افت ولتاژ پديد مي آيد.
با توجه به قانون اهم : مقاومت خط × جريان مصرفي = افت ولتاژ
DU = l.R
در انتهاي خط ولتاژ به اندازه DU2 كمتر از ولتاژ ابتداي خط است. آنچه كه براي مصرف كننده مهم است تامين توان نامي آن است.
براي رسيدن به اني امر بايد نكات زير را درگرفت :
الف- سطح مقطع كابل و در نتيجه مقاومت آن را بايد طوري انتخاب كرد كه افت توان از حد معيني تجاوز نكند و در ضمن حرارت ايجاد شده در اثر عبور جريان از حد معيني تجاوز نكند.
ب- هاديها بايد استحكام مكانيكي كهفي داشته باشند. حداكثر افت ولتاژ به درصد در شبكه هاي گوناگون مطابق جدول زير مي باشد :
|
ولتاژ نامي شبكه |
220/330 |
KV6 |
KV30 |
KV60 |
حداكثر افت ولتاژ |
%5/3 |
%5 |
%10 |
%10 |
افت ولتاژ قابل در فشار ضعيف براي مصرف كننده هاي مختلف چنين است :
1- افت ولتاژ در مورد مصرف كننده هاي روشنايي 5/1 درصد
2- افت ولتاژ در مورد مصرف كننده هاي الكترومغناطيسي مانند موتور و غيره 3 درصد
موازي بستن آلترناتورها :
اتصال يك آلترناتور با آلترناتور ديگر بطور موازي و يا اتصال آلترناتوري به يك شبكه جريان متناوب را عمل سنكرونيزاسيون مي نامند. و براي سنكرونيزاسيون مناسب شرايط زير لازم است :
الف- تساوي ولتاژ موثر آلترناتورها
ب- متناسب بودن سرعت به طوري كه فركانسها باهم برابر باشند.
پ- تساوي فازها
بخش دوم : وسايل كنترل ساده
كليدها
جهت كنترل وسايل الكتريكي و مصرف كننده ها از وسايل مختلفي استفاده مي شود كه ساده ترين اين وسايل كليدها هستند. بطور كلي كليد وسيله اي است كه با تغيير حالتي كه در اين وسيله ايجاد مي شود. باعث قطع يا وصل مدار مي شود. عمل تغيير حالت كليد از نيروي مكانيكي ناشي مي شود و نيز اينكه اين نيروي مكانيكي مستقيماً به كليد اعمال شود و يا توسط انرژي ديگر مثل الكتريسيته.
مي توان كليدها را كلاً به دو دسته تقسيم نمود :
الف- كليدهاي ساده :
براي تغيير حالت احتياج به انرژي مكانيكي دارند كه بصورتهاي يك پل و دو پل و سه پل و … ساخته مي شوند كه از نظر ساختمان خود نيز به چند دسته تقسيم مي گردند.
ب- كليدهاي مركب :
اين كليدهاي نيروي مكانيكي را جهت تغيير حالت از انرژي واسطه اي دريافت مي كنند مثل رله ها و كنتاكتورها.
انواع كليدهاي ساده :
كليدهاي ساده بطور كلي به دو دسته تقسيم بندي مي شوند :
كليدهاي لحظه اي (شستي ها)
كليدهاي دائمي كه معمولاً از نظر ساختمان بصورتهاي اهرمي و غلطكي و زبانه اي ساخته مي شوند كه در مورد هركدام توضيحاتي داده مي شود.
1-كليد اهرمي ساده
كليد اهرمي ساده از جمله ساده ترين كليدها بوده و بوسيله اهرمي كه به تيغه هاي كليد نيرو وارد مي كند ارتباط برقرار مي نمايد. تيغه هاي كليد به صورت يكنواخت به كنتاكتهاي ثابت وصل مي شوند. معمولاً از كليدها بيشتر براي جداكردن مدارهاي كم جريان استفاده مي كنند. در صنعت اغلب به اين «كليد چاقويي» و يا «كليد كاردي» مي گويند. در كليدهاي جريان كمتر با استفاده از دو كنتاكت كه با فاصله قرار دارند با بستن رشته سيم نازكي عمل فيوز را براي هر تيغه انجام مي دهند و در كليدهاي قدرت بالاتر از فيوزهاي كاردي (NH) در زير تيغه استفاده مي كنند.
2-كليدغلطكي
ساختمان اين كليدها از يك استوانه عايق كه حول محوري بصورت غلطك حركت مي كند تشكيل شده در روي استوانه در قسمتهاي لازم قطعات هادي بصورت نوار قرار داده شده فرم استوانه و قطعات هادي بصورتي است كه با حركت استوانه در حول محورش مي تواند كنتاكتهاي ثابتي را به هم وصل و يا از هم جدا نمايد.
3-كليد زبانه اي
در كليد غلطكي به خاطر تماس و سائيدگي كه بين نوار هادي و كنتاكتهاي ثابت بوجود مي آيد از عمر كليد كاسته مي شود. به همين خاطر از كليد غلطكي كمتر استفاده مي شود و بجاي آن از كليد زبانه اي استفاده مي شود.
در اين كليد بجاي قراردادن نوار هادي روي استوانه استوانه را طوري طراحي مي كنند كه داراي برجستگي و فرورفتگي هايي مي باشد كه اين استوانه حول محور خود حركت كرده و زبانه هايي را بالا و پائين مي برد. زبانه مزبور كنتاكتهاي متحرك را به كنتاكتهاي ثابت وصل و ياآنها را از هم جدا مي كند. اين كليد بصورتهاي روكار و توكار بكار مي رود.
راه اندازي الكتروموتور با استفاده از كليدهاي ساده :
مصرف كننده هاي سه فاز و الكتروموتورهاي با قدرت كم را مي توان بطور مستقيم به شبكه وصل كرد. در راه اندازي به طور مستقيم از انواع كليدهاي ساده استفاده مي كنند. معمولاً اين گونه كليدها 6 كنتاكت دارند كه سه كنتاكت ورودي با حرفهاي R,S,T و سه كنتاكت خروجي به حرفهاي U,V,W مشخص و داراي دو حالت قطع و وصل مي باشند كه با علامتهاي (O) براي قطع و (I) براي وصل. در نقشه هاي الكتريكي كليدها را در حالت قطع نشان مي دهند.
راه اندازي موتورها با استفاده از كليد ستاره – مثلث :
همانطوريكه گفته شد موتورهاي قدرت پائين را مي توان بطور مستقيم به شبكه وصل كرد.
اما الكتروموتور با قدرتهاي بالاتر را به علت جريان نسبتاً زياد در راه اندازي نبايد مستقيماً به شبكه وصل كرد بلكه بطور تدريجي، كه روشهاي مختلفي براي اين كار وجود دارد كه ساده ترين آنها راه اندازي به روش ستاره مثلت است كه هم با كليدهاي ساده و هم مركب قابل اجرا مي باشد.
كليدهاي ستاره- مثلث ساده نيز معمولاً بصورت غلطكي و زبانه اي ساخته مي شدند.
اين كليد ابتدا سيم پيچهاي موتور را بصورت ستاره به شبكه وصل مي كند. پس از اينكه موتور به سرعت نرمال خود رسيد، با تغيير حالت كليد سيم پيچهاي موتور را به حالت مثلث در شبكه قرار مي دهد.
پس كليد داراي سه حالت قطع – ستاره و مثلث مي باشد.
بخش سوم : كليدهاي مركب
كليدهاي مركب
همانطور كه گفته شد كليدهاي مركب نيروهاي مكانيكي جهت قطع و وصل را از انرژي واسطه اي مانند الكتريسيته دريافت مي كنند مانند رله و كنتاكتور.
تعريف رله :
بطور كلي رله به دستگاهي گفته مي شود كه در اثر تغيير كميت الكتريكي و يا كميت فيزيكي مشخص تحريك شده و موجب بكار افتادن دستگاه يا ماشيني بشود.
تعريف كنتاكتور :
كنتاكتور نيز يك رله است (كليد بوبين دار) كه مانند كليد ساده سه فاز داراي سه كنتاكت براي وصل مدار قدرت و كنتاكتهاي كمكي جهت مدار فرمان مي باشد و اساس كارش بر مبناي بوبين سيم پيچي شده با هسته آهني است.
-سيم پيچ كنتاكتور ممكن است با جريان مستقيم يا متناوب و يا ولتاژ هاي 330، 220، 127، 110 و … و با جريان كم تحريك شود. هسته آهني از دو قسمت كه يكي ثابت و ديگري متحرك است ساخته شده.
قسمتي كه در زير قرار گرفته ، ثابت و قسمت بالائي متحرك است و توسط فنر از قسمت ثابت فاصله مي گيرد. سيم پيچ كنتاكتور روي قرقره پيچيده در وسط هسته جاي مي گيرد. زماني كه اين بوبين تحريك شود بخش ثابت هسته بخش متحرك را به سمت خود مي كشد و هنگامي كه بوبين از منبع انرژي قطع شود.
فنرها قسمت متحرك را مجدداً به جاي خود برمي گردانند.
بر روي قسمت متحرك، كنتاكتهاي كنتاكتور نصب شده است كه با حركت هسته بالا و پائين مي روند.
و با كنتاكتهاي ثابتي كه در اطراف كنتاكتور قرار دارد تماس برقرار مي كنند. بدين ترتيب كه كنتاكتهايي كه از نظر الكتريكي باز بودند، در اثر جذب هسته بالايي بسته و كنتاكتهاي بسته باز مي شوند.
كنتاكتهاي يك كنتاكتور به دو دسته اصلي و فرعي تقسيم مي شوند :
كنتاكتهاي اصلي براي ورود جريان سه فاز از شبكه به مصرف كننده و كنتاكتهاي فرعي به عنوان كنترل در مدار فرمان عمل مي كنند. معمولاً جرياني كه كنتاكتهاي فرعي مي توانند از خود عبور دهند كمتر از جرياني است كه كنتاكتهاي اصلي از خود عبور مي دهند.
ساختمان داخلي كنتاكتور بصورت زير مي باشد :
قاب نگهدارنده كنتاكتهاي بالايي
تيغه اصلي
بوبين
هسته
حلقه اتصال كوتاه
كنتاكت اصلي
كنتاكت فرعي
بست نگهدارنده
فنر
قاب نگهدارنده كنتاكتهاي پايين
كانال جداكننده
پين نگهدارنده
كنتاكت اصلي
كنتاكت فرعي
بست نگهدارنده
مشخصات كنتاكتور :
مشخصات الكتريكي و حرارتي و مكانيكي هر كنتاكتور بصورت زير مي باشد :
الف- ولتاژ نامي :
هر كنتاكتور ممكن است در شبكه هاي مختلفي از ولتاژ و فركانس كار كند لذا بايد قطعات آن از نظر عايق تحمل ولتاژ و فركانس شبكه مزبور را داشته باشد.
ب- جريان نامي :
حجم و شكل هر كنتاكتور مانند هر كليد ديگر بايد متناسب باشد با جرياني كه آن را قطع و وصل مي كند و نيز نوع بار مهم است. به عنوان مثال كنتاكتور 63 آمپري براي يك بار القايي مي تواند جريان بيشتري را براي يك بار اهمي مثلاً روشنايي تحمل كند. به همين دليل شرايط كار در 4 حالت زير استاندارد شده است : RC1 , RC2 , RC3 , RC4
|
ولتاژ نامي |
جريان نامي |
انرژي مصرفي |
درجه حرارت |
جريان حرارتي |
تعداد تيغه ها |
|
زمان قطع |
زمان وصل |
عمر مكانيكي |
نرم (استاندارد) |
---------- -- |
------------- |
RC1 :
اين نوع شامل كليه دستگاههاي غيرالقايي مي باشد.
نوع RC2 :
اين حالت براي راه اندازي الكتروموتور با رتور سيم پيچي مي باشد. جريان راه اندازي تقريباً دو برابر جريان نامي موتور است البته مقدار دقيق جريان بستگي به مقاومت مدار رتور دارد.
در حالت بازشدن تيغه ها جريان نامي موتور را قطع مي كنند. ولتاژي كه در دو سرآنها بوجود مي آيد تابعي است از نيروي ضدمحركه موتور و حالت قطع به اساني انجام مي پذيرد.
نوع RC3 :
اين حالت براي راه اندازي الكتروموتورهاي القايي رتور قفسي است. در حالت بسته شدن كنتاكتور جريان راه اندازي الكتروموتور را تحمل مي كند و در زمان بازشدن جريان نامي كه توسط موتور از شبكه كشيده مي شود را قطع مي كند.
نوع RC4 :
اين حالت شامل راه اندازي، ترمز، تغيير جهت جريان در الكتروموتورهاي رتور قفسي است. در اين حالت نيز جريان در زمان بسته شدن كنتاكتور جريان راه اندازي 5 تا 7 برابر جريان موتور است. قطع در اين نوع تقريباً مشكل است.
الف- انرژي مصرفي :
ب- انرژي مصرفي :
سيم پيچ بوبين هر كنتاكتور را مي توان براي كار با ولتاژهاي مختلف طراحي نمود از 12 ولت جريان مستقيم تا 500 ولت جريان متناوب. البته اگر جريان مستقيم به سيم پيچ داده شود، بهتر است.
به همين علت در بعضي از كنتاكتورها با استفاده از يكسوكننده ها جريان متناوب شبكه را براي مصرف سيم پيچ كنتاكتور يكسو مي كنند.
به علت عبور جريان از سيم پيچ بوبين، كنتاكتور بصورت يك مصرف كننده، مقداري توان مصرف كرده و گرم مي شود. يك كنتاكتور خوب بايد داراي مصرف داخلي كم باشد. براي كم كردن مصرف كنتاكتور مي توان از يك مقاومت كه بعد از عمل كردن كنتاكتور با سيم پيچ بوبين سري مي شود استفاده كرد.
پ- درجه حرارت كار :
كنتاكتور نيز مانند ديگر وسايل، در درجه حرارت معيني از محيط بايد قابل كاركردن باشد. معمولاً درجه حرارت كار كنتاكتور از 20- تا 60+ سانتي گراد است.
ت- جريان حرارتي :
حداكثر جرياني كه در اثر عبور آن كنتاكتور خراب مي شود را جريان حرارتي كنتاكتور مي نامند.
و اين جريان غير از جريان نامي كنتاكتور است. جريان مزبور نيز روي كنتاكتورها نوشته مي شود.
ث- تعداد تيغه ها :
همانطور كه گفته شد هر كنتاكتور داراي دو قسمت تيغه است. تيغه هاي اصلي كه معمولاً سه تيغه باز براي قطع و وصل مدار قدرت و تعدادي تيغه هاي فرعي باز و بسته كه در اصطلاح به آن تيغه هاي كمكي گويند.
ج- زمان قطع و وصل :
عمر مكانيكي :
هر كنتاكتور پس از زمان معيني فرسوده و غيرقابل استفاده مي گردد. اين زمان را عمر مكانيكي كنتاكتور مي نامند.
د- نرم (استاندارد) كنتاكتور :
كنتاكتورها با استاندارهاي مشخصي ساخته مي شوند كه استانداردها بصورت زير با علامتهاي اختصاري آمده است :
|
1-نرم آلماني |
VDE – DIN |
|
2-نرم فرانسوي |
UTE – NF |
|
3-نرم انگليسي |
B.S |
|
4-نرم كانادايي |
CSA |
|
5-نرم انتشارات كميسيون بين المللي الكترونيك |
I.E.C |
آشنايي با قطع كننده هاي ولتاژ (سكسيونرها) و كليدهاي قدرت (ديژنكتورها).
به طور كلي كليدها وسيله ارتباط سيستمهاي مختلف هستند و باعث عبور و يا قطع جريان مي شود. كليد در حالت بسته يعني عبور جريان و يا در حالت باز يعني قطع جريان داراي مشخصاتي به شرح زير مي باشد :
1-در حالت قطع داراي استقامت الكتريكي كافي و مطمئن در كل قطع شدگي است.
2-در حال وصل بايد كليد در مقابل كليه جريانهايي كه امكان عبور آن در مدار هست حتي جريان اتصال كوتاه مقاوم و پايدار باشد و اين جريانها و اثرات ناشي از آن نبايد كوچكترين اختلالي در وضع كليد و هدايت صحيح جريان به وجود آورد. بدين ترتيب بايد كليد فاز قوي در مقابل اثرات ديناميكي و حرارتي جريانها مقاومت باشد. البته براي اينكه ساختمان كليد ساده تر و از نظر اقتصادي مقرون به صرفه باشد. اغلب استقامت الكتريكي و ديناميكي و حرارتي كليد را توسط دستگاههاي حفاظتي تا حدودي محدود مي كنند كليدهاي فشار قوي را مي توان برحسب وظايفي كه به عهده دارند به انواع مختلف زير تقسيم نمود :
1- كليد بدون بار يا سكسيونر
2- كليد قابل قطع زير بار يا سكسيونر قابل قطع زير بار
3- كليد قدرت يا ديژنكتور
1-سكسيونر ساده :
سكسيونر وسيله قطع و وصل سيستمهايي است كه تقريباً بدون جريان هستند به عبارتي ديگر سكسيونر قطعات و وسايلي را كه فقط زير ولتاژ هستند از شبكه جدا مي سازد. برحسب اين تعريف در صورتي كه اختلاف پتانسياي بين دو كنتاكت سكسيونر ظاهر نشود قطع آن بلامانع است. همينطور وصل سكسيونر كه بين دو كنتاكت آن تفاوت پتانسيلي موجود نباشد مجاز خواهد بود از آنچه گفته شد چنين نتيجه مي شود كه در واقع سكسيونر يك ارتباط دهنده يا قطع كننده مكانيكي بين سيستمها است. سكسيونر بايد در حالت بسته يك ارتباط مكانيكي محكم و مطمئن در كنتاكت هر قطب برقرار سازد و مانع افت ولتاژ گردد لذا بايد مقاومت عبور جريان در محدوده سكسيونر كوچك باشد تا حرارتي كه در اثر كار مداوم در كليد ايجاد مي شود از حد مجاز تجاوز نكند.
اين حرارت توسط ضخيم كردن تيغه و بزرگ كردن سطح تماس در كنتاكت و فشار تيغه در كنتاكت دهنده كوچك نگه داشته مي شود در ضمن بايد سكسيونر طوري ساخته شود كه در اثر جرم و وزن تيغه يا فشار باد و برف و غيره خود به خود بسته نشود.
موارد استعمال سكسيونرها :
به منظور حفاظت اشخاص و متصديان مربوطه در مقابل برق زدگي بكار برده مي شود به اين جهت طوري ساخته مي شوند كه در حالت قطع شدگي يا چسبندگي به طور واضح وآشكار قابل رويت باشند. يعني در هواي آزاد انجام گيرند. از آنجايي كه سكسيونر باعث بستن يا بازكردن مدار الكتريكي نمي شود (براي بازكردن و بستن هر مدار الكتريكي فشار قوي احتياج به يك كليد ديگري خواهيم داشت به نام) كليد قدرت كه قادر است مدار را تحت هر شرايطي باز كند سكسيونر وسيله اي است براي ارتباط كليد قدرت به شين و يا هر قسمت ديگري از شبكه كه داراي پتانسيل است. سكسيونر را مي توان از نظر ساختماني به انواع مختلف زير تقسيم نمود :
1- تيغه اي 2- كشويي 3-دوراني 4-قيچي اي.
براي جلوگيري از قطع و وصل بي موقع و در زير بار سكسيونر معمولاً بين سكسيونر و كليد قدرت چفت و بست مكانيكي يا الكتريكي به نحوي برقرار مي شود كه هنگام وصل بودن كليد قدرت سكسيونر را به هيچ وجه نتوان قطع يا وصل كرد.
مشخصات مهم يك سكسيونر كه گوياي مشخصات فني و استقامت الكتريكي و ديناميكي است.
ولتاژ نامي Vn
جريان نامي In
جريان اتصال كوتاه ضربه اي Is
جريان اتصال كوتاه كوتاه مدت (معمولاً 1 تا 3 ثانيه) Ith
سكسيونرهاي قابل قطع زيربار :
به علت اينكه در بيشتر شبكه ها و پستهاي كوچك كليد قدرت و سكسيونر و وسايل اضافي مربوط به چفت و بست آنها مبالغ زيادي از مخارج و هزينه كل تاسيسات را شامل مي گردد و به علت اينكه در اغلب موارد نصب كليد قدرت با مزاياي قطع و وصل سريع آن حتماً لازم و ضروري نيست كليد سكسيونر قابل قطع زير بار طرح و ساخته شد سكسيونر قابل قطع زير بار در ضمن اينكه بايد وظيفه يك سكسيونر را انجام دهد يعني در ضمن برداشتن ولتاژ يا قطع شدگي قابل رويت و مطمئن در مدار شبكه فشار قوي بوجود آورد بايد قادر باشد مانند يك ديژنكتور نيز قدرتها و جريانهاي كوچك الكتريكي را نيز قطع كند لذا هر سكسيونر قابل قطع زير بار بايد داراي وسيله اي براي قطع فوري جرقه باشد. سكسيونر قابل قطع زيربار اصولاً داراي قدرت وصل بسيار زياد است و مي تواند شدت جريانهايي با شدت 25 تا 75 كيلوآمپر را به خوبي وصل كند.
ولي قدرت قطع آن كم واز 400 تا 1500 آمپر تجاوز نمي كند لذا نتيجه مي شود كه اين كليدها براي قطع جريان اتصال كوتاه ساخته نشده و مناسب هم نمي باشند. در صورتي مي توان از سكسيونر قابل قطع زيربار در شبكه هاي فشار قوي استفاده كرد كه مجهز به فيوزهاي فشارقوي باشند فيوزهاي فشار قوي در ولتاژ 20 كيلو ولت داراي قدرت قطعي در حدود 400 مگاولت آمپر مي باشند كه جريان اتصال را در همان مراحل ابتدايي قطع مي كنند از آنچه گفته شد نتيجه مي شود كه سكسيونر قابل قطع زيربار فقط براي قطع جريان نامي شبكه مناسب است و جريان اتصال كوتاه را فيوز قطع مي كند نه كليد البته بايد متذكر شد كه پس از قطع جريان اتصال كوتاه توسط سوختن فيوز ساچمه فيوز به طور خودكار باعث قطع سكسيونر به صورت سه فازه خواهد شد چون سكسيونر قابل قطع زيربار بايد مدارهاي حاصل جريان را قطع و وصل بكند. بنابراين بايستي مجهز به محفظه احتراق بوده كه در داخل آن محفظه احتراق جرقه و قوس الكتريكي حاصل از قطع و وصل جريان را خاموش كند.
به محض فرمان قطع كليد تيغه اصلي از كنتاكت تيغه اصلي از كنتاكت ثابت كليد جدا مي شود و قوس الكتريكي كه ايجاد مي گردد در اثر دو عامل زير خاموش مي گردد :
1- در اثر حرارت قوس الكتريكي مقداري گاز از سطح داخلي عايق متصاعد شده كه باعث خنك شدن جرقه شده و عمل خاموش شدن جرقه را سهل تر مي سازد.
2- فاصله بين دو كنتاكت داراي جرقه در اثر بازشدن فنر در داخل محفظه احتراق به سرعت زياد شده اين اضافه فاصله باعث قطع جرقه مي گردد.
كليد قدرت يا ديژنكتور :
ديژنكتور كليدي است كه مي تواند در موقع لزوم جريان عادي شبكه و در موقع بروز خطا جريان اتصال كوتاه و يا جريان اتصال زمين و يا هر نوع جرياني با هر اختلاف فازي را سريعاً قطع كند در اتصال سه فاز كه يك حالت خاصي از بار متعادل است با اينكه فرمان قطع به هر سه قطب كليد يكجا و در يك زمان داده مي شود ولي قطع هر سه فاز تقريباً در فاصله يك چهارم پريود كه معمولاً از نظر زماني بسيار كوتاه است انجام مي گيرد. در انتخاب ديژنكتور بايد به نكات زير توجه شود :
1- ولتاژ نامي كليد كه معمولاً برابر ولتاژ شبكه اي است كه كليد در آن نصب مي شود و مي تواند حدود 15% هم از ولتاژ شبكه كوچكتر باشد.
2- جريان نامي كليد كه مساوي با بزرگترين جريان كار معمولي شبكه است.
3- قدرت نامي قطع ديژنكتور كه بايد با قدرت اتصال كوتاه در محل كليد مطابقت كند در ضمن با همين قدرت قطع قدرت وصل نامي ديژنكتور نيز عملاً مشخص مي شود زيرا برحسب تعريف VDE بايد قدرت وصل كليد در حدود 5/2 برابر قدرت قطع آن باشد.
انواع ديژنكتورها :
1- روغني 2-كم روغن 3-هوايي (هواي فشرده) 4-گازي(گاز SF6)
كليدهاي با قطع و وصل خودكار :
در وسايل خانگي، صنعتي و تجاري كليدهاي بسياري يافت مي شوند كه فرمان قطع خود را از سيستم يا وسيله ديگري دريافت مي كنند و در نتيجه وسايل متصل به مداري را بطور اتوماتيك كنترل مي كنند برخي از انواع مهم اين كليدها را در ذيل تشريح مي كنيم :
1-كليدهاي ساعتي : اين كليدها براي قطع و وصل اتوماتيك مدارها در ساعت معين بكار گرفته مي شوند. برخي از اين مدارها نظير چراغهاي ويترينها و چراغ خيابانها مي باشند. در انتخاب اين نوع كليدها لازم است به جريان مدار وظرفيت كليدها كه برحسب آمپر داده مي شود توجه شود.
اين كليدها ساختمانهاي مختلف دارند. در يك نوع آن از موتور كوچكي كه از نوع سنكرون انتخاب مي شود استفاده مي شود كه البته در صورت قطع برق از كار مي ايستد. در نوع ديگر ساعت مجهز به فنر است كه توسط موتور برقي كوك مي شود و در صورت قطع برق بكار خود ادامه مي دهد و دچار اختلال نمي گردد. در وصل كليدهاي ساعتي حتماً بايد فيوزي براي حفاظت موتور و فيوز ديگري براي حفاظت مدار بكار برد.
2-كليد فشاري : اين كليدها از تغييرات فشار فرمان مي گيرند و براي كنترل موتورهايي كه تلمبه و يا كمپرسورها را مي گردانند يا براي قطع توربين هاي بزرگ در صورت كم شدن فشار روغن ياتاقانها مورد استفاده قرار مي گيرند.
3-كليد حدي (محدود كننده ماميكر و سوئيچ) : اين كليدها از حركت و برخورد ماشين با وسايل متحرك به نقطه ثابتي فرمان مي گيرد و حركت آنها را كنترل مي كند. اين كليدها در جرثقيل ها و آسانسورها در مكاني كه حداكثر تغيير مكان مجاز دستگاه را معين مي كند نصب مي شود و دستگاه در برخورد به دسته آن مدار را قطع مي كند و سبب توقف مي گردد. از اين كليد در مدارهاي فرمان براي كنترل و محدود كردن حركت قسمتهاي مكانيكي، تغيير جهت حركت و در تايمرها و شناورها و … بعنوان كليد قطع يا وصل استفاده مي شود. ساختمان اين كليد مانند شستي بوده و توسط سيستم متحرك به آن نيروي فشار وارد شده و يا كشيده مي شود. به همين دليل سر اهرم متحرك آن بفرمهاي مختلف ساده، قرقره اي، گلوله اي و … مي باشد. در ميكروسوئيچ نيز مانند شستي، يا برطرف شدن نيروي مكانيكي وارده به اهرم آن مجدداً انرژي ذخيره در فنر ميكروسوئيچ آن را به حالت اول برمي گرداند.
4-كليدهاي حرارتي : اين كليدها از تغييرات درجه حرارت فرمان قطع و وصل مي گيرند و در وسايل مثل سيستم حرارتي مركزي و يا يخچال و اتوبرقي مورد استفاده قرار مي گيرند.
بي متال (رله حرارتي) :
جهت حفاظت موتور در برابر اضافه بار از قطع كننده حرارتي (بي متال) استفاده مي شود اساس كار رله حرارتي مانند فيوز حرارتي بي متال مي باشد. رله حرارتي داراي سه كنتاكت ورودي و سه كنتاكت خروجي مي باشد كه در مدارات قدرت و بين كنتاكتور و موتور قرار مي گيرد دور هر بي متال چند دور سيم مقاومت دار پيچيده شده كه از آن جريان عبور مي كند. در اثر عبور جريان از سيم بي متالها گرم شده و خم مي شوند. مقدار خم شدن بي متال بستگي به درجه حرارت و همچنين مقدار جريان عبوري از موتور دارد. گرماي حاصل بيش از حد مجاز بي متال را خم كرده و روي كنتاكت كناري كه در مدار فرمان قرار مي گيرد اثر گذاشته و تيغه وصل را قطع نموده و مي تواند تيغه به كنتاكت ديگري وصل شده و لامپ خبر را روشن و آژيري را به صدا درآورد. روي هر بي متال پيچ تنظيم جريان نيز وجود دارد كه توسط آن مي توان جريان را به اندازه لازم تنظيم نمود (با توجه به جريان نامي موتور). پس از عمل كردن بي متال كنتاكتور قطع شده و بي متال مجدداً سرد و به حالت اول خود بازمي گردد، در اغلب بي متالها كنتاكت باز شده و پس از سردشدن بي متال به حالت اول خود باز نمي گردد و بسته نمي شود و بايستي با فشار دادن دكمه اي كه روي بي متال قرار دارد مجدداً به حالت وصل درآورد.
در بعضي رله هاي حرارتي حالت MAN و AUTO وجود دارد كه با قراردادن اهرم روي AUTO پس از عمل كردن رله، مجدداً بعد از مدتي به حالت اوليه درمي آيد.
تايمر(كليد زماني) :
تايمر كليدي است مركب كه مانند شستي يا ميكروسوئيچ به مدار كنتاكتور فرمان مي دهد. فرق تايمر با شستي يا ميكروسوئيچ در نوع فرمان دادن آن مي باشد شستي بوسيله دست فرمان مي گيرد، اما تايمر پس از گذشت مدت زماني كه روي آن تنظيم مي شود بطور خودكار فرمان مي دهد. بنابراين مي توان گفت كه تايمر يك شستي اتوماتيك است. تايمر جزء كليدهاي مركب است، چون از انرژي واسطه اي براي قطع و وصل استفاده مي كند. تايمر موارد استعمال زيادي در صنعت دارد، يكي از مهمترين مورد استعمال تايمر در راه اندازي موتورهاي سه فازه بصورت ستاره و مثلث مي باشد.
تايمرها در انواع مختلف ساخته مي شوند كه به شرح چند نوع آن مي پردازيم :
1-تايمر موتوري (رله زماني موتوري) : اين تايمر داراي يك موتور كوچك جريان متناوب يك فاز مي باشد كه با عبور جريان به حركت درآمده و سرعت آن توسط چرخ دنده هايي كم شده و صفحه ديسك مانندي كه روي آن يك زايده قرار دارد را به حركت در مي آورد. (اين صفحه در روي محور موتور قرار دارد) با رسيدن اين زايده به ميكروسوئيچ داخل تايمر باعث فشار به اهرمي شده و كنتاكتهاي ديگر را قطع مي نمايد. زمان عمل تايمر بستگي به محل صفحه و در حقيقت بستگي به فاصله زايده روي صفحه تا اهرم ميكروسوئيچ دارد. لذا براي تنظيم زمان تايمر مي توان پيچي كه روي تايمر مي باشد و مدرج است را براي زمان دلخواه تنظيم نمود.
2-تايمر الكترونيكي : از اين تايمر براي تنظيم زمانهاي كمتر از ثانيه تا چند ثانيه استفاده مي شود. ساختمان اين تايمر از مدارات و اجزاء الكترونيكي استفاده شده و با شارژ يا شارژ شدن يك خازن، بوبين رله تحريك مي شود. در ساده ترين نوع تايمر الكترونيكي يعني در تايمر نوع خازني رله هنگامي وصل مي شود كه خازن شارژ شده و ولتاژ دو سر آن برابر ولتاژ وصل رله شود (پس از وصل رله بار ذخيره شده در خازن روي مقاومتي كه توسط كنتاكت باز رله به دو سر خازن وصل مي شود) تخليه مي گردد. در اين مدار با تغيير ظرفيت خازن مي توان تايمر را تنظيم نمود.
3-تايمر پنيوماتيك : اين تايمر داراي يك كپسول هوا و يك بوبين (سيم پيچ) با هسته آهني مي باشد. وقتي كه بوبين تحريك شود، هسته متحرك را جذب مي نمايد، در اثر جذب هسته متحرك اهرم بالاي آن قطعه اي را كه بشكل دم آهنگري است فشار خواهد داد و هواي داخل دم از طريق سوپاپ خارج مي شود. وقتي كه بوبين از تحريك خارج شود. فنر دم را منبسط مي كند. دم از طريق سوپاپ تنظيم از هوا پر مي شود. انبساط دم در رابطه با پيچ تنظيم فرق مي كند. كار اين تايمر شبيه تايمر موتوري مي باشد با اين تفاوت كه تايمر موتوري پس از وصل موتور آن به ولتاژ شروع بكار كرده و بعد از زمان تعيين شده براي آن عمل مي كند ولي تايمر پنيوماتيك پس از قطع بوبين آن از ولتاژ شروع به كار كرده و بعد از زمان تعيين شده براي آن عمل مي كند.
4-تايمر حرارتي (رله زماني حرارتي) : اين تايمر داراي بي متال مي باشد و زمانيكه جريان وارد آن مي شود گرم شده و پس از مدتي عمل قطع يا وصل را انجام مي دهد. دقت اين تايمر زياد نيست (سرما و گرماي محيط روي آن اثر مي گذارد) به همين جهت از آن در برق صنعتي استفاده نمي كنند، ولي بصورت رله زماني و راه پله در سيم كشي ساختمان مورداستفاده قرار مي گيرد.
تايمرها بطور كلي به دو نوع تقسيم بندي مي شوند :
الف- تايمر با تاخير در وصل (ON – DELAY) به اين نوع تايمر بايد انرژي داده شود و سپس رله عمل كرده و كنتاكتي را باز يا بسته نمايد. مانند رله زماني موتوري.
ب- تايمر با تاخير در قطع (OFF – DELAY) اين تايمر بعد از قطع انرژي عمل كرده و كنتاكتي را باز يا بسته مي نمايد. مانند رله زماني پنيوماتيكي.
زمان تعيين شده در تايمرها خيلي دقيق بوده و حدود دهم ثانيه مي باشد.
تايمرها را همواره بايستي همراه كنتاكتور بكار برد و هيچ وقت نبايد از آن بجاي كليد استفاده نمود.
یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵
اقتصادمقاومتی،اقدام وعمل(اولويت هاي بخش کشاورزي)
اقتصادمقاومتی،اقدام وعمل(اولويت هاي بخش کشاورزي)
تهیه کننده:مهندس کورش کُرد
مقدمه:
نامگذاری سال 95 به عنوان سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل را نشانه بصیرت و بزرگ مردی مقام معظم عظمای ولایت دانست و گفت: تحقق شعار اقتصاد مقاومتی نیازمند عزم همگانی است درواقع نامگذاری شعار سال 95 "اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل" را حاصل آینده نگری رهبر معظم انقلاب و باعث اقتدار ملی و رونق اقتصادی دانست.اقتصاد مقاومتی راهبردی است که مقام معظم رهبری از آن به عنوان مسیر دستیابی به اقتصاد پررونق، شکوفا و مبتنی بر توانمندی های داخلی و ظرفیت های درونی کشور نام برده اند که مبتنی بر اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل است.امسال فرصت های امیدوارکننده ای را پیش رو داریم و لازم است همگان اقتصاد را محور فعالیت های خود قرار دهیم وهمه نهادها برای تحقق عملی منویات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) تلاش و اهتمام داشته باشند.
شکی نیست اقتصاد مقاومتی تنها راه حل مشکلات است؛ ما باید منویات مقام معظم رهبری مبنی بر اقتصاد مقاومتی را عملی کنیم امامتأسفانه در مسائل اقتصادی پنج مولفه تحریم، انحصارطلبی، ایجاد وابستگی، زندگی تجملاتی و مصرفی و اشاعه اسراف و تبذیر جامعه را تهدید می کند.
چشم انداز :
مقام معظم رهبری چشم انداز دقیق و درستی را از مراحل و مقاطع مختلف اجرای اقتصاد مقاومتی را تبیین کردند تا به عنوان یک استراتژی واقعی مورد توجه و دقت مسئولان قرار گیرد. در سال جدید ما نیازمند اقدام عملی دولت در سطوح مختلف در جهت تحقق رهنمودهای مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد مقاومتی هستیم،
تنها راه نجات اقتصاد کشور، حرکت در مسیر تحقق اهداف رهبر معظم انقلاب در نامگذاری امسال اقتصاد مقاومتی ، اقدام و عمل است.
مقام معظم رهبری سال 95 را به عنوان اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل معرفی کردند که ما نیز به نوبه خود در صیانت از منبع ارزشمند آب به عنوان عنصر حیات می توانیم با بهره برداری درست و بهینه از آن در تحقق شعار سال گام برداریم. اقتصاد مقاومتی نتیجه و ثمره اقتصادی است که با تکیه برحرکت های جهادی و فداکارانه در برابر احتکار و انحصار قد علم می کند و با تورم و گرانی مقابله می کند تا مردم به آسایش نسبی در زندگی برسند.
مقام معظم رهبری در پیام نوروزی امسال خود خواستار تحقق کامل اقتصاد مقاومتی با اقدام و عمل شدندوهمانطورکه اقتصاد مقاومتی احیای تولید داخلی است با نام گذاری سال جدید به نام "اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل" باید آستین ها را بالا بزنیم تا با رویکرد مناسبی بتوانیم به اهداف و الای این شعاربرسیم.
اصلاح الگوی مصرف حلقه گمشده تحقق اقتصاد مقاومتی است وترویج کالاهای داخلی باید جدی تلقی شودواستفاده ازآن درجامعه نهادینه شود.استقلال اقتصادی نیازمند اقتصاد مقاومتی است ودولت بایستی بخوبی به فکر تبیین راهکارهای عملی اقتصاد مقاومتی باشد.ازآنجاییکه مقام معظم رهبری سال هاست که ابعاد مختلف اقتصاد مقاومتی را مورد توجه و تاکید قرار دادند و همواره نظرشان بر نگاه مسئولان به توانمندی های اقتصادی و توسعه داخل کشور بوده تا زمینه برای تحقق ابعاد اقتصاد مقاومتی در عمل ودرکلیه اموربخصوص کشاورزی محقق گردد.تحقق شعارامسال رهبری نیازمند عزم ملی و مدیریت جهادو توجه مسئولین و ترویج فرهنگ اقتصاد مقاومتی است و بدون فرهنگ سازی و همکاری آحاد ملت درکلیه طبقات، اقتصاد مقاومتی قابل اجرا نیست.
اقتصاد مقاومتی کلید حل مشکلات و نارسایی های جامعه رو به پیشرفت وتکامل وهمه احاد است و نجات بخش کشاورزی و مشکلات کشور بوده و حمایت از تولید داخلی و مصرف کالای ایرانی نیز محور عملی شدن اقتصاد مقاومتی است،کشورمان در عرصه اقتصادی نیاز به خوداتکایی داخلی دارد.اقتصاد مقاومتی مسیر دستیابی به کشاورزی پررونق می باشد.
تجربه بیش از 37 ساله انقلاب اسلامی نشان میدهد که هرگاه و در هر برنامهای که معیارهای گفتمان امام راحل و مقام معظم رهبری مورد توجه و اقدام و عمل قرار گرفته است، موفقیت قطعی و سرشار از برکت الهی نصیب ملت غیور ایران شده است.سادهزیستی علاوه بر آنکه بر روحیه همکاری و مقاومت در برابر مشکلات و ناملایمات مردم میافزاید، موجب میشود تا روحیه صرفهجویی و قناعت نهادینه شود و در نتیجه سبب بهرهوری بالا خواهد شد.
تحقق اقتصاد مقاومتی دربخش کشاورزی فقط با مشارکت مردمی امکان پذیر است که برای بالابردن مشارکت مردمی باید از هر نوع فعالیت اقتصادی مردمی استقبال کردوفضایی باید بر کشور و جامعه مقرر شود که همه مردم خودشان را تولیدکننده ویاوردر اقتصاد و شریک ویار در پیشرفت و مقاومت کشور، حس کنند و به آن بنازند.درامور کشاورزی نقش مردم به عنوان مصرف کنندگان کالاها بسیار موردتوجه است. تحقق اقتصاد مقاومتی نیازمند تلاش و عزم مسؤولان است واقتصاد مقاومتی شکوفایی استعدادهای داخلی است واتکا به توان داخلی مهمترین راهکار تحقق شعار سال است.
در اقتصاد مقاومتی همه مسئولند از هزینههای بیمورد و غیرضروری و بدون اولویت خودداری وجلوگیری نموده و روحیه انقلابی و اسلامی طوری حاکم باشد که بنابه سفارش صریح قرآن وائمه اطهاروحضرت امام خمینی در هر نوع حرکت و اقدام خود خدا را ناظر و حاضر بر اعمالمان ببینیم.
تحقق اقتصاد مقاومتی با مشارکت مردمی امکانپذیر میشود و برای بالابردن مشارکت مردمی باید از فعالیتهای مشارکتی مردم دربخش کشاورزی استقبال کرده و فضایی ساخته شود تا مردم خود را در پیشرفت و مقاومت کشور شریک وناظربدانند.دولت در شرایط امروز اقتصاد ایران، بزرگ ترین وظیفه را داردکه هر کدام از سیاست هایش از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، هزینه فرصت ها به شدت بالابوده و نیاز به هوشمندی و دقت خاصی از ناحیه دولت می باشد. اگر اقتصاد مقاومتی به درستی اجرا شود، شاهد جهش اقتصادی کشاورزی خواهیم بودواتکا به توان داخلی یکی از راهکارهای تحقق شعار اقتصاد مقاومتی وراه خروج از رکوداست ودولت باید بتواند با برنامه ریزی دقیق و هدفمند، اصول اقتصاد مقاومتی، خروج از اقتصاد نفتی و گسترش فرهنگ مقاومت در سطح جامعه و کشاورزی ،را درکشور اجرا نماید. تأکید بر این که توجه به ظرفیت های داخلی و نگاه به درون راه پیشرفت کشور است، تحریم های دشمن برای کشور به فرصت تبدیل شد و راه مقابله با تحریم ها اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی است.
اقتصاد مقاومتی با حمایت از تولید داخلی و ملی وپرداختن به کشاورزی وصنعت تحقق می یابد و همه باید با حمایت از تولید داخلی و مردمی کردن اقتصاد زمینه ساز تحقق اقتصاد مقاومتی شوند.تحقق اقتصاد مقاومتی در سایه اقدام عملی و کار مضاعف است.مطالبه واقعی مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد توجه به سرمایه های داخلی و بها دادن به نیروی انسانی کارآمد، خلاق و جوان کشورمان است تا بتوانیم در مسیر توسعه و پیشرفت گام های عملی تر و جدی تری را برداریم.عده ای اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی را بر خلاف منافع خود می بینند.
درصورتیکه عده ای که منافع خود را به دلیل اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی در خطر می بینند مانع اجرای این سیاست ها می شوند، بایددوشادوش دولت ومجلس محترم با بهره گیری از همه ظرفیت های موجود در جهت تحقق عملی سیاست های اقتصاد مقاومتی گام برداریم.تحقق شعار اقتصاد مقاومتی نیازمند عزم همگانی است،مجلس و دولت و بخصوص وزرای اقتصادی و کشاورزی برای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی وظایف سنگینی بر عهده دارند و باید برنامه ریزی دقیق و مدونی در این زمینه داشته باشندومطمئناًاجرایی شدن اقتصاد مقاومتی راه مقابله با تحریم ها است.
تحقق اقتصاد مقاومتی راهبرد اساسی و مهم برای مقابله با فقر و بیکاری است ووظیفه مردم و مسئولان فراهم سازی زمینه برای عملیاتی شدن شعار سال مهم است.اقتصاد مقاومتی تنها با اقدام و عمل محقق می شود وتنهاراهکار تقویت پایه های اقتصادی کشور می باشدوباید برای تحقق آن اقدامات لازم از سوی مسئولان انجام شود،تقویت کشاورزی ،تولید داخلی و پرهیز از مصرف کالای خارجی شرط تحقق اقتصاد مقاومتی است، مردم باید در این خصوص دقت بیشتری داشته باشندوبی توجهی به نیروی انسانی توانمند، غفلت در تحقق اقتصاد مقاومتی است.
اقتصاد مقاومتی دربخش کشاورزی
یکی از قدمهای زیربنایی و مهم در جهت یک جهش عظیم اقتصادی، فرهنگ سازی و گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی دربخش کشاورزی بوده ووبه معنای تولیدمحور شدن ساختارهای کشاورزی است وآنرا نیاز فوری کشور در شرایط فعلی دانست.
بر کسی پوشیده نیست اگر مسئله ی اقتصادی بخصوص کشاورزی کشور اصلاح شود، قطعاً تمامی آسیب های اجتماعی و تهاجمات فرهنگی و غیره اصلاح خواهد شد و باید تاکید شود که رهبر معظم انقلاب چه حکیمانه و با درایت و بصیرت شعار سال را انتخاب نمودند.
آحاد مردم درزمینه های مختلف کشاورزی از همه وزیران بخصوص وزیرمحترم کشاورزی می خواهند ضمن ارائه گزارش اقداماتی که تاکنون در جهت تحقق سیاستهای اقتصاد مقاومتی انجام داده، تمام تلاش خود را برای پیگیری و اجرای کامل این سیاستها بکار گیردومفصلاًبه این مهم بپردازدکه تحقق آن نیازمند مشارکت جمعی، تشریک مساعی و مسئولیت پذیری همه ارکان نظام، دستگاه ها و بخش های مختلف کشور است.
جلوگیری از واردات بی رویه راهکاری برای تحقق اقتصاد مقاومتی درکلیه زمینه های کشاورزی است.
وجلوگیری از اسراف و حفظ و توسعه تولید داخلی را از مهم ترین راهکار های اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی برای تحقق اقتصاد مقاومتی نیازمند فرهنگ سازی و توجه عمومی به تولیدات داخلی درکلیه عرصه های کشاورزی هستیم وتنها راه نجات اقتصاد کشور حرکت در مسیر اهداف رهبری می باشد که قطعاًهمانا خواست مردم است.
مدیریت منابع آب یکی از راهبردی ترین سیاست ها در تحقق اقتصاد مقاومتی خصوصادربخش کشاورزی است.
تشکیل اتاق های فکر دانشجویانرشته مختلف کشاورزی راهکاری در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی می باشدوبه نوبه خودمشکل سنگین اشتغال را از دوش دولت کمترمی نماید.یکی از وظایف مهم دانشجویان در زمینه اقتصاد مقاومتی، تلاش درجهت ترویج دادن و تبیین نمودن سیاست کلی اقتصاد مقاومتی کشاورزی برای بدنه عمومی جامعه می باشد، بدین معنا که اقتصاد مقاومتی کشاورزی میبایست به گفتمانی غالب و رایج در بین مردم تبدیل شده و حدود،الزامات و موانع آن برای عامه مردم شفاف شود.
جدی نگرفتن اقتصاد مقاومتی دربخش کشاورزی گرفتاری هایی به دنبال دارد.با پایان یافتن جنگ و عدم پیروزی استکبار در زمینه های نظامی، تهاجمات به عرصه های دیگرکشیده شد وبسیج درجایگاه والای خود وبا همه توان و جدیت می تواندبرای اقتصاد مقاومتی گام بر داردو اقدام و عمل برای تحقق اقتصاد مقاومتی در وجود بسیجیان دیده می شودوهر کشوری که علم استکبار ستیزی را برپاکند، نیازمند چنین الگوهایی است.اقتصاد مقاومتی در شرایطی معنا پیدا می کند که جنگی وجود داشته باشد و در برابر جنگ اقتصادی و همچنین جنگ نرم دشمن است که اقتصاد مقاومتی معنا پیدا می کند.اقتصاد مقاومتی کاهش وابستگی ها و تاکید روی مزیت های تولید داخل و تلاش برای خود اتکایی است.
حمایت همه جانبه ازتولیدوکشاورزی
تأکید مقام معظم رهبری درابتدای سال بر ضرورت تداوم تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، مبین سه وظیفه برای دولت، دست اندرکاران کشاورزی و مردم می باشد، سه حلقه ای که نحوه تعامل آنها بر روی هم، تاثیر مستقیم دارد و نتیجه نهایی آن، به این تعامل وابسته است. یعنی هرچه قدر که مردم را تشویق به تولیدوخرید کالای داخلی کنیم ولی کیفیت تولید کالای داخلی پایین باشد، عملاً رغبتی از سمت مردم به خرید کالای تولید داخلی نخواهد بود. اگر تولید کننده هم برای تولید کالای باکیفیت همت کند ولی دولت و سیستم بانکی کشور، خدمات پولی و مالی ارائه ندهند و یا قوانین اقتصادی، فضای کسب و کار را سخت کند و یا مردم نسبت به کالای داخلی بی رغبت باشند، باز هم نتیجه منفی خواهد بود. لذا باید تمامی ارتباطات این سه حلقه باهم اصلاح شده و در راستای افزایش تولید ملی بهبود پیدا کند.
بخش خصوصی به عنوان موتور و محرک اصلی رشد اقتصادی و کشاورزی است که با بکارگیری سرمایه خود و جذب و مشارکت سرمایه های غیردولتی، استفاده بهینه از منابع انسانی و اعمال مدیریت کار آمد، ضمن ایفاء نقش خود در رشد اقتصادی و کشاورزی کشور، می تواند اهداف توسعه ای دولت را محقق نماید.
اقتصاد مقاومتی دربخش کشاورزی بر پایه و اساس سرمایه معنوی افراد و جامعه استوار است و بخش خصوصی بدون شک برترین بستر، برای همراهی مردم به عنوان اصلی ترین ارکان مقاومت درجامعه، برای ضد ضربه کردن اقتصاد در برابر تحریم هاست.جهاد کشاورزی به معنای شروع حرکتی موثر برای ساختن بنیان آینده ایست که امروز برای هر ایرانی یک آغازاست، شروع زندگی در شرایطی بهتر و ایده آل مهم ترین اهداف تحقق اقتصاد مقاومتی عبارتند از:
برای اینکار،درگام اول می بایست توانمندسازی آحاد مردم در دستور کار قرارگیرد تا زمینه برای حضور موثر همه افراد در فعالیت های مولد کشاورزی فراهم شود. وحدت و همکاری میان فعالین می تواند به اشکال گوناگون شبکه سازی، خوشه سازی، زنجیره تامین و... در دستور کار قرار گیرد. لیکن با محوریت نظم های جمعی میان فعالیت ها، آرمان های مردم سازی کشاورزی محقق شده و سطح پایداری و مقاومت اقتصادی در برابر تحریم ها و فشارها ارتقاء می یابد.
سازوکارهای حوزه کشاورزی بایستی به گونه ای مورد بازبینی قرارگیرندکه تمامی مواردی که وابستگی کشوررا به دنبال دارد،شناسایی نموده ودرخصوص آن تصمیم گیری نمایند.درموارد کم اهمیت تر می توان این حوزه ها را متنوع و متکثرنمودتامیزان وابستگی کشورکاهش یابد.درمواردخاصی نیزممکن است جایگزین سازی کامل مدنظرقرار گیرد.برخی ازسیاست هایی که دراین خصوص قابل طرح هستند عبارتند از: جایگزینی درآمدهای کشاورزی به جای نفت مانند؛ مالیات و درآمدهای ترانزیتی و... و نیز گسترش شرکای تجاری از یک شریک عمده به چندین شریک کوچکتر.....
حوزه های دیگر کشاورزی مانندشیلات ودامپروری نیز دو زمینه مهم دیگری هستند که بایستی مورد توجه ویژه قرار بگیرند. اولویت بعدی هم گیاهان دارویی است. در این حوزه نیز به سبب رویکرد فرهنگی و گفتمان ساز انقلاب اسلامی می توان با تحرک و پویایی مناسب مبانی کشاورزی را به جهان صادر نمود و مبنای فکری نظام سلطه(گندم وبرنج) را مورد چالش جدی قرارداد.
فرهنگ سازی اولویت تولیدات کشاورزی بر واردات و خریدهای داخلی
علاوه بر ترویج و تبلیغ مفاهیم عام حوزه فرهنگ مقاومت همچون جهاد و مبارزه، در حوزه اقتصادی نیز بایستی مفاهیم کشاورزی مناسبی بسط و توسعه یابد. ترجیح تولید بر واردات و خرید کالای داخلی مساله مهمی است که در بسیاری موارد با موانع فرهنگی روبروست. نفی تکاثر درعین تبلیغ کار و تولید ثروت، نفی اسراف درعین ترویج مصرف میانه و... نیز بایستی محور توجه قرار گیرند. بایستی به لحاظ فرهنگی چنان مساله مطرح شود که جهاد کشاورزی همانند جهاد نظامی مد نظر قرارگرفته و فعالیت مفید اقتصادی امر مجاهدت در راه خدا را داشته باشد.ایجاد شرایطی نسبتاً پایدار، کشاورزی ایمن و مقاوم و خود کفایی که آرزوی هر ملتی است.
درحالی که مهم ترین هدف آمریکا،دول سلطه جو وایادی آنها از این تحریم ها رسیدن به سیاست ها و حفظ استیلای خود آن هم پس از فروپاشی بلوک شرق بوده است.
اکثر تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران تا سال 2006 بطور یک طرفه ازجانب آمریکا اعمال شده است. سیاست های خصمانه آمریکا با کشورمان تمامی نخواهد داشت، اما آنچه اهمیت دارد این است که باید دراین مقطع حساس نیز با تمام توان و ظرفیت در مقابل این سیاست های خصمانه پایداری ومقاومت نمودزیرا که سربلندی و موفقیت در این راه سخت، نیازمند همدلی و همکاری صمیمانه مسئولین و مردم خواهد بود.شناسایی نقاط ضعف کشور در اقتصاد مقاومتی و تبدیل آن به نقاط قوت، یکی دیگر از ملزومات کشور در رسیدن به جایگاه واقعی خویش در عرصه جهانی است که برای تحقق آن باید همکاری نزدیکی میان دولت و مردم صورت گیرد.
توزیع مناسب و به اندازه ارز به بازار، توجه به صنایع کشاورزی و مایحتاج عمومی مردم، در اولویت قرار گرفتن اخذ ارز مورد نیاز، تعیین نرخ مرجع مناسب با توجه به شرایط بازار و... می تواند بخشی از تدابیر حکیمانه دولت در کنترل قیمت و بازار ارز محسوب شود.بخش های تاثیرگذار بر بازار، با اعتقادواعتماد به نظرات کارشناسان دلسوز کشاورزی ، زمینه را برای تحقق اقتصاد مقاومتی به عنوان شاه کلید عبور سفینه نظام از حوادث پیش روی خود، بیش ازپیش فراهم نمایند.
اشتغال زائی دربخش کشاورزی
اشتغال در کشور امنیت عمومی را به دنبال خواهد داشت که می تواند مشکلات کشاورزی را نیز مرتفع کند. بنابراین ایجاد فرصت های شغلی از سوی دولت امری ضروری تلقی می گرددزیرا در راستای دستیابی به اقتصاد مقاومتی، نیازمند نیروی کار بیشتر در کشاورزی هستیم.ازجمله راهکارهای لازم برای رفع موانع اشتغال زائی عبارتنداز:نگرش والاتردولت به بخش کشاورزی،ایجادامنیت اقتصادکشاورزی،کنترل مهاجرت ازروستاها به شهرهاوازشهرهای کوچک به شهرهای بزرگتر.
ثبات قیمت ها دربخش کشاورزی
تورم درحال حاضر تبدیل به بیماری اقتصادی کشور گردیده و این مسئله باعث شده است که درعرصه بین المللی، صادرات کشاورزی کشورما دچار مشکل شودودرطرف مقابل واردات افزایش پیداکندودلیل آن بالا بودن قیمت کالاها درداخل کشوراست.کشاورزی درشرایط تورمی بازدهی خوبی نداردو به موجب آن تولید داخل افزایش پیدا نمی کند و بیکاری افزایش می یابدودرنتیجه،بالارفتن نرخ بیکاری درجامعه و افزایش مفاسد اجتماعی، متعاقبا هزینه های کشاورزی کشور افزایش یافته و این مسئله ما را از تحقق اقتصاد مقاومتی دور می نماید.
نقش مردم ومدیریت مصرف کشاورزی
امروزه تعادل درمصرف یک حرکت روبه جلو است و همه دستگاه های دولتی و غیر دولتی و همچنین آحاد مردم باید موضوع پرهیز ازاسراف و استفاده ازتولیدات داخلی را جدی بگیرند. جلوگیری از هر گونه اسراف و تبذیر، مهم ترین اصل در ارائه یک الگوی اسلامی مصرف است همانگونه که خداوند درآیه 67 سوره فرقان، حرکت در مداری به دور از افراط و تفریط را رسیدن به پایداری دانسته است. پس فرد یا جامعه ای که در مسیر پایداری درمصرف حرکت کند به پایداری در اقتصادو کشاورزی می رسد و جامعه به همان مطلوب یعنی اقتصاد سالم، شکوفا و مقاومتی دست خواهد یافت.ازطرفی مردم جامعه باید تفکر خود را نسبت به مصرف تغییر دهند و از مصرف گرایی و ریخت و پاش غیر ضروری در همه ی موارد خودداری کنند.تولید ثروت ازبخش کشاورزی باید درجامعه نهادینه شود و در کنار آن تولید ثروت های کاذب از طریق دلالی به امر مذموم در میان آحاد جامعه مبدل شود.
مردم حق استفاده از تولیدات کشاورزی باکیفیت را دارند، ولی ترجیحاً باید تولیدات ومحصولات کشاورزی داخل را مصرف کنند و این امر نیازمند تحکیم نگاه علمی است، به نحوی که دست اندرکاران عرصه تولیدکشاورزی درکلیه عرصه ها، دولت و دانشگاه ها حلقه ارتباط صمیمی و تعامل پایداری را باید با یکدیگر داشته باشند. زیرا صیانت از اعتبار تولید داخلی کشاورزی در عرصه جهانی وظیفه ملی و اسلامی است، و منافع زود گذر نباید منفعت ملی را به خطر بیندازد.
موانع وچالشهای پیش روی اقتصاد مقاومتی کشاورزی
اقتصاد مقاومتی و اهداف آن باید با جوهره مقاومت رابطه محکم داشته باشد، در این راستا باید موارد پیش رو را شناسایی نمود.مواردی مانند:
1- وجود عوامل متعدد بر ایجاد فضای منفی برای جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی.
2- عدم وجود فضای رقابتی دربخش تولید و توزیع در برخی از گروه کالایی(پسته،گندم،برنج،خاویار).
3- پایین بودن سطح بهره وری نیروی انسانی و ضرورت تشکیل نیروی انسانی کارآمد بیش از گذشته.
4- اختلالات متعدد در بازار تولیدات کشاورزی کشور.
5- سطح بالای بیکاری و عدم اشتغال پایدار کشاورزی.
6- وابستگی شدید بودجه سالانه کشور به درآمدهای حاصل از فروش نفت خام.
7- کسری بودجه تولیدکنندگان بخشهای مختلف کشاورزی.
8- توجه به زیرساخت های گمرک درصدور تولیدات کشاورزی واعطای تسهیلات تشویقی.
9- تامین قطعات و تجهیزات به روز تولیدات کشاورزی وتکنولوژی ساخت.
10- شناسایی مواردی که موجب ایجاد ضعف در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های اقتصادی می شود.
11- انجام واردات بی رویه(منسوجات،شکر،خشکبار،گندم،جو و........).
12- عدم اعمال مالیات های سنگین برای فعالیت های غیر تولیدی.
نتیجه گیری و پیشنهادات
با توجه به بررسی همه عوامل فوق الذکرباید گفت که تحریم ها نمی توانند خلل مهمی برای کشوری با صلابت جمهوری اسلامی ایران و با این مرزهای گسترده و منابع خدادادی ایجاد کنند، کشوری که به خدای متعال اتکا دارد و ملتی استوار و هوشمند است حتماً پیروز این میدان نیز خواهد بود. نظام اسلامی قادر است با برنامه ریزی، تلاش، تدوین استراتژی ها و اقدامات لازم با محوریت اقتصاد مقاومتی، بخش عمده ای از تهدیدهای امروزین را نیز به فرصت تبدیل کند.انشالله بتوانیم با:افزایش بهره وری درتولیدات کشاورزی،کاهش قیمت تمام شده تولیدات کشاورزی،کیفیت بهتر و خدمات بیشتر در رقابت با تولیدات خارجی و کاهش واردات کشاورزی ، حمایت از تولید ملی به ویژه تولیدات استراتژیک کشاورزی،فعال سازی سیستم های حمایتی پولی و مالی و بیمه ای بخش تولید برای تحرک در اقتصاد داخلی و نیز حمایت از صادرات کالاهای کشاورزی،افزایش واردات دانش فنی، خطوط تولید و ماشین آلات در ازای کاهش واردات کالاهای مصرفی با توجه به اهمیت این نوع معاملات در عصر اطلاعات، همزمان با تولید علم و تولید دانش فنی و حمایت از شرکت های دانش بنیان کشاورزی همچون گذشته پیروزاین میدان باشیم ودر نهایت باید گفت اقتصاد مقاومتی تنها راه حل استقلال اقتصادی ایران است. بعد از استقلال سیاسی و نظامی که ثمره انقلاب و هشت سال دفاع مقدس است هم اکنون نوبت آن رسیده به منظور افزایش اقتدار ملی و و کاهش اثر گذاری تحریم ها بر پیشرفت روزافزون ایران اسلامی، در چهارچوب اقتصاد مقاومتی تغییراتی اساسی و بنیادی در ساختار کشاورزی کشور به وجود آوریم.
تهیه کننده:مهندس کورش کُرد
بهار1395
یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵
نقش زنان درحماسه اقتصادی وفعالیت های آبزی پروری
نقش زنان درحماسه اقتصادی وفعالیت های آبزی پروری
تهیه کننده: مهندس کورش کُرد
مقدمه:
امروزه قدرتهاي اقتصادي بزرگترين بخش زندگي ما را تحت سيطره خود دارند، مهمترين سؤالي كه پيش ميآيد اين است كه با استفاده از تئوريهاي اقتصادي حال حاضرو در چه سطحي ميتوان توسعه پايدار را تجزيه و تحليل و اجرا كرد. تئوريها و مفاهيم توسعه اقتصادي در سالیان گذشته نميتوانست نيازهاي انساني را تأمين كند و آن را تنها در زنجيرهاي از مطالعات حمايت محيطي خلاصه مينمود. اين مسائل موجب شد تا رويكردهاي جديدي ارائه شود و ماهيت تئوري اقتصادي و نقش و وظايف بالقوه آن براي حل مسائل مرتبط با وجود انسان انتقادي و بقاي شهروندي تعريف شود.با انتخاب نام امسال از طرف رهبر معظم انقلاب بعنوان سال حماسه سیاسی وحماسه اقتصادی بر آن شدم که با توجه به نوع اشتغال خود نسبت به این موضوع وحضور زنان در توسعه آبزیان و آبزی پروری بپردازم.
به منظور دستيابي به پاسخ مناسب در اينكه چطور اهداف پايداري توسعه اقتصادي ارزيابي ميشود ميتوان از دو مفهوم قلمرو محيطي و آثار زيست محيطي استفاده كرد. سوابق آنها مشخص است، توجه عميقي به افزايش توليد و مصرف در شمال و ديدگاههاي توسعه در جنوب دارند. «قلمرو محيطي» رويكرد پيچيدهتري است كه در آن بخشهاي، منابع متعدد مهم در سطح ملي تجزيه و تحليل ميشود. بنابراين «قلمرو محيطي» در عمل با مشكل مواجه ميشود. در مقايسه با آن در مفهوم «آثار زيست محيطي» ، منابع توأماً در يك شاخص منفرد آورده ميشود و در سطح مطلوب جمعآوري ميگردد. علاوه بر آن آثار زيست محيطي چالشهاي پايداري را در تغيير بيشتر، ايجاد ميكند، و بيان ميكند كه «استفاده مطلوب مردم از زمين و آب و ديگر منابع طبيعي و توجه به ميزان جذب ضايعات در استفاده از آن ضروري است».
بديهي است مفاهيم قلمرو محيطي و آثار زيست محيطي سناريوي توسعهيافتهاي براي تضمين پايداري ايجاد نميكند بلكه تنها چهارچوب اوليه هدايت مبناي «اصل اجرا» را ايجاد ميكند. در آينده اين ارزيابي بايد بوسيله تشكيلات واقعي تكميل شود و مصرف كميت منابع جهان، صورت پايدار صورت گيرد.
مشكل تامين غذاي مردم مشكلي جهاني است و يكي از مهمترين معضلاتي است كه در تأمين آينده غذايي خود را نشان خواهد داد. اين نكته بايد مهمترين اولويت باشد. كشاورزي خصوصاً آبزی پروری بايد پايدار باشد به شيوه اي كه هيچ زمين قابل كِشتي تلف و ضايع نشود.
حضورزنان در آبزی پروری كار در خور ذوقو استعداد
در هر سرى شورى است ، خوشبخت كسى است كه ذوقش را دريابد!
يكى از رموز كاميابى اين است كه جوان رشته اى را تعقيب كند كه مطابق ذوق و سليقه و توانائى روحى و فكرى او باشد.
دستگاه آفرينش همه را يكنواخت نيافريده و در همه افراد بشر توانائى همه كار به وديعه ننهاده است . بلكه براى گردش چرخهاى اجتماع ، افراد را با ذوق و استعدادهاى مخصوصى آفريده است تا هر يك رشته اى را دنبال كند كه ذوق آن را دارد و كارى را انجام دهد كه از عشق باطن و نيروى فطرى او سر چشمه مى گيرد.
پاره اى از شكستها و ناكاميهاى جوانان معلول انحراف اين اصل مسلم است كه گاهى ؛ بر اثر تبليغات غلط و تربيتهاى نادرست دنبال كارى مى روند كه ذوق و استعداد آن را ندارند و از كارى كه شايستگى و برازندگى آن را دارند سرباز مى زنند.
آنها اين اصل مسلم را فراموش كرده اند كه : در هر سرى شورى است ، خوشبخت كسى است كه ذوقش را دريابد!
تعريف پروژه از اديسون پرسيدند چرا اغلب جوانان موفق نمى شوند؟ گفت :براى اينكه راه خود را نمى شناسد و در جاده ديگرى گام برميدارند.
يك چنين افراد دو نوع ضرر به جامعه مى زنند: 1- كارى كه شايستگى آن را دارند و اگر آن را تعقيب كنند كامياب مى شوند،انجام نمى دهند. 2- كارى را كه عهده دار آن شده اند بخوبى انجام نداده و از عهده آن بر نمى آيند.
همواره شنیدیم که پشت سر مردان موفق همیشه زنان بوده اند.
صفحات گيتى و نظام جهان آفرينش گواه روشنى است كه كاميابى هر موجودى وابسته به فعاليت و كوشش اوست . تا صدها فعل وانفعال شيميائى در يك نهال به وجود نيايد، هرگز يك درخت برومند نخواهد شد. هر موجود ذي ر وحى از روى غريزه و يا فطرت به اين حقيقت رسيده كه بقاء ناموس حيات در گرو كار و كوشش است .
عدم پيروزى عده اى از جوانان ما عللى دارد. يكى از آن علل اين است كه روح كار كردن و فعاليت در بعضى از آنها كشته شده است .
هجوم جوانان به سوى ادارات و اشغال كرسيها و ميزهاى مؤ سسات دولتى گواه روشنى است كه عشق به كارهاى سنگين كمتر شده است .
بجاى اينكه اين جوانان مولد ثروت باشند مصرف كننده ثروت هستند.
زندگى زنان موفق شهادت مى دهد كه همگى زن كار و زحمت بودند و به قول الكساندر هاميلتن نابغه عصر خود: مردم مى گويند تو نابغه هستى . من از نبوغ خود خبر ندارم فقط مى دانم شخص زحمتكشنى هستم . و به قول يكى ديگر از دانشمندان : آنچه شده ام نتيجه كار است . من در سراسر عمرم لقمه اى بدون كار و زحمت نخورده ام ". ليس للانسان الا ما سعى" سعادت هر كس در گرو عملش مى باشد.
در افسانه هاى پيشينيان آمده است كه در نقاط گوناگون زمين گنجهائى است و روى هر گنجى اژدهائى است و تا بر آن پيروز نشويم . گنج ميسر نخواهد شد.
بسيارى از مردم اين مطلب را افسانه پنداشته و گروهى نيز به ظاهر آن اكتفا كرده اند . يعنى تصور نموده اند كه واقعا در زير زمين گنجها و دفينه هائى است و حقيقتا روى هر گنجى مارى خوابيده است .
در صورتى كه جمله فوق حقيقتى را در بر دارد و آن گنجها همان ذخائر فكرى يا طبيعى است كه در اختيار بشر گذارنده شده ، و موهبتهائى است كه خداوند بزرگ به ما داده است . آن مارها كنايه از مشكلات و مشقت هائى است كه بايد بشر در راه تحصيل آن متحمل گردد.
افراد قوى الاراده خصوصاً زنان همواره مورد احترام مردم هستند و از تعرض ديگران مصونند، ولى اشخاص ضعيف الاراده مورد تعرض سوء استفاده كنندگان واقع مى شوند.
درياى خروشان زندگى با طوفانها و موجهاى كوه آسا همراه است . امواج سهمگين حوادث از پيشرفت زنان بزرگ ، در مسير زندگى ، جلوگيرى ميكند. پيروزى از آن كسانى است كه با كشتى تدبير و عقل سينه حوادث را بشكافند و با كمك دانش و بينش با مشكلات مبارزه نمايند. و اين همان استقامت است كه در پيش درباره آن گفتگو كرديم .
نكته قابل توجه اينجاست كه وجود مشكلات از عوامل پيروزى است و اين مطلب تا حدى براى گروهى قابل هضم نيست . ولى اگر آنان توجه نمايند، خواهند ديد كه همانطورى كه آتش آهن را قويتر مى سازد، مشكلات و مصائب هم فكر انسان را در مسير زندگى پخته تر كرده و به او درس زندگى مى آموزد.
افراد قوى و نيرومند كسانى هستند كه در گهواره رنج پرورش يافته اند. آنها مى توانند در برابر طوفانهاى مصائب مقاومت نمايند. ولى كسانى كه در مهد عزت و نعمت ، پرورش يافته اند با يك نسيم سرد، پژمرده مى شوند و با يك باد شديد از جاى كنده مى گردند.
پروژه های آبزی پروری با حضور زنان
يک پروژه را مي توان به صورت زير تعريف کرد:مجموعه اي از فعاليت ها که براي دستيابي به منظور يا هدفي خاص انجام مي گيرند. پروژه ها شامل فعاليتهايي هستند که بايد در تاريخهايي معين، با هزينه هايي معين و کيفيتي تعيين شده، اجرا بشوند. پروژه ها ممکن است کارهايي باشند که انجام آنها در فواصل زماني مشخصي لازم مي شود. مثلاً: بستن حسابهاي کارخانه در انتهاي سال مالي، تعميرات اساسي يک پالايشگاه (Overhall) هر دو سال يک بار و ... همينطور ممکن است پروژهها شامل کارهايي باشند که فقط يک بار توسط سازمان انجام خواهند گرفت، مثل پروژه هاي ساختماني، عمراني، توسعه سازمان، پروژه هاي تحقيقاتي و يا ...
با توجه به آنچه که گفته شد، اموري نظير: تشکيل يک سمينار، تاليف و يا انتشار يک کتاب، راه اندازي يک کارخانه، توليد يک محصول جديد، اجراي يک برنامه فضايي، انجام يک عمل جراحي پيوند قلب، فراهم نمودن مقدمات و رفتن به مسافرت و هزاران امر ديگر که توسط انسان انجام مي گيرند، هر يک به خودي خود عبارت از يک پروژه مي باشند.
دراین راستا به جاي واژهي ''من'' از واژهي ''ما'' در روابط خود با ديگران بهره بگيريد. اجازه ندهيد شيوهي برخورد توأم با امنييت در کار اثر گذاشته و مانع انجام آن شود. همواره به عنوان عضوي برابر و همسان در کارها شرکت کنيد و در عمل نشان دهيد که براي نيل به اهداف مشترک همواره در کنار کارکنان خود حضور فکري و فيزيکي داريد. با خونسردي و ملايمت مديريت نماييد. در مورد عقايد و باورهاي کارکنان خود فردي قضاوت نکنيد. براي نمونه چنانچه يکي از کارکنان اشتباه ميکند يا پيشنهادات نادرستي را ارائه ميدهد به جاي انتقاد فردي نظر ديگر کارکنان را درحضور آن کارمند جويا شويد.
زنان سرپرست خانوار مقوله ای است که در چهارچوب رفاه خانواده امر مهمی تلقی می شود و حقیقتاً زن و خانواده دو مقوله غیر قابل تفکیک از یکدیگرند. واقعیات موجود در جامعه نشان از آن دارد که علی رغم اعلامیه ها و بیانیه ها و تاسیس نهادها و سازمان های بین المللی مختلف در تحقق حقوق زن، مسئولیت و هزینه ها قابل توجه و طاقت فرسای تامین معاش خانواده که بر عهده این قشر آسیب پذیر اجتماعی می باشد در بسیاری از موارد سخت و یا حتی غیر ممکن است و در صورت تحقق نیز زندگی سرشار از سختی ها و محنت ها را متحمل این مادران پدر نما می کند. در این میان زنان سرپرست خانوار دارای مسئولیت سنگین اقتصادی و اجتماعی در خانواده هستند. آنان هم مادران فرزندان خود هستند و هم پدران آنان. اصطلاح زنان سرپرست خانوار به زنانی اطلاق میشود که مسئولیت تامین معاش زندگی یا اداره امور خود و یا خانواده خود را بطور دائم یا موقت عهده دار هستند.
زنان سرپرست خانوار از جمله گروهای آسیب پذیر اجتماعی هستند که گاه عواملی چون طلاق ، فوت یا اعتیاد همسر، از کار افتادگی و رها شدن توسط مردان موجب آسیب پذیر شدن این طیف وسیع در جامعه می شود. تصور این واقعیت که اگر موقعیت آنان در جامعه سنتی و پدر سالارانه باشند نیز درد آور است. براساس آمار های رسمی کشور امروز زنان سرپرستی 4/9درصد خانوار ایرانی را بر عهده دارند (غفاری.1382.6) درآمد کمتر زنان سرپرست خانوار موجب فقر نسبی آنان نسبت به مردان سرپرست خانوار می شود.
متاسفانه در جامعه کنونی ما زندگی زنان پس از ترک شوهر غالبا با ابهامات و مخاطراتی روبروست از جمله سرپرستی فرزندان به تنهایی، سختی مشکلات اقتصادی، زندگی در تنهایی و همراه با افسردگی و ناامیدی و همچنین نگرش غلط جامعه نسبت به زنان مطلقه و بیوه در فقدان همسرشان آنان را در روابط اجتماعی و حضور در اجتماع با مشکلات عدیده ای روبرو می کند. نگاه های معنی دار، سخنان تلخ و گزنده، از دست دادن حمایت های عاطفی همسر، فقر اقتصادی و تمایل به تنها ماندن و حفظ حیثیت و شخصیت خود پاره ای از مشکلات تمام ناشدنی این قشر زحمت کش است. باری با تمام این مشکلات نیاز به توجه جدی در این باره احساس می شود.
حمایت از این گونه زنان سرپرست با توجه به شرایط متفاوت اقتصادی و اجتماعی خانوار متفاوت است و افرادی که از وضعیت مالی و اشتغالی بهتری برخوردار هستند از زیر چتر حمایتی پوشش خارج شوند واین کمک به زنان سرپرست خانوار نیازمندتر تعلق گیرد. سعی شود کمک ها و حمایتها یک شکل نباشد تا فقر مطلق از بین برود و نهاد ها و موسسات به روشهای بهتری افراد نیازمند و آسیب پذیر را تحت پوشش قراردهند.
بر مبنای تعریف سازمان بهزیستی زنان سرپرست خانوار زنانی هستند که عهده دارتامین معاش مادی و معنوی خود و اعضای خانوارمیباشد (خسروی،1380،25)در یک دسته بندی خانوارهای دارای سرپرست زن به چند گروه عمده تقسیم شده اند:
گروه اول:خانوارهای هستند که در آنها مرد بطور دائمی حضور ندارد و زنان به دلیل فوت همسر یا طلاق بیوه شده اند یا دخترانی که ازدواج نکرده اند تنها زندگی میکنند.
گروه دوم:خانواده های هستند که مرد بطور موقت به دلیل مهاجرت،مفقود الاثر بودن،ومتواری بودن یا زندانی بودن و یا سرباز بودن غایب هستند زنان مجبور به تامین معاش زندگی خود و فرزندانشان هستند .
گروه سوم:خانوار های هستند که مرد حضور دارد ولی به علت بیکاری واز کارافتادگی و یا اعتیاد درامر معاش نقش ندارد و عملا زن سرستی را بر عهده دارد.
دركشورمااقداماتمليمحدوديدرزمينهفعاليتزنانانجامشدهاست. ازمهمتريناقداماتانجامشدهدرخصوصفقرزداييزناندرسالهاياخيرميتوانبهفعاليتارگانهاييمانندكميتهامدادامامخميني (ره) بهزيستيووزارتكارواموراجتماعياشارهكردكهبرموضوعاتيازقبيلكارآفرينيومهارتآموزيزنانسرپرستخانوارتاكيدميكندكهالبتهاينطرحهاسنتيبوده،پاسخگوينيازهايزنانسرپرستخانوارنميباشند. نهادهايحمايتيداخلكشورلازماستباقشرآسيبپذيرجامعهتعاملبرقراركرده،برنامههايخودرامطابقباخواستههاوعلايققشرآسيبپذيرتهيهوتدوينكنند.
ازجملهاقداماتبهزيستياجرايطرحتوانمندسازيزنانسرپرستخانوارباافزايشتواناييهايفرديوجمعيزنانازطريقفراهمكردنضوابطوامكاناتلازمبهمنظوربهبوددسترسيزنانبهفرصتهاياقتصادي،اجتماعي،منابعفرهنگيوبازاراشتغال ميباشد. خدماتموردنظردراينطرحشاملپرداختمستمريوكمكهزينهجهتواممسكنواشتغال،اجراوتقويتبرنامههايكاريابي،تقويتخدماتبيمهاي،خدماتمشاورهومددكاري،آموزشمهارتهايزندگي،ارتقايآگاهيهايعمومي،اصلاحباورهاينادرستدرموردزنانسرپرستخانواربودهاست.)مرکز آمار ایران(
زنان سرپرست خانوار به زنانی اطلاق می شود که بنابر عللی از قبیل فوت،مفقود شدن،اعتیاد،محکومیت در زندان از کار افتادگی سرپرست خانوار بطور دائم یا موقت،اعزام به سربازی، بدون سرپرست (نان آور) می مانند و قادر به تامین هزینه های خود و افراد تحت تکفل می باشد.
طبق تحقیقات در کشور هایی مانند تایلند واندونزی وقبرس پرورش ماهیان تزیینی وساخت آکواریوم های آپارتمانی بر عهده زنان می باشد که گوی سبقت را از مردان ربوده وعلاوه بر رفع بیکاری خود نسبت به ارز آوری ورونق بازار اقتصادی اقدام نمودنو واین خود می تواند الگویی مناسب برای زنان ایرانی وخلق حماسه اس اقتصادی در زمینه باشد.
البته شایان ذکراست که در کشور ما بطور محدود زنان در بخشهایی مانند پرورش ماهیان زینتی وپرورش ماهیان گرم آبی ومراکز عمل آوری آبزیان وتولید کنسرو ماهی وکارشناسان مروج آبزیان و شاغل در تحقیقات شیلات جنوب ودرزمینه فروش آبزیان و مباحث فرآوری فعالیت دارند که در صورت توجه بیشترمی توان نسبت به توسعه وگسترش این قبیل امور اقدام وبا تخصیص وام وتشویق تولید ناخلص ملی را بالا برد.صبر،دقت وحساسیت زنان در این کارها قابل تقدیرمی باشد وعلیرغم خشن بودن کارهایی مانند آبزی پروری بخوبی از عهده آن بر می آیند.گنجاندن این قبیل اموردر برنامه های دولت وتوسعه ای زمینه اشتغال را بخوبی برای زنان ببار می آورد.
در این مسیرقبول مسئولیت های زندگی یک “باید” است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگی رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی ما بستگی دارد. زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتیم، آنگاه می توانیم انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی زنان و خود داشته باشیم.
باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش میتوانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.
به عقايد آن دسته از کارکنان که خود انرژي مثبت دارند و با منفيگرايي برخورد ميکنند، اهميت داده و سايرين را هم تشويق به اين عمل ارزشمند کنيد. به منظور ايجاد ارتباط صميمانه با کارکنان خود در موقع توضيح اهداف و استراتژي سازمان به جاي واژه ''شما'' از واژه ''ما'' استفاده نماييد. بيان کلماتي مانند ''شرکت ما'' ، ''سرنوشت کاري ما'' ، ''موفقيت ما'' و ''مشتريان ما'' در کارکنان شما اعتماد و انگيزه تعلق به سرنوشت سازمان را شکل ميدهد، به گونهاي که زنان نيز خود را در موفقيت و ناملايمات سازمان سهيم ميدانند و آنچه را که در توان دارند در جهت رشد و ارتقاء سازمان به کار خواهند گرفت.
تجربه نشان داده که زنان با گوش دادن به حرف و پيشنهادات سايرين موضوعات را تجزيه و تحليل و جمعبندي مينمايند و اين فرصت را فراهم ميکنند تا خودرا در اتخاذ تصميمات سهيم بدانند. گشادهرويي و خونسردي نيز از خصايص برجسته و نيک زنان کاردان است، در برخورد با مشکلات و کارکنان با رويي گشاده مسايل را حل و فصل می نمايند.
تا روزى كه كالاهاى باختر زمين به كشور ژاپن سرازير بود، اين ملت فاقد همه گونه صنايع بودند. از روزى كه دروازه هاى خارج را به روى كشور خود بستند و نخست وزير آنها گفت : تا ملت ژاپن به دست خود كفش ندوزند همه بايد پابرهنه بگردند. هوش و فكر و كار و كوشش در سياست فرهنگ ملت ژاپن به كار افتاد و از بى طرفى مثبت حداكثر استفاده را كردند و از زندان اقتصاد وابسته و توليد محصول واحد و تهيه مواد اوليه براى بيگانگان ، بيرون آمدند.
ما در خلال زندگى خود،مردان بزرگی را ديده ايم كه براثر عدم تصمیم گیریى صحيح ، از اين سرمايه نامرئى كوچكترين استفاده اى نكرده و به روزگار سياه دچار شده اند.
ولى برعكس زنانى را ديده ايم كه روى عوامل و شرايط خاصى كه بسيارى از آنها به دست خودشان درست شده ، از نردبان ترقى بالا رفته و به مناصبى نائل آمده اند.
زنان خود ساخته تاريخ در معارف ، اخلاق سياست و صنعت كسانى بودند كه در پرتو كاردانى و لياقت فطرى و زحمات فراوان ، به جائى رسيده اند كه زن تاريخ و شخصيت خود ساخته شده اند. و هيچ عامل خارجى در كسب شخصيت و مقام آنان مؤ ثر نبوده و جز از باطن خود از جائى استمداد نكرده اند.
افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که ما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:
“من نمی توانم….”
“قادر نیستم که ….”
“من هیچ وقت نتوانستم ….”
“هیچ راهی وجود ندارد که ….”
هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید.
مسئله اصلی برای زنان در تحقق حماسه اقتصادی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید.تاسیس کارگاه کوچک با حداقل هزینه وامکانات درجای کوچک گام اول در طی طریق این مقصود است.
درادامه به تعریف قانونی كارگاه كوچك به شرح ذيل می پردازیم که برداشتن گام در این مسیر مسلتزم دانستن قوانین در این راه است:
1- كارگاه هاي خويش فرما
2- كارگاه هاي داراي پروانه بهره برداري از وزارت صنايع با تعداد كارگران 10 نفر و كمتر
3- كارگاه هاي خانگي
4- معادن با تعداد كارگران 10 نفر و كمتر
5- مجتمع هاي كارگري مانند كوره پز خانه ها
6- كارگاه هاي تحت پوشش مجمع امور صنفي، اتحاديه ها اعم از تحت پوشش هستند و يا قرار خواهند گرفت.
7- كليه شركتهاي خدماتي و پيمانكاري ارائه دهنده خدمات مختلف در موسسات ،سازمانها و ساير ارگانهاي دولتي و غير دولتي
8- كليه واحدهاي خدماتي از قبيل بانكها،آژانسهاي مسافرتي، دفاتر مركزي كارخانجات ،شركتهاي تعاوني و امثالهم
9- كليه شركتهاي ساختماني، واحدهاي كشاورزي،آموزشگاههاي فني- حرفه اي و نيز هنرستانهاي تحت پوشش آموزش و پرورش
مستندات قانوني
ماده 85 قانون كار:براي صيانت نيروي انساني و منابع مادي كشور رعايت دستورالعملهايي كه از طريق شوراي عالي حفاظت فني (جهت تامين حفاظت فني)و وزارت بهداشت،درمان وآموزش پزشكي (جهت جلوگيري از بيماريهاي حرفه اي و تامين بهداشت كار و كارگر و محيط كار)تدوين مي شود براي كليه كارگاهها،كارفرمايان، كارگران و كارآموزان الزامي است.
ماده 95 قانون كار:مسئوليت اجراي مقررات و ضوابط فني و بهداشت كار بر عهده كارفرما، مسئولين واحدهاي موضوع ذكر شده در ماده 85 اين قانون خواهد بود.هر گاه بر اثر عدم رعايت مقررات مذكور ازسوي كارفرمايان يا مسئولين واحد،حادثه اي رخ دهد،شخص كارفرما يا مسئول مذكور از نظر كيفري و حقوقي و نيز مجازاتهاي مندرج در اين قانون مسئول است.
ماده 3 قانون كار: كارفرما شخصي است حقيقي يا حقوقي كه كارگر به درخواست و به حساب او در مقابل دريافت حق السعي كار مي كند.مديران و مسئولان و به طور عموم كليه كسانيكه عهده دار اداره كارگاه هستند كارفرما محسوب مي شوند و كارفرما مسئول كليه تعهداتي است كه نمايندگان مذكور در قبال كارگربه عهده مي گيرند.در صورتيكه نماينده كارفرما خارج از اختيارات خود تعهد مي نمايد و كارفرماآن را نپذيرد در مقابل كارفرما ضامن است.
ماده 4 قانون كار:كارگاه محلي است كه كارگر به درخواست كارفرما يا نماينده او در آنجا كار مي كند،از قبيل موسسات صنعتي، كشاورزي، معدني، ساختماني، ترابري، مسافربري، خدماتي، تجاري،توليدي، اماكن عمومي و امثال آن
ماده100 قانون كار: كليه بازرسان كار و كارشناسان بهداشت حرفه اي، داراي كارت ويژه حسب مورد به امضاء وزير كار و امور اجتماعي يا وزير بهداشت،درمان آموزش پزشكي هستند كه هنگام بازرسي بايد همراه انها باشد و در صورت تقاضاي مقامات رسمي يا مسئولين كارگاه باشد.
ماده101 قانون كار: گزارش بازرسان كار و كارشناسان بهداشت كار در موارد مربوط به حدود وظايف و اختياراتشان در حكم گزارش ضابطين دادگستري خواهد بود.
ماده105 قانون كار: هر گاه در حين بازرسي به تشخيص بازرس كار يا كارشناس بهداشت حرفه اي احتمال وقوع حادثه يا بروز خطر در كارگاه داده شود، بازرس كار يا كارشناس بهاشت حرفه اي مكلف هستند مراتب را فورا و كتبا به كارفرما يا نماينده او و نيز رئيس مستقيم خود اطلاع دهند.
ماده175 قانون كار: متخلفان از هر يك از موارد مذكور در موارد78(قسمت اول)80-81-82-92 براي هر مورد تخلف حسب مورد علاوه بر رفع تخلف يا تاديه حقوق كارگر و يا هر دو در مهلتي كه دادگاه با كسب نظر وزارت كار و امور اجتماعي تعيين خواهد كرد به ازاء هر كارگر به ترتيب ذيل محكوم خواهند شد:
1- براي تا 10 نفر، 30 تا 100 برابر حداقل مزد روزانه يك كارگر
2- براي تا 100 نفر نسبت به مازاد 10 نفر، 10 تا 30 برابر حداقل مزد روزانه يك كارگر
3- براي بالاتر از 100 نفر نسبت به مازاد 100 نفر،5 تا 10 بابر حداقل مزد روزانه يك كارگر
در صورت تكرار تخلف ، متخلفان مذكور به 1/1 تا1/5 برابر حداكثر جرايم نقدي فوق و يا حبس از 91 روز تا 120 روز محكوم خواهند شد.
ماده 176 قانون كار: متخلفان از هر يك از موارد مذكور در موارد 52-61- 75-77-79-83-84و 91 براي هرمورد تخلف حسب مورد علاوه بر رفع تخلف يا تاديه حقوق كارگر يا هر دو در مهلتي كه دادگاه با كسب نظر نماينده وزارت كشورتعيين خواهد كرد،به ازاء هر كارگر به ترتيب ذيل محكوم خواهند شد.
1- براي 10 نفر، 200 تا 500 برابر حداقل مزد روزانه يك كارگر
2- براي تا 100 نفر نسبت به مازاد 10 نفر ، 20 تا 50 برابر حداقل مزد روزانه يك كارگر
3- براي بالاتر از 100 نفر نسبت به مازاد 100 نفر ، 10 تا 20 برابر حداقل مزد روزانه يك كارگر.
درصورت تكرار تخلف ،متخلفان مذكور به حبس از 91 روز تا 180 روز محكوم خواهند شد.
ماده 92 قانون كار:كليه واحدهاي موضوع ماده 85 اين قانون كه شاغلين در آنها به اقتضاء نوع كار در معرض بروز بيماريهاي ناشي از كار قرار دارند بايد براي همه افراد مذكور پرونده پزشكي تشكيل دهند و حداقل سالي يكبار توسط مراكز بهداشتي درماني از آنها معاينه و آزمايشهاي لازم را بعمل آورند و نتيجه را در پرونده مربوطه ضبط نمايند.
ماده 152 قانون كار: در صورت دوري كارگاه و عدم تكافوي وسيله نقليه عمومي ، صاحب كار بايد براي رفت و برگشت كاركنان خود وسيله نقليه مناسب در اختيار آنان قرار دهد.
ماده 151 قانون كار: در كارگاه هايي كه براي مدت محدود به منظور انجام كاري معين (راه سازي و مانند آن)دور از مناطق مسكوني ايجاد مي شوند ، كارفرمايان موظفند سه وعده غذاي مناسب و ارزان قيمت (صبحانه ، نهار و شام) براي كارگران خود فراهم نمايند ، كه حداقل يك وعده آن بايد غذاي گرم باشد،در اين قبيل كارگاهها به اقتضاي فصل ،محل و مدت كار، بايد خوابگاه مناسب نيز براي كارگران ايجاد شود.
امیداست بتوانیم با بازنمودن راه وایجاد فرصت های مناسب وکمک های فکری ومالی مشوق زنان در راه توسعه حماسه اقتصادی بوده ودرنهایت به توسعه اقتصادی وبالابردن سطح کمی وکیفی آبزی پروری در سایه زحمت این شیرزنان ایرانی برسیم.
فهرست منابع
1- قرآن كريم
2- ریتزر جورج 1980، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر/ ترجمه محسن ثلاثی- تهران: علمی 1374
3- مددکاری اجتماعی (1) کار با فرد /حسن موسوی چلک-تهران، سمت
4- مجلس، محمد باقر: «بحارالانوار»، ج3و4، بيروت: موسسه الوفاء، 1983
5- مدني، سعيد: «طرح توانمندسازي زنان سرپرست خانوار»، دفتر بررسيهاي اقتصادي ـ فرهنگي، مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي، شهريور1381.
تهیه کننده: مهندس کورش کُرد
سه شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵
شعرکبوتران عاشق
تقديم به رزمندگان شهيد،شهيدان گمنام
كبوتران عاشق،رفتندسوي دلدار مردانه پركشيدند،تاماسواي دادار
ازغيرحق گذشتند،بي ادعاوعاشق دست ازطلب كشيده،تنهاومست وخمار
ساقي بميرازاين غم،ساغرزمي تهي ماند مستي زمي برون شد،ميخانه گشته آوار
تايك سخن ازآن پير،برجانشان فروشد خندان زجان گذشتند،تاكوچه هاي دلدار
ازسيم ومين گذشتند،ياسين آرزوشان باياحسين وزهرا،لبيك در شب تار
زآن عاشقان نشاني،ازين پلاك پرسيد كين آشنا زشرمش،درخاك وسنگ بسيار 1/7/1390
سه شنبه ۵ آذر ۱۳۹۲
کارشناس رسمی دادگستری خوزستان
کارشناس رسمی دادگستری خوزستان
در رشته:
برق،ماشین وتاسیسات کارخانجات
حوزه قضایی خوزستان- اهواز
www.23055.ir
یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۱
کولرهای گازی
ادامه مطلب
دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸۹
خلاقيت
خلاقيت
گردآوري كننده مطالب:مهندس كورش كُرد
مسائل امروز سازمانها با راه حلهاي ديروز حل شدني نيست و پيش بيني آينده مشکلات آتي را حل نميكند بلکه بايد براي پيش سازي آينده اقدام کرد. امروز شرايط محيطي و قواعدبازي به حدي بي رحم ، پيچيده ، پويا و نامطمئن گرديده که سازمانها ديگرنمي توانند با تغييرات سطحي و ظاهري در ساختارها، روشها، سيستم ها و غيره حيات بلندمدت خود را تضمين کنند. لذا سازمانهاي امروزي بايد چنين نگرشي در اذهان مديران و کارکنان خود به وجود آورند که "آينده اي وجود ندارد، بلکه بايد آن را خلق کرد و فقط سازگاري با تغيير کافي نيست ، بلکه بايد آن را دوست داشت ".
ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹
تصمیم گیری
نخ های نامرئی تصمیم گیری (چگونه بهترین تصمیم را در زندگی بگیریم)
احتماً در زندگی شما مواقعی پیش آمده است که به هنگام تصمیمگیری دچار تردید شده باشید و به خود گفته باشید از کجا مطمئن باشم که این تصمیم درست است.
ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹
مفاهيم اوليه يك نيروگاه حرارتي
مفاهيم اوليه يك نيروگاه حرارتي
نیروگاه حرارتی جهت تولید انرژی الکتریکی بکار میرود که در عمل پرههای توربین بخار توسط فشار زیاد بخار آب ، به حرکت در آمده و ژنراتور را که با توربین کوپل شده است، به چرخش در میآورد. در نتیجه ژنراتور انرژی الکتریکی تولید میکند. نیروگاه حرارتی به مقدار زیادی آب نیاز دارد. در نتیجه در محلهایی که آب به فراوانی یافت میشود، ترجیحا از این نوع نیروگاه استفاده میشود. چون انرژی الکتریکی را به روشهای دیگری ، مثل انرژی آب در پشت سدها (توربین آبی) ، انرژی باد (توربین بادی) ، انرژی سوخت (توربین گازی) و انرژی اتمی هم میتوان تهیه کرد. سوخت نیروگاه حرارتی شامل ، فروت و یا گازوئیل طبیعی است.
ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹
آشنایی با شبکه های کامپیوتری
|
تندآموز مفاهيم شبكههاي كامپيوتري |
چکيده
فصل اول
شبکه کامپیوتری چیست ؟
مدل های شبکه
اجزا ءشبکه
انواع شبکه از لحاظ جغرافیایی
ریخت شناسی شبکه
پروتکل های شبکه
مدل Open System Interconnection OSI
ابزارهای اتصال دهنده
فصل دوم
مفاهيم مربوط به ارسال سيگنال و پهناي باند
كابل شبكه
كارت شبكه
عملكردهاي اساسي كارت شبكه
نصب كارت شبكه
تنظيمات مربوط به ويندوز براي ايجاد شبكه
شبكه هاي بي سيم
مفاهيم و تعاريف
پارامترهاي مؤثر در انتخاب و پيادهسازي يك سيستم WLAN
جمعبندي
فهرست منابع فصل اول و دوم
چکيده
استفاده از شبکه های کامپیوتری در چندین سال اخیر رشد فراوانی کرده وسازمانها وموسسات اقدام به برپایی شبکه نموده اند . هر شبکه کامپیوتری باید با توجه به شرایط وسیاست های هر سازمان ، طراحی وپیاده سازی گردد. در واقع شبکه های کامپیوتری زیر ساخت های لازم را برای به اشتراک گذاشتن منابع در سازمان فراهم می آورند؛در صورتیکه این زیر ساختها به درستی طراحی نشوند، در زمان استفاده از شبکه مشکلات متفاوتی پیش آمده و باید هزینه های زیادی به منظور نگهداری شبکه وتطبیق آن با خواسته های مورد نظر صرف شود.
ادامه مطلب
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
كليدهاي شناور
كليدهاي شناور
(ساختمان-عملكرد-نحوه نصب در تاسيسات آبزي پروري)
كليدهاي شناوربراي كنترل سطح آب يا مايعات داخل منابع،استخرها ومخازن مورد استفاده قرار مي گيرند.اين كليد ها به دو صورت زير ساخته و به بازار عرضه شده اند:
1-كليدهاي شناورمكانيكي
2-كليدهاي شناور الكترونيكي
كه در ادامه به تشريح هر كدام پرداخته مي شود.
كليد هاي شناور مكانيكي:ساختمان اين كليد از وزنه تعادل،قسمت شناور ويك ميكروسوييچ تشكيل شده است.هنگامي كه قسمت شناور راتنظيم مي كنند با تغيير سطح مايع داخل مخزن،شناور تغيير مكان داده و ميكروسوييچ داخل كليد فرمان مي دهد وباعث قطع يا وصل مدارفرمان الكتروپمپ مي شود.
2-كليد شناور الكترونيكي:اين كليد ها داراي يك برد(مدار)الكترونيكي بوده واز سه المنت(قطعه فلز كوچك از جنس مس با روكش قلع يا آلومينيوم)تشكيل شده است.سه المنت داخل منبع مايع قرار مي گيرند كه به ترتيب:
الف: المنت هاي مشترك كه به بدنه فلزي منبع وصل يادر كف منبع غير فلزي قرار مي گيرد.
ب:المنت حداقل ارتفاع كه در پايين ترين سطح دلخواه توسط اپراتور قرار مي گيرد.
ج:المنت حداكثرارتفاع كه در زير لوله سرريز يا بالاترين ارتفاع منبع قرار مي گيرد.
پس از نصب شناور الكترونيكي در صورت خالي بودن منبع،الكترو پمپ روشن شده ومنبع را آبگيري مي نمايد وبا رسيدن مايع به المنت حداكثر،مدارفرمان پمپاژ قطع ميشودوبا خالي شدن منبع ورسيدن مايع به المنت حداقل مدارفرمان وصل شده والكتروپمپ روشن ميشود وهمين سيكل مرتبا" تكرار ميشود وطبق كاتالوگ تا پنج مليون بار قابليت قطع و وصل دارد.
با توجه به نوع نصب وعملكرد،شناورهاي الكترونيكي داراي بازده وشرايط بهتري مي باشند وحساسيت اتصال بين المنت ها را كه به نوع مايع مربوط است مي توان تنظيم نمود كه درجاهاي با آب شور يا شيرين قابل تنظيم است و اين شناورها قابليت ارتفاع سنجي ساير مايعات را نيز دارا ميباشند.
تهيه كننده:مهندس كورش كرد
ادامه مطلب
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
نقش هوادهي در مزارع پرورش ماهي
|
|
|
|
|
هوادهی یک روش مکانیکی جهت حل کردن هوا در آب به شمار می رود.این عمل با افزایش سطح تماس بین آب وهوا بدست می آید.هوادهي درطبیعت باعملکرد باد وامواج در آبهای ساکن پشت سدها و دریچه ها ودریاها واقیانوس ها صورت مي گيرد. همینطوربه وسیله ی حرکت جریان آب وسرعت وریزش آب درچشمه ها و رود خانه ها وکانال های با شیب مناسب،عمل هوادهی انجام می گیرد. روش دیگرآنکه هوارا تحت فشاربا دستگاه های کمپرسور و یا ایربلوئر توسط لوله های pvc وشيلنگ تراوا درکف حوضچه هاهدایت ازطریق سنگ هوابه صورت حبابهای ریز وارد آب می شود.
2- سیستم هوادهی سطحی مکانیکی بااستفاده ازپروانه(propeller) یاشانه دوار(Rotary Brush)است که آب رادردستگاه هوادهی به گردش می اندازد و قسمت عمده هوادهی براثرافزایش سطح تماس آب باهوای ناشی ازاین گردش و بقیه براثرپاشش قطرات آب درهوا و ورود حبابهای هوا درآب تامین می گردد.
در مرحله نصب مداربرق وكابل كشي دستگاه هاي هواده بايد در انجام موارد زيرنهايت دقت وامنيت را بكار برد ومشاوره با متخصص برق توصيه مي شود : 1- تماس كابل وتابلو برق با آب را به حداقل رسانيد. 2-استفاده از سيستم ارتينگ وحفاظت از جان واطمينان از نصب به وسايل. 3-عايق بندي تخته كلم الكتروموتور(محل نصب كابل به الكتروموتور). 4-انتخاب صحيح مقطع وطول كابل ويكپارچه بودن كابل ها 5- مهار نمودن دستگاه هواده(كه از حركت آن در آب جلوگيري شود) 6- دقت درانتخاب وسايل تابلوبرق متناسب با توان مصرفي تهيه كننده:مهندس كورش كرد |
دوشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۸
نام و لقبهاى دختر پيغمبر
نام و لقبهاى دختر پيغمبر
«فطمت فاطمة من الشر (1) »
(فتال نيشابورى از امام صادق (ع) )
نويسندگان سيره و محدثان اسلامى براى دختر پيغمبر لقبهائى چند نوشتهاند:
زهرا،صديقه،طاهره،راضيه،مرضيه،مباركه،بتول و لقبهاى ديگر.از اين جمله لقب زهرا از
شهرت بيشترى برخوردار است،و گاه با نام او همراه مىآيد (فاطمه زهرا) و يا بصورت تركيب
عربى (فاطمة الزهرا) .زهرا كه در تداول بيشتر بجاى نام او بكار مىرود در لغت،درخشنده،
روشن و مرادفهائى از اين گونه،معنى مىدهد.و اين لقب از هر جهتبرازنده اين بانوست.او
چهره درخشان زن مسلمان،فروغ تابان معرفت و نمونه روشن پرهيزگارى و خداپرستى است.
اين درخشندگى به ساعتى مخصوص و روزى معين اختصاص ندارد.از آن روز كه وظيفه خود
را تعهد كرد تا امروز و براى هميشه چون گوهرى بر تارك تربيت اسلامى مىدرخشد.
محدثان ذيل بعض اين لقبها و سبب آن روايتهائى نوشتهاند.باز نوشتن آن گفتهها موجب
درازى گفتار خواهد شد.آنچه ازمجموع اين روايتها دانسته مىشود،بزرگى قدر و
خصيتبرجسته دختر پيغمبر در ديده پدر و شوهر و مقام ارجمند او در اسلام و ميان
مسلمانان است.اين حقيقتى است كه پيروان همه مذاهب اسلامى بدان اعتراف دارند.براى
همين است كه در عموم كتابهاى شيعه و گاه در كتابهاى معتبر اهل سنت و جماعت كتابى
جداگانه در فضيلت دختر پيغمبر ديده مىشود و يا فصلى را براى روايتهائى كه درباره اوست
گشودهاند.
نام او فاطمه است.فاطمه وصفى است از مصدر فطم.و فطم در لغت عرب بمعنى بريدن،قطع
كردن و جدا شدن آمده است.اين صيغه كه بر وزن فاعل معنى مفعولى مىدهد،به معنى
بريده و جدا شده است.فاطمه از چه چيز جدا شده است؟در كتابهاى شيعه و سنى روايتى
مىبينيم كه پيغمبر فرمود او را فاطمه ناميدند،چون خود و شيعيان او از آتش دوزخ بريدهاند (2)
مجلسى از عيون اخبار الرضا و او باسناد خويش از على بن موسى الرضا و محمد بن على (ع) و
آنان از مامون و او از هارون و او از مهدى و او به سند خويش از ابن عباس روايت كنند كه:وى
از معاويه پرسيد مىدانى چرا فاطمه را فاطمه ناميدند؟گفت نه!ابن عباس گفت چون او و
شيعيان او به دوزخ نمىروند (3) فتال نيشابورى ضمن حديثى از امام صادق آورده است كه
چون از بدىها بريده شد او را فاطمه ناميدهاند (4) بدين مضمون روايتهاى ديگر هم آمده
است آنچنانكه براى صيغه وصفى نيز معناهاى ديگر جز آنچه نوشتيم ضبط كردهاند. (5)
پيش از ظهور اسلام دو سه تن از زنان بدين نام موسوم بودهاند كه در اسلام به فواطم
مشهوراند،مانند فاطمه دختر اسد بن هاشم و فاطمه دختر عتبة بن ربيعه (6) و نيز فاطمه
دختر عمرو بن عائذ (7) .
بارى پرورش زهرا در كنار پدرش رسول خدا و در خانه نبوت بود،آنجا كه فرود آمد نگاه
فرشتگان،و مركز نزول وحى و آيههاى قرآن است.آنجا كه نخستين گروه از مسلمانان به
يكتائى خدا ايمان آوردند،و بر ايمان خويش استوار ماندند.آنانكه پروردگار دلهايشان را آزمود،
و در قرآن كريم مدح فرمود.تربيت دينى را هم از آموزگارى چون محمد (ص) فرا گرفت،
پيغمبرى كه معلم انسانهاى جهان است.و تا جهان باقى است مشعل دين و دانش بنام او
فروزان.
كودك خردسال اين نو مسلمانان را مىديد كه هر روز با شور و هيجان براى فرا گرفتن
آيتهاى قرآن و آموختن روش پرستش پروردگار نزد پدرش مىآيند.در اين خانه بود كه
تكبير گفتن،روى به خدا ايستادن،و هر شبانروز در اوقاتى خاص پروردگار يكتا را به بزرگى ياد
نمودن آغاز شد.آن سالها در سراسر عربستان و همه جهان اين تنها خانهاى بود كه چنين
بانگى از آن بر مىخواست.«الله اكبر»و زهرا تنها دختر خردسال مكه بود كه چنين جنب و
جوشى را در كنار خود مىديد.اين بانگ آسمانى اين مراسم بىمانند،در روح اين طفل
خردسال چه اثرى نهاد،سالها بعد آشكار گرديد.
او در خانه تنها بود و دوران خردسالى را به تنهائى مىگذراند.دو خواهر او رقيه و ام كلثوم
ساليانى چند از او بزرگتر بودند.او در اين خانه همبازى نداشت.شايد اين تنهائى هم يكى از
انگيزههائى بوده است كه بايد از دوران كودكى همه توجه وى به رياضتهاى جسمانى و
آموزشهاى روحانى معطوف گردد.الله اكبر،اشهد ان محمدا رسول الله.اندك اندك آيههاى
ديگر مىرسد و درسهاى وسيعتر داده مىشود.درسهائى از اخلاق قرآنى و سفارشهائى براى
تحصيل خوى انسانى.مردم همه برابر خدا و حكم الهى يكسانيد!كسى بر ديگرى برترى ندارد!
برده و ارباب در پيشگاه حق تعالى مساوى هستند.شما موظفيد با بردگان،با اسيران،با
مستمندان،مهربانى كنيد و با آنان خوشرفتار باشيد.به دختران چون پسران حرمت نهيد و با
آنان درشتى نكنيد!و در كنار رسيدن اين تعليمات و آموختن آن بمسلمانان،و شورى كه آنان
در فرا گرفتن اين درسها نشان مىدادند،دشمنى همشهريان و خويشاوندان را با پدرش
مىديد.آنان چنين سخنانى را خوش نداشتند.نمىخواستند مردم با اين گفتهها كه تا آنروز
سابقه نداشت آشنا شوند.گسترش اين تعليمات موجب درهم ريختن زندگانى آنان مىشد.اما
براى اينكه بيم خود را پنهان سازند و به گمان خويش گفتههاى او را از تاثير بيندازند،بدو
تهمت مىزدند:جادوگر است،ديوانه است،يتيم ابو طالب كجا و پيغمبرى كجا؟چرا اين وحى
به مرد بزرگ و دولتمندى از مكه و يثرب فرود نيامده. (8) تا دير نشده بايد اين كار را چاره كرد.
اما اگر او را بكشيم با ابو طالب و بنى هاشم درگيرى خواهيم داشت.بهتر است پيروان او را از
گردش پراكنده سازيم.و اگر بزبان خوش پند نگرفتند و او را رها نكردند،بزور متوسل شويم.
سلاح مردم بى منطق چيست؟دشنام،آزار،و اگر ممكن شود كشتار.در شهر كوچك خبرها
بسرعت پخش مىشود و خانه پدرش مركز انعكاس جريانهاى آنروز مكه بود.امروز بلال را
شكنجه كردند!امروز به عمار آسيب رسيد!امروز مادر عمار را كشتند!عموى پدرش ابو لهب
چنين گفت و ابو جهل چنان،و گزارشهاى ناخوشايندى از اين قبيل.تا روزيكه شنيد پدرش
پيروان خود را فرموده است مكه را ترك گويند و به حبشه بروند،چون نمىتوانسته استبيش
از اين شاهد آزار نو مسلمانان باشد.چرا اين مردمان بايد از خانه و زندگى خود دستبردارند و
خطر سفر را بر خود هموار سازند؟به جائى بروند كه نمىدانند كجاست،و از كسى پناه
بخواهند كه نمىدانند كيست؟و روش او چيست.پدرش بآنان گفته است نجاشى با پناهندگان
خود خوشرفتارى مىكند،اما مگر اينان چه گناهى كردهاند كه بايد نزد او بروند؟چرا بايد رنج
غربت را تحمل كنند؟راستى اين سنگ پارهها و قطعه چوبها كه بنام خدا درون خانه كعبه
نهادهاند،اين اندازه حرمت دارد؟آيا بزرگان قريش نمىدانند كه اين دست پرداخت كارگران نه
سودى دارد نه زيانى؟نه!آنان از چيز ديگرى مىترسند.از زيانهائى كه با پخش اين دعوت
محمد (ص) دامنگير آنان مىشود:
«الذى جمع مالا و عدده.يحسب ان ماله اخلده.كلا لينبذن فى الحطمة (9) .» (سوره همزه)
آرى پيكار در گرفته است.دستهاى مىخواهند از طاعت مخلوق باطاعتخالق بگريزند،طوق
بندگى را بشكنند و آزاد شوند.و براى همين است كه همه اين بلاها را بجان مىخرند و از
پرستش خدا باطاعتشيطان باز نمىگردند،و دستهاى كه مىخواهند،اينان همچنان ابزار
افزايش مكنت آنان باشند.هر يك از اين حادثهها به نوعى در قلب بظاهر كوچك و بمعنى
بزرگ او اثرى مىنهاد و هر پيش آمد بدو درسى مىداد.درس پايدارى،آنان كه به حكومت الله
گردن نهند،و بر سر گفته خود بايستند،فرشتگان بر آنان فرود مىآيند. (10) امنيت و آسايش
روحى اينجهان و بهشت جاودان آن جهان در انتظار كسى است كه برابر پيش آمدها استقامت
ورزد و از كيد شيطان نهراسد.اينها درسهائى بود كه به مسلمانان داده مىشد،و او كه
مستقيم با گيرنده دستورات مربوط بود جداگانه مىآموخت.او بايد اين آزمايشها را يكى پس
از ديگرى ببيند تا چون فولادى كه پى در پى آبش مىدهند مقاومتش افزوده گردد.اما
آزمايشها پايان يافتنى نيست،هر روز آزمايشى و هر شب رياضتى.
دورههاى آزمايش يكى پس از ديگرى مىگذرد،و هر آزمايش تلختر از آزمايش پيشين است.
آزمايشها پيوسته دشوارتر و دردناكتر مىشود.تهديد،خشونت،آزار،گرسنگى و سختى
زندگانى.
روزى مىشنود دشمنان شكنجه شترى را بر سر پدرش افكنده و رخت او را آلوده ساختهاند.
دوان دوان خود را به پدر مىرساند و جامه او را از آن آلودگى پاك مىسازد.روز ديگر خبر
مىدهند كه پاى پدرش را با پرتاب سنگ آزردهاند.هيچيك از اين رفتارهاى خشونت آميز
نتيجهاى چنانكه دشمنان مىخواهند نمىدهد.نه محمد (ص) از دعوت دست مىكشد و نه
نو مسلمانان از گرد او پراكنده مىشوند.ديرى نمىگذرد كه قريش شكستخورده و خشمگين،
تصميم سختترى مىگيرند.بايد رابطه بنى هاشم با مردم قطع شود.آنان بايد در محاصره
اقتصادى و اجتماعى قرار گيرند،گرسنگى و جدائى از مردم براى ايشان درس خوبى است.
چندى كه بدين حال بمانند خسته مىشوند.بستوه مىآيند،و براى آسايش خود هم كه شده
است از حمايت محمد (ص) دستبر مىدارند.آنگاه محمد يكى از دو راه را پيش روى خود
خواهد داشت:از كارى كه پيش گرفته استباز ايستادن،يا بدست قريش كشته شدن.شعب ابو
طالب در فاصله كمى از شهر مكه براى تبعيد شدگان در نظر گرفته مىشود.خوراك،پوشاك،
ديد و بازديد براى آنان ممنوع است.چه مدت در اين دره مخوف بسر بردهاند؟دقيقا معلوم
نيست.ابن هشام مدت را دو يا سه سال نوشته است (11) در اين مدت بر زهرا چه گذشته
ستخدا مىداند.بيشتر سنگينى بار چنين زندگى بدوش اوست.اما دشوارتر و دردناكتر از
همه اين رنجها مرگ عزيزانست.
مرگ مادرش و مرگ ابو طالب:
قضاى الهى چنان بود كه مرگ اين زن فداكار-خديجه نخستين بانوى مسلمان-با مرگ ابو
طالب در يكسال اتفاق افتد آنهم در فاصلهاى كوتاه (12) فاطمه (ع) چنانكه از قرآن كريم درس
گرفته استبايد اين آزمايش را هم به بيند مرگ خويشاوندان براى او آزمايش دگرى است.بايد
برابر اين دشوارى بردبارى نشان دهد و منتظر بشارت پروردگار باشد (13) آن آزمايشها آزمايش
جسمانى بود و اين امتحان،آزمايش قدرت نفسانى است.مادرش تنها غمخوار پدر در خانه بود
و ابو طالب او را برابر دشمنان بيرونى حمايت مىكرد.با بودن ابو طالب مشركان مكه
نمىتوانستند قصد جان پدرش را بكنند.زيرا خويشاوندان او-تيره بنى هاشم-تيرهاى بزرگ
بودند اگر مكنت و مال آنان در حد بنى زهره،بنى مخزوم و يا بنى حرب نبود،هيچ قبيلهاى در
شرافت و بزرگوارى با آنان برابرى نمىكرد.مهتران مكه و ثروتمندان شهر مىدانستند اگر به
قصد جان محمد (ص) برخيزند،بنى هاشم خاموش نمىنشينند،و بسا كه تيرههاى ديگر نيز
به حمايت آنان برخيزند.ناچار درون پر تلاطم خود را با آزار او آرام مىكردند.دشنام،ريشخند،
سنگ پرانى،دهن كجى،تهمت:حربههائى كه ناتوانان از آن استفاده مىكنند.تقدير چنين بود
كه فاطمه (ع) شاهد همه اين منظرهها باشد،و پس از تحمل اين رنجها آن دو صحنه دلخراش
را نيز به بيند.
اكنون فاطمه ديگر دختر خانواده نيست.او جانشين عبد الله،عبد المطلب،ابو طالب و
خديجه است. (ام ابيها) چه كنيه مناسبى!مام پدر.او بايد وظيفه مادرش را عهدهدار شود.بايد
براى پدرش هم دختر و هم مادر باشد.
اگر قبول كنيم زهرا (ع) پنجسال پيش از بعثت متولد شده است،بخاطر همين مادر خانگى
است كه تا هفده سالگى نتوانست و يا نخواستبخانه شوهر برود.او نمىخواست پدرش را تنها
بگذارد.او مىدانست تا آنجا كه مىتواند بايد در داخل خانه پدر را آرامش دهد.اكنون كه
پدرش سرپرستى چون ابو طالب و غمخوارى چون خديجه را ندارد،دشمنان بر او گستاختر
شدهاند،و او به دلجوئى نياز دارد.پدر نيز چون اين فداكارى را از او مىديد با نمودن محبت،
خشنودى خويش را از وى اعلام مىكرد.سالها پس از اين روزگار از عايشه مىپرسند،چرا به
جنگ جمل برخاستى؟مىگويد:«اين داستان را باز مگوئيد بخدا سوگند كسى از مردان جز
على و از زنان جز فاطمه نزد پيغمبر محبوبتر نبود (14) و نيز مىگويد كسى را راستگوتر از
فاطمه نديدم جز پدرش (15) ممكن است كسانى كه در سيره پيغمبر و خاندان او تتبعى دقيق
ندارند،يا روح اسلام و شريعت محمد (ص) را چنانكه بايد لمس نكردهاند چنين به پندارند
كه اين محبت مانند دوستى هر پدر به فرزندى ناشى از غريزه انسانى است.اين پندار شايد از
يك جهت درستباشد.ما نمىگوئيم محبت رسول خدا به فاطمه رنگى از عاطفه پدر
سبتبدختر را نداشت،چه محمد (ص) پدر بود و فاطمه فرزند.اما اين روايت و روايتهاى ديگر
كه با اندك اختلافى در الفاظ از پيغمبر رسيده نشان دهنده حقيقتى ديگر است- بزرگى
فاطمه در ديده پيغمبر و بزرگان اسلام در عصر رسول و زمانهاى پس از وى-فاطمه اين مقام
را نه تنها از آنجهتيافت كه دختر پيغمبر است،آنچه او را شايسته اين حرمتساخت از خود
گذشتگى،پارسائى،زهد،دانش و ديگر ملكات انسانى است كه در او به حد كمال بوده است.و
همه مورخان شيعه و سنى اين امتيازات را براى وى در كتابهاى معتبر خويش نوشتهاند.
از امام صادق (ع) پرسيدند:بعض جوانان حديثى از شما باز ميگويند كه باور كردنى نيست.
ميگويند«خدا از خشم فاطمه بخشم مىآيد (16) »امام صادق فرمود-مگر شما اين روايت را در
كتابهاى خود نداريد كه خدا از خشم بنده مؤمن بخشم مىآيد؟
-چرا
-پس چرا باور نمىداريد كه فاطمه زنى با ايمان باشد و خدا از خشم او بخشم آيد (17) .
مرگ خديجه و ابو طالب،پيغمبر را نيز سخت آزرده ساخت.او ديگر خود را تنها و بى غمخوار
و پشتيبان ميديد،اما در همه حال خدا مدد كار او بود.و دعوت به خداپرستى شعار او.سفرى
به طائف كرد شايد در آن شهر از ميان مردم ثقيف كه تيرهاى قدرتمند بودند كسانى را بدين
خدا در آورد.ولى مهتران آنجا نه تنها روى خوش بدو نشان ندادند،از آزارش نيز دريغ نكردند.
مكه همه كوششهاى خود را براى خاموش ساختن اين فروغ خدائى بكار برد،اما از اين
كوشش سودى نبرد.هر روز بانگ دعوت اسلام رساتر شد و بگوش گروهى تازه رسيد.طرح
محاصره اقتصادى-آخرين مبارزه قريش-با شكست روبرو گرديد،تا آنجا كه سران قوم،خود
آن معاهده شوم را بهم زدند.اما تصميم ديگرى گرفتند.حال كه ديگر محمد در مكه پشتيبانى
ندارد بايد خود او را از ميان بردارند.بايد همه تيرهها در كشتن او شريك باشند،تا بنى هاشم
نتوانند كسى را به قصاص او بكشند.اما مكرهاى شيطانى برابر تقديرات ربانى نمىپايد.از
چندى پيش مركز دعوت از مكه به يثرب كه شهرى در پانصد كيلومترى مكه است منتقل
شده بود،يا بهتر بگوئيم مركزى تازه براى دعوت اسلام تاسيس گرديد.ياران پدرش تك تك يا
دسته دسته خانه و زندگانى خود را رها مىكنند و به يثرب مىروند.مردم اين شهر كه از آن
پس در تاريخ اسلام لقب«انصار»را يافتند از آنان هر چه نيكوتر پذيرائى كردند.تا آنجا كه آنان را
بر خود مقدم داشتند.شبى كه بنا بود توطئه قريش عملى گردد،و پيغمبر (ص) بدست
گروهى مركب از همه تيرههاى قريش كشته شود،على (ع) را بجاى خود خواباند و با ابو بكر
راه يثرب را پيش گرفت.اين همان روى داد بزرگى است كه چند سال بعد،مبدا تاريخ
مسلمانان گرديد و تا امروز هم بنام«تاريخ هجرى»متداول است.
چون اندك اندك كارها سر و سامانى يافت،و مسجدى آماده گرديد،و مهاجران در خانههاى
تازه جاى گرفتند،پدرش دستور هجرت وى را داد.بلاذرى نويسد:زيد بن حارثه و ابو رافع
مامور همراهى فاطمه (ع) و ام كلثوم بودند (18) اما ابن هشام نوشته است عباس بن عبد
المطلب مامور بردن او بود (19) بهر حال زهرا و ام كلثوم با سرپرستخود سوار شدند كاروان
آماده حركت استحويرث بن نقيذ،از دشمنان محمد (ص) كه پيوسته بد گوى او بود نزد آنان
مىآيد و شتر آنان را آسيبى مىزند.شتر مىرمد و فاطمه و ام كلثوم بر زمين مىافتند.ابن
هشام و ديگر مورخان از آسيبى كه فاطمه (ع) از اين صدمه ديده است نامى نبردهاند،لكن
پيداست كه دختر پيغمبر از اين حادثه بىرنج نمانده است.اين مرد پست فطرت در شمار
كسانى است كه در روز فتح مكه پيغمبر (ص) فرمود اگر به پردههاى كعبه چسبيده باشند
بايد خونشان ريخته شود حويرث بدست على شوى فاطمه كشته شد (20) در مقابل اين سندها
يعقوبى كه او نيز از تاريخ نويسان طبقه اول است نويسد على بن ابى طالب (ع) او را بمدينه
آورد (21) و روايتهاى شيعى نوشته يعقوبى را تاييد ميكنند.سرانجام وعده خدا تحقق يافت.
مسلمانان از گزند مشركان و دشمنان آسوده گرديدند.در تاريخ اسلام فصل تازهاى گشوده شد.
از اين تاريخ ديگر نه تنها از بجاى آوردن مراسم دينى بيمى ندارند،بايد ديگران را هم به
پذيرفتن دين بخوانند،و اگر نپذيرفتند با آنان پيكار كنند.
چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸
احادیثی از حضرت زهرا(س)
احادیثی از حضرت زهرا(س)
1. در يكى از روزها ، صبحگاهان امام على (ع) فرمود : فاطمه جان آيا غذايى دارى تا
از گرسنگى بيرون آيم ؟ پاسخ دادند : نه ، به خدايى كه پدرم را به نبوت و شما را
به امامت برگزيد سوگند ، دو روز است كه در منزل غذاى كافى نداريم و در اين
مدت شما را بر خود و فرزندانم در طعام ترجيح دادم .
امام (ع) با تأسف فرمودند : فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادى تا به دنبال تهيه
غذا بروم ؟ حضرت زهرا (ع) فرمودند : اى اباالحسن ، من از پروردگار خود حيا مىكنم
كه چيزى را كه تو بر آن توان و قدرت ندارى ، درخواست نمايم .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 59)
2. كسى كه عبادتهاى خالصانه خود را به سوى خدا فرستد ، پروردگار بزرگ بهترين
مصلحت او را به سويش فرو خواهد فرستاد .
(بحار الانوار ، ج 70 ، ص 249)
3. پاداش خوشرويى در برابر مؤمن بهشت است ، و خوشرويى با دشمن ستيزه جو ، انسان
را از عذاب آتش باز مىدارد .
(بحار الانوار ، ج 75 ، ص 401)
4. حضرت فاطمه سلام الله عليها به پدر گرامىشان عرض كردند : اى رسول خدا زنان
قريش به منزل من وارد شدند و گفتند : پيامبر تو را همسر كسى قرار داد كه
سرمايهاى ندارد . رسول اكرم صلى الله عليه و آله در جواب فرمودند : قسم به خدا
دخترم ، در خيرخواهى تو كوتاهى نكردهام كه تو را به اولين مسلمان و عالمترين و
بردبارترين اشخاص تزويج نمودهام .
دخترم ، همانا خداى عزوجل نگاهى به زمين افكند و از اهل آن دو نفر را برگزيد ،
كه يكى از آن دو را پدرت و ديگرى را شوهرت قرار داد .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 133)
5. ما اهل بيت رسول خدا ، وسيله ارتباط خدا با مخلوقات و برگزيدگان خداييم ، ما
جايگاه پاك خدا و دليلهاى روشن او و وارثان پيامبران الهى مىباشيم .
(شرح نهج البلاغه لابن ابي الحديد ، ج 16 ، ص 211)
6. خداوند اطاعت و پيروى از ما اهل بيت (ع) را سبب برقرارى نظم اجتماعى در
امت اسلامى ، و امامت و رهبرى ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقهها
قرار داده است .
(احتجاج طبرسى ، ايران : انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
.پيامبر (ص) و على (ع) دو پدر امت اسلام مىباشند ، كه اگر مردم از آنان پيروى
كنند ، كجىها و انحرافاتشان را اصلاح نموده و آنها را از عذاب جاويدان نجات
مىدهند ، و اگر همراه و ياورشان باشند نعمتهاى هميشگى خداوندى را ارزانيشان
مىدارند .
(بحار الانوار ، ج 23 ، ص 259)
8. از حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) روايت شده كه رسول خدا فرمودند : امام
همچون كعبه است كه بايد به سويش روند ، نه آنكه ( منتظر باشند تا ) او به
سوى آنها بيايد .
(بحار الانوار ، ج 36 ، ص 353)
9. همانا خوشبت حقيقى كسى است كه على ( عليه السلام ) را دوست بدارد .
(مجمع الزوائد علامه هيثمى ، ج 9 ، ص 132)
10. كسى كه پس از خوردن غذا ، با دستى آلوده و چرب بخوابد ، هيچ كس جز خودش را
سرزنش ننمايد .
(كنز العمال ، ج 15 ، ص 242 ، ح 40759)
11. اما حقانيت من در مالكيت فدك ، همانا خداوند بزرگ آيه " آت ذاالقربى
حقه " را وقتى در قرآن كريم بر رسول خدا نازل فرمود ، من و فرزندانم نزديكترين
مردم به پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) بوديم ، پس رسول خدا فدك را به من و
فرزندانم هديه فرمود .
(مستدرك الوسايل ، ج 7 ، ص 291)
12. براى مؤمن ، خرما هديه خوبى است .
(كنز العمال ، ج 12 ، ص 339 ، ح 35305)
13. حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) فرمود : وقتى آيه 63 سوره نور نازل شد كه :
" اى مسلمانان ، رسول خدا را آن گونه كه همديگر را مىخوانيد ، صدا نكنيد "
ترسيدم كه رسول خدا را با لفظ " اى پدر " بخوانم ، من هم مانند ديگران پدر را با
نام " يا رسول الله " صدا زدم . دو سه بار كه پدر را با اين نام خواندم ، رو به
من كرده فرمودند :
اى فاطمه ! اين آيه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نشده است ، فاطمه
جان ، تو از منى و من از تو ، همانا اين آيه براى ادب كردن آدمهاى خشن و درشت
خوهاى قريش ، انسانهاى خودخواه و متكبر ، نازل شده است . دخترم تو با جمله
" پدر جان " خطاب كن كه مايه حيات قلب من است و خداوند را خوشنود مىكند .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 33)
14. مردى نابينا از حضرت فاطمه ( عليها السلام ) اذن خواست كه داخل خانه شود .
فاطمه ( عليها السلام ) خود را از او مستور كرد . پيغمبر خدا ( صلى الله عليه
و آله ) به فاطمه فرمود : به چه سبب خود را مستور كردى و حال اين كه اين مرد
نابينا تو را نمىبيند . حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد ، " اگر او مرا
نمىبيند ، من او را مىنگرم ، و اگر چه او نمىبيند اما بوى زن را استشمام
مىكند " . رسول خدا پس از شنيدن سخنان دخترش فرمود : " شهادت مىدهم كه
تو پاره تن منى " .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 91)
15.خداى تعالى ايمان را براى پاكيزگى از شرك قرار داد ، و نماز را براى دورى از
تكبر و خودخواهى .
(احتجاج طبرسى ، ايران : انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
16. خداى تعالى زكات را مايه پاكى جان و فزونى روزى ، و روزه را براى پابرجايى
اخلاص قرار داد .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
17. خداى تعالى حج را موجب استحكام ديانت ، و عدالت را مايه وحدت و هماهنگى دلها
قرار داد .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
18. خداوند جهاد را موجب عزت و هيبت اسلام ، و صبر را وسيله استحقاق و شايستگى
پاداش حق تعالى قرار داد .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
19. خداوند امر به معروف را جهت اصلاح جامعه واجب فرمود .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
20. خداى تعالى نيكى به پدر و مادر را واجب فرمود تا از خشم او در امان بمانند ،
و دستگيرى از خويشان را موجب افزايش عمر و سبب فزونى جمعيت و قدرت قرار
داد .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259)
21. خداى تعالى قصاص را وسيله حفظ جانها و وفاى به نذر را براى رسيدن به مغفرت و
آمرزش قرار داد .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259)
22. خداى تعالى مراعات كامل وزن و پيمانه را براى جلوگيرى از كم فروشى ، و نهى از
شرابخوارى را براى پرهيز از پليدى تشريع نموده است .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259)
23. خداى تعالى پرهيز از افترا و دشنام را براى دور شدن از لعنت واجب فرمود و
دزدى را منع كرد تا راه عفت پويند .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259)
24. خداوند شرك را حرام فرمود تا به اخلاص طريق بندگى و يكتاپرستى جويند ، " پس
چنانكه بايد ، ترس از خدا را پيشه گيريد و جز مسلمان نميريد " و آنچه فرموده
است به جا آريد و خود را از آنچه نهى كرده باز داريد كه " تنها دانايان از خدا
مىترسند .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259 - آلعمران ، 101)
25. حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) در جواب سلمان كه براى فقيرى تقاضاى كمك
داشت فرمود :
" اى سلمان ! سوگند به خداوندى كه حضرت محمد ( صلى الله عليه و آله ) را به
پيامبرى برگزيد ، سه روز است كه غذا نخوردهايم و فرزندانم حسن و حسين ( عليهما
السلام ) از شدت گرسنگى بىقرارى مىكردند و خسته و مانده به خواب رفتهاند . اما
من نيكى و نيكوكارى را كه درب منزل مرا كوبيده است ، رد نمىكنم " .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 72)
26. پروردگارا ! بزرگا ! به حق پيامبرانى كه آنها را برگزيدى و به گريههاى حسن و
حسين در فراق من ، از تو مىخواهم گناهكاران شيعيان من و شيعيان فرزندان مرا
ببخشايى .
(ذخائر العقبى ، ص 53 - كوكب الدرى ، ج 1 ، ص 196)
27. امام حسن مجتبى ( عليه السلام ) فرمود : مادرم فاطمه ( عليها السلام ) را ديدم كه
شب جمعه تا صبح مشغول عبادت و ركوع و سجود بود ، و شنيدم كه براى مؤمنين دعا
مىكرد و اسامى آنان را ذكر مىنمود و براى آنان بسيار دعا مىكرد ولى براى خودش
دعا نكرد ، پس به او عرض كردم : مادر ، چرا همان طور كه براى ديگران دعا كردى
براى خودت دعا نكردى ، فرمودند : " پسرم ، اول همسايه و سپس خود و اهل
خانه " .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 81)
28. روزى حضرت فاطمه ( عليها السلام ) خطاب به حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام )
فرمود :" على جان ! نزديك بيا تا اطلاع دهم شما را از آنچه در گذشته اتفاق افتاد
و آنچه در حال به وقوع پيوستن است و آنچه در آينده رخ خواهد داد تا روز قيامت
هنگامه برپايى رستاخيز عمومى " .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 8)
29. حضرت زهرا ( عليها السلام ) در رابطه با دعاى روز جمعه از رسول گرامى اسلام نقل
فرمودند كه : در روز جمعه ساعتى است كه هر خواسته خير و نيكويى در آن ساعت به
اجابت مىرسد . پرسيدم : يا رسول الله كدام ساعت است ؟ فرمودند : آنگاه كه
نصف خورشيد در افق پنهان شود .
(كنز العمال ، ج 7 ، ص 766)
30. بهترين شما كسانى هستند كه در برخورد با مردم نرمتر و مهربانترند و با همسرانشان
مهربان و بخشندهاند .
(دلايل الامامه طبرى ، ص 7)
31. اگر روزه ، زبان و گوش و چشم و دست و پاى روزهدار را از ارتكاب اعمال ناپسند
حفظ نكند ، روزه را مىخواهد چه كند ( و به چه دردش مىخورد ) .
(مستدرك الوسايل ، ج 7 ، ص 366)
32. وقتى امام حسن و امام حسين ( عليها السلام ) مريض شدند ، به حضرت على ( عليها
السلام ) گفتند : چرابراى سلامتى دو فرزندت نذر نمىكنى ؟ ... پس حضرت فاطمه
( عليها السلام ) فرمود : " اگر فرزندانم شفا يابند ، سه روز براى خدا جهت
شكرگزارى روزه خواهم گرفت " .
(بحار الانوار ، ج 35 ، ص 245)
33. آنچه براى زنان نيكوست اين است كه ( بدون ضرورت ) مردان نامحرم را نبينند ،
و نامحرمان نيز آنها را ننگرند .
(بحار الانوار ، ج 37 ، ص 69)
34. اى رسول خدا ، سلمان از سادگى لباس من تعجب نمود ، سوگند به خدايى كه تو را
مبعوث فرمود ، مدت پنج سال است فرش خانه ما پوست گوسفندى است كه روزها بر
روى آن شترمان علف مىخورد و شبها بر روى آن مىخوابيم ، و بالش ما چرمى است
كه از ليف خرما پر شده است .
(بحار الانوار ، ج 8 ، ص 303)
35. آن لحظهاى كه زن در خانه خود مىماند ، ( و به امور زندگى و تربيت فرزند
مىپردازد ) به خدا نزديكتر است .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 92)
36. به او گفته شد : اى دختر رسول خدا ، دستهايت زخم شده است ، خود را به زحمت
مينداز ، در كنار شما خدمتكار منزلتان فضه ايستاده است ، كار منزل را به او
واگذار ! حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد : " رسول خدا ( صلى الله عليه و
آله ) به من سفارش فرمود كه كارهاى خانه را با فضه تقسيم كنم ، يك روز او كار
كند و روز ديگر من ، ديروز نوبت او بود و امروز نوبت من است " .
(الخرائج و الجرائح لقطبالدين راوندى ، ص 530)
37. حضرت على و فاطمه ( عليهما السلام ) در تقسيم وظايف زندگى زناشويى از رسول خدا
( صلى الله عليه و آله ) راهنمايى خواستند . فرمودند : كارهاى داخل منزل را
فاطمه ( عليها السلام ) و كارهاى بيرون منزل را على ( عليه السلام ) انجام دهد .
پس حضرت زهرا ( عليها السلام ) با خوشحالى فرمود : " جز خدا كسى نمىداند كه از
اين تقسيم كار تا چه اندازه خوشحال شدم ، زيرا رسول خدا مرا از انجام كارهايى كه
مربوط به مردان است بازداشت " .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 81)
38. حضرت زهرا ( عليها السلام ) در لحظههاى واپسين زندگى ، پس از وضو گرفتن به اسماء
بنت عميس فرمود : " اى اسماء ! عطر مرا همان عطرى كه هميشه مىزنم ، و پيراهنى
را كه هميشه در آن نماز مىگزارم بياور و بر بالينم بنشين ، هرگاه وقت نماز شد
مرا از خواب بيدار كن ، اگر بيدار شدم كه نماز مىگزارم ، و اگر بيدار نشدم كسى
را به دنبال على ( عليه السلام ) بفرست " .
(كشف الغمه ، بيروت : دار الاضواء ، ج 2 ، ص 122)
39. حضرت فاطمه ( عليه السلام ) به زن مؤمنهاى كه در يك بحث دينى و عقيدتى بر زنى
فاسد و از دشمنان اهل بيت ، غلبه كرده و بسيار خوشحال شده بود ، فرمود :
" همانا شادى فرشتگان در غلبه تو بر آن زن معاند ، بيش از شادى توست ، و اندوه
و نگرانى شيطان و دوستان شيطان در اين شكست ، بيشتر و شديدتر از آن زن شكست
خورده است " .
(بحار الانوار ، ج 2 ، ص 8)
40. آنگاه كه در روز قيامت برانگيخته شوم ، از گناهكاران امت پيامبر ( صلى الله
عليه و آله ) شفاعت خواهم كرد .
(احقاق الحق ، ج 10 ، ص 367)
41. اگر به آنچه به شما امر مىكنيم عمل مىكنى و از آنچه شما را برحذر مىداريم دورى
مىكنى ، از شيعيان ما مىباشى ، والا هرگز .
(بحار الانوار ، ج 68 ، ص ص 155)
42. شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند ، و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و
دشمنان دشمنان ما و كسى كه با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده ، در صورتى كه
از اوامر ما سرپيچى كنند و نواهى و موارد پرهيز را محترم نشمرند ، از شيعيان
واقعى ما نخواهند بود ، با اين حال جايگاهشان در بهشت خواهد بود ، ولى بعد از
پاك شدن از گناهان به وسيله بلاها و مصيبتها در دنيا ، يا تحمل مشكلات و شدائد
روز قيامت و يا قرار گرفتن اندك زمانى در طبقات بالاى جهنم و چشيدن عذاب ، تا
اينكه ما به خاطر دوستىشان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال
خواهيم داد .
(بحار الانوار ، ج 68 ، ص 155)
43.پيامبر گرامى اسلام ( صلى الله عليه و آله ) حوادث تلخ آينده را براى حضرت زهرا
( عليها السلام ) توضيح داد و به شهادت حضرت ابا عبدالله الحسين ( عليها السلام )
اشاره كرد .
حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : " اى پدر ! چه كسى فرزندم و نور چشم و ميوه
دلم ، حسين ( عليه السلام ) را شهيد مىكند " ؟ فرمود : " بدترين افراد امت من ".
حضرت زهرا ( عليها السلام ) پرسيد : " اى پدر سلام مرا به حضرت جبرئيل برسان و
از او بپرس كه در كجا حسين مرا شهيد مىكنند " ؟
رسول خدا ( صلى الله عليه و اله ) فرمود : " در سرزمينى كه به آن كربلا مىگويند ".
پس حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : ! اى پدر در برابر خواستههاى خدا تسليم
و راضىام و به خدا توكل كردهام " .
(نهج الحياة ، ص 208)
44. يكى از زنان مدينه خدمت زهرا ( عليها السلام ) رسيد و گفت : مادر پيرى دارم كه
در مسايل نماز سؤالاتى دارد و مرا فرستاده است تا مسايل شرعى نماز را از شما
بپرسم . حضرت زهرا فرمود : بپرس . و آنگاه مسايل فراوانى مطرح كرد و پاسخ شنيد.
در ادامه پرسشها آن زن خجالت كشيد و گفت : اى دختر رسول خدا بيش از اين نبايد
شما را به زحمت اندازم .
حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمودند : " باز هم بيا و آنچه سؤال دارى بپرس ،
آيا اگر كسى را روزى اجير نمايند كه بار سنگينى را به بام بالا ببرد و در مقابل صد
هزار دينار طلا مزد بگيرد ، چنين كارى براى او دشوار است " ؟ گفت : خير . حضرت
ادامه دادند : " من هر مسألهاى را كه پاسخ مىدهم ، بيش از فاصله بين زمين و
عرش گوهر و لؤلؤ پاداش مىگيرم ، پس سزاوارتر است كه بر من سنگين نيايد . "
(بحار الانوار ، ج 2 ، ص 3)
45. اى ابا الحسن ، در همين ساعت به خواب رفتم ، پس محبوبم رسول خدا را در قصرى
از مرواريد سفيد ديدم . چون مرا ديد ، فرمود : دخترم ! به نزد من بشتاب كه سخت
مشتاق توام . بىصبرانه پاسخ دادم : سوگند به خدا پدر جان ، اشتياق من براى
زيارت شما شديدتر است . در اين هنگام پدرم فرمود : تو امشب در پيش ما خواهى
بود . على جان ! رسول خدا آنچه وعده دهد راست است و به آنچه عهد و پيمان بندد
وفا مىكند .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 179)
46. فرزندانم ديشب را گرسنه به روز آوردند ، فرزند كوچك من " حسين " در ميدان جنگ
كشته مىشود .
در كربلا فرزندم را با حيله و تزوير شهيد مىكنند ، واى و نكبت و عذاب بر
قاتلانش باد .
(بحار الانوار ، ج 35 ، ص 239)
47 از دنياى شما سه چيز محبوب من است : 1 - تلاوت قرآن 2 - نگاه به چهره رسول خدا
( صلى الله عليه و آله ) 3 - انفاق در راه خدا
(نهج الحياة ، ص 271)
48. اى ابا الحسن ( على عليه السلام ) ! همانا رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) با
من پيمان بسته و خبر داده است كه من اول كسى خواهم بود كه به آن حضرت مىپيوندم
و گريزى از آن نيست . پس على جان ، در برابر اوامر و فرمان و خواست خداوند
بزرگ ، بردبار و به حكم او راضى باش .
(نهج الحياة ، ص 233)
49. تلاوت كننده سورههاى حديد و واقعه و الرحمن ، در آسمانها و زمين اهل بهشت
خوانده مىشود .
(كنز العمال ، ج 1 ، ص 582)
50. در سر سفره غذا ، دوازده دستور العمل ارزشمند وجود دارد كه سزاوار است هر
مسلمانى آنها را بشناسد . چهارتاى آن واجب و چهارتاى آن مستحب و چهارتاى آن
نشانه ادب است .
چهار دستور العمل واجب عبارتند از 1- شناخت و معرفت پروردگار ( كه نعمتها از
اوست ) 2- راضى به نعمتهاى خدا بودن 3- گفتن " بسم الله الرحمن الرحيم " در
آغاز غذا 4- شكر و سپاسگذارى خدا .
و چهار دستور العمل مستحب عبارتند از : 1- وضو گرفتن قبل از غذا 2- نشستن به
جانب چپ 3- در حال نشسته غذا خوردن 4- غذا خوردن با سه انگشت .
و اما چهار دستورالعملى كه نشانه ادب است : 1- از آنچه در پيش روى شماست
بخوريد 2- لقمهها را كوچك برداريد 3- غذا را خوب بجويد و با شدت نرم كنيد 4-
كمتر در صورت ديگران هنگام غذا خوردن بنگريد .
(عوالم العلوم للعلامة البحراني ، ج 11 ، ص 629)
51. روزى پدرم رسول خدا " كه درود خدا بر او و خاندان او باد " به على ( عليه السلام )
نگاه كرد و سپس با اشاره به او فرمود : اين مرد و پيروان او در بهشتند .
(ينابيع المودة ، ص 257)
52. رسول گرامى اسلام " كه درود خدا بر او و خاندان او باد " به على ( عليه السلام )
فرمود : اى ابا السحن همانا تو و پيروان تو در بهشت موعود خواهيد بود .
(نهج الحياة ، ص 326)
53. حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) فرمود : پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند :
فاطمه پاره تن من است ، پس هر كه او را بيازارد مرا آزرده است .
(بحار الانوار ، ج 28 ، ص 303)
54. در خدمت مادر باش ، زيرا بهشت زير پاى مادران است .
(نهج الحياة ، ص 312)
55.حسن جان ! مانند پدرت على (ع) باش و ريسمان را از گردن حق بردار
خداى احسان كننده را پرستش كن و با افراد دشمن و كينهتوز دوستى مكن
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 286)
دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۸
نکتههاى زیباى قرآنى
آنچه پیش رو دارید، سلسله نکاتى است که با آیات الهى عجین گشته، هر کدام به صورت موجز به موضوعات مورد نیاز شما مىپردازد.
هر مطلب شامل چند نکته جالب، کاربردى و مهم است که در هر شماره از نشریه به برخى از این نکات زیبا پرداخته مىشود و در شماره بعد پىگیرى مىگردد. این نکتهها - در حد ممکن - کوتاه و کاربردى است ؛ زیرا با توجه به هجوم اطلاعات تفصیلى پیرامون شما، گلگشت تنها قصد آن دارد تا در جمع بندى و استفاده از آن چه مىدانید، به شما یارى رساند.
در این گلگلشت، پنجاه تکه نور از این دریاى نورانى را براى شما فراهم کردهایم. امید که مقبول افتد.
نکته درباره قرآن
1. این نکته راشنیدهاید که «هر کس در دوران جوانى قرآن را قرائت کند در حالى که به آن ایمان دارد، قرآن با گوشت و خونش آمیخته مىشود». فکر آن که قرآن در رگهاى انسان بگردد و در سینه او بطپد، آدمى را به وجد مىآورد. جالب آن جاست که این خصوصیت، فقط در مورد جوانان آمده است و این فرمایشى از امام صادق (ع) است.
2. این نکته را هم بشنوید که قرآن به دو صورت نازل شده است؛ یک بار در بیست و سوّم ماه مبارک رمضان، از لوح محفوظ خداوند به سوى کعبه انزال یافت و یک بار دیگر به صورت تدریجى و طى بیست و سه سال، از خداوند به جبرئیل و از جبرئیل به پیامبر اکرم (ص) تنزیل پیدا کرد. نکته جالب آن که چون کلمه انزال براى فرود آمدن دفعى و کلمه تنزیل براى نزول تدریجى استفاده مىشود، در سوره قدر، مصدر انزال مشاهده مىشود.
3. آیا مىدانید امید بخشترین آیه قرآن کدام است؟ این مطلب را امام على(ع) به نقل از رسول خدا(ص) بیان فرماید: «امید بخشترین آیه قرآن، آیه 114 سوره هود است». اگر به امید نیاز دارید، به سراغ قرآن بروید و این آیه را با اشتیاق جست و جو کنید.
12 نکته درباره قصههاى قرآنى
1. بنا به تحقیق، 208 قطعه داستانى در قرآنى مجید آمده است که برخى ادامه برخى دیگر مىباشند و بعضى از آنها نیز کامل و مستقل مىباشند.
2. 63 سوره از 114 سوره قرآن کریم، حاوى قصه و حکایتى است و این یعنى آن که بیش از نیمى از سورههاى قرآن، با هنر قصهپردازى به انتقال پیام خود پرداختهاند.
3. بیشترین قصههاى قرآنى ابتدا در سوره اعراف و پس از آن بقره مىباشند و سوره آل عمران در رتبه سوم قرار دارد.
4. بیشترین داستانهاى قرآنى درباره حضرت موسى و قوم بنى اسرائیل و فرعونیان است. پس از آن، بالاترین آمار متعلق به داستانهاى حضرت ابراهیم(ع) و داستانهاى حضرت عیسى (ع) و مادرش حضرت مریم (ع) است.
5. هیچ یک از داستانهاى قرآنى براساس خیالپردازى یا شخصیتهاى فرضى نیست و همه قصههاى قرآن واقعیت داشتهاند و در واقع، روایتى الهى از یک رویداد حقیقى مىباشند.
6. گروهى از داستانهاى قرآن با استفهام تقدیرى آغاز مىشوند. این نوع استفهام، یکى از صنایع ادبى در فن داستان نویسى است که مخاطب را تشویق مىکند تا قصه را پىگیرى نماید؛(طه/9 و ص/20). در این روش معمولاً داستان با این مقدمه آغاز مىشود:«آیا این خبر را شنیدهاید که...».
7. گروهى از داستانهاى قرآنى با روش نوین(چکیده نویسى)آغاز مىشود؛ یعنى قبل از شروع متن اصلى داستان، در جملات کوتاهى چکیده و هدف اصلى داستان مىآید و سپس از ایجاد آمادگى ذهنى، به اصل مطلب پرداخته مىشود. به عنوان نمونه، به آیات 10 تا 20 سوره اعراف - داستان آفرینش - مراجعه نمایید.
8. گاهى از همین روش به صورت معکوس استفاده شده است ؛ یعنى ابتدا داستان اصلى آورده شده، سپس به بیان خلاصه و چکیده آن پرداخته شده است تا در جمع بندى به خواننده کمک نماید؛(آل عمران/59).
9. شیوه قرآن در بیان قصههاى عاشقانه بسیار لطیف و عبرتانگیز است. در قرآن کریم سعى شده است تا با مسائل عشقى به صورت سمبلیک و اشارهوار برخورد شود و از ارائه جزئیات یا به زبان آوردن صریح و زننده، خوددارى شود. با خواندن داستان یوسف و زلیخا، این نکته را در خواهید یافت.
10. یک نکته جالب در داستانهاى قرآنى، شکسته شدن حصار زمان است. گاهى حتى یک داستان در دل داستان دیگر آورده مىشود؛ در حالى که در زمانهاى مختلف رخ دادهاند. این خصوصیت قرآن، باعث مىشود تا انسان با دقت و موشکافى، سعى در چیدن صحیح قطعات مختلف این داستانها نماید و تمرکز بیشترى پیداکند.
11. نکته زیباى دیگر آن که در قصههاى قرآنى، جایگاه خاص زنان و نقش تعیین کننده و محورى آنان در اغلب داستانهاى قرآنى است؛(تحریم 10 و 11). زنان در داستانهاى قرآنى، به وضوح معرفى مىشوند و شخصیتى مستقل دارند.
12. قرآن در جاهایى که مىخواهد الگویى عمومى ارائه کند و یا اندرزى فراگیر در داستانهاى خود مطرح کند، از کلمات عامى مانند مردى از خاندان فرعون(مؤمن/28) یا زن لوط و زن نوح(تحریم/10) استفاده مىکند.
8 نکته تربیتى در قرآن
1. اگر قصد راهنمایى و تربیت کسى را دارید، در قدم اول از گفتار نرم و با محبت بهره گیرید؛ حتى اگر مخاطب شما فرعون سرکش یا سران لجوج کفار جاهلى باشند؛(طه/44 و شعرا/215).
2. الف) گفتار رفتار آدمى در هر زمان و مکان، در حافظه الهى محفوظ است ؛ مراقب باشید؛(لقمان/16 و کهف/30).
ب) نسبت به انسانهاى اطرافت، احساس مسئولیت کن و آنها را از کارهاى بد بازدار و به کارهاى خوب تشویق کن. این لازمه استحکام یک پیکر است و بنى آدم اعضاى یکدیگرند؛(لقمان/17).
ج) در رفتارهاى اجتماعى دقت کن! مبادا با غرور رویت را از دیگران برگردانى یا مثل متبکران راه بروى ؛ مبادا تندرو و کندرو شوى ؛ میانه روى، بهترین روش است ؛ مراقب باش صدایت را بر سر کسى بلند نکنى و خلاصه در یک کلام، آدم باش ؛(لقمان/18و19).
3. قرآن کریم به شدت با پیروى از جمع(خواهى نشوى رسوا، همرنگ جماعت شو) و حرکت به دنبال اکثریت، مخالف است. قرآن مىگوید: اگر بخواهى از اکثریت مردم فقط به این خاطر که اکثریت هستند، پیروى کنى، بدون شک از راه خدا دور مىشوى ؛ همیشه با چشمان باز تصمیم بگیر؛(انعام/116 و اسراء/36).
4. همیشه بزرگ ترها، بهترین حرف را نمىزنند و همیشه حرف گوش کنى و اطاعت از بزرگان، انسان را به سعادت نمىرساند. این پیام تربیتى قرآن است که حتى در اطاعت از بزرگان هم گوش و چشمت را باز کن که فردا فقط و فقط خودت پاسخ گوى اعمالت خواهى بود؛ نه بزرگترهایت؛(احزاب/67).
5. علم بهتر است یا ثروت؟ جواب آن را در آیه 247 بقره پیدا خواهید کرد.
6. امانت دارى یکى از ارزشمندترین ارزشهاى قرآنى است. حضرت موسى (ع) را به خاطر امانتدارى و قدرتش، در خانه حضرت شعیب پناه دادند؛(قصص/26) و حضرت یوسف را به خاطر امانتدارى وعلمش، بر خزانه مصر نشاندند؛(یوسف/55) و حتى رسول خدا(ص) که از سوى خداوند برگزیده شد، مشهور به امانتدارى و به محمد امین معروف بود.
7. اگر مىخواهید مخاطبان به سوى شما جذب شوند، ابتدا به خودتان بپردازید! روح خشک و سنگین و بى لطافت، هیچ گاه در امر تربیت موفق نمىشود. مهربانى، دلسوزى و رقت قلب را در خود بپرورید تا مردم بى آن که شما متوجه شوید، در اطراف شما جمع گردند؛(آل عمران/159).
8. آیا دوست دارید که دشمن خود را به یک دوست تبدیل کنید؟ به هر بدى که در حق شما کرد، با خوبى پاسخ گویید. این را قرآن تجویز مىکند؛ آیه 34 سوره فصلت را بخوانید!
نکته در خصوص سلامتى در قرآن
1. بخورید و بیاشامید ؛ امّا به اندازه کافى و لازم ؛ زیرا پرخورى و زیاده روى، سلامت شما را به خطر مىاندازد؛(اعراف/31).
2. همه دردها و ناراحتىهاى خود را مىتوانید با قرآن ریشه کن سازید؛ قرآن بخوانید و به آن عمل کنید و با روح قرآن مرتبط و همنوا گردید تا همه سیستمهاى روح و جسم شما در تعادل مطلوب خود قرار گیرند؛(یونس/57 و اسراء/82).
3. در فرهنگ قرآنى، این خداوند است که بیمارىها را شفا مىدهد و دیگران، وسیله و واسطهاند ؛(شعرا/80).
4. اصل اوّل در سلامتى و صحتِ غذاها به فرموده قرآن، آن است که حلال و پاکیزه باشند.
این گونه غذا، مىتواند مقدمات سلامتى را در بدن انسان فراهم نماید؛ امّا این که یک ماده خوراکى واحد با ترکیبات غذایى ثابت و مشخص، در اثر حلال یا حرام بودن، داراى آثار متفاوتى بر سلامت انسان گردد، بحث علمى بسیار عمیقى مىطلبد؛(نحل/114 و بقره 168). حلال یعنى چیزى که ممنوعیت شرعى ندارد و طیب یعنى چیزى که موافق طبع سالم انسانى باشد.
5. بهترین نحوه تغذیه براى سلامت انسان که مورد سفارش قرآن کریم است، خوردن صبحانه و شام است ؛ یعنى غذاى روزانه در دو وعده اصلى در اول روز و آخر روز صرف گردد. این شیوه غذا خوردن بهشتیان است که در سوره مریم، آیه 62 آمده است.
6. به فرمان قرآن، مؤمنان شایستهترین افراد در استفاده از نعمتهاى الهى - مانند غذاهاى پاکیزه - مىباشند. خداوند مىفرماید: چه کسى این غذاهاى پاکیزه را بر شما حرام کرده است؟ اینها زیبایىهاى زندگى دنیاست که خداوند براى بهترین بندگانش خلق نموده است. پس از نعمتهاى خداوند استفاده کنید؛(اعراف/32 و مائده/87 و 88). به قول امام على (ع)، خداوند همان قدر از حرام شمردن آن چه حلال نموده است، ناراحت مىشود که حرام او را نادیده بگیرید و مانند یک امر حلال انجام دهید.
7. جالب است بدانید که خداوند مستقیماً در قرآن به خوردن گوشت و ماهى و میوه اشاره مىکند و آنها را از نعمتهاى زندگى بخش الهى برمىشمارد و از ما مىخواهد که از آنها بخوریم که به ترتیب در سوره مائده آیه 1 و 96، سوره نحل، آیه 14 و سوره مؤمنون آیه 19 آمده است.
8. مسئله خوراک در قرآن، آن قدر مهم است که در یک آیه مستقیماً فرمان داده شده است که انسان با دقت و تأمل در غذایى که مىخورد، بنگرد؛(عبس/24)؛ یعنى این که یک انسان قرآنى، باید در نحوه تغذیه خود، نهایت دقت را داشته باشد.
9. خداوند در قرآن کریم خواب را یکى از عوامل سلامت و آرامش روح انسان برمىشمارد و آن را نعمتى قابل ستایش و آیهاى از آیات اعجازآمیز الهى معرفى مىکند؛(روم/23 و فرقان/47).
10. آیا مىدانید در فرهنگ قرآنى، سختترین و ناگوارترین بیمارىها چیست؟ قرآن مستقیماً به این بیمارى اشاره نموده، آن را نام مىبرد. این بیمارى، مرض قلب یا بیمارى دل نام دارد؛ چون وقتى روح و دل فردى به این بیمارى گرفتار شد، از شنیدن و دیدن و درک حقایق عاجز مىشود و این بدترین وضعى است که یک انسان پیدا مىکند؛(اعراف/179 و توبه/125).
نکته روانشناسى در قرآن
1. از دیدگاه قرآن، سه نوع شخصیت اساسى وجود دارد؛ مؤمن، کافر و منافق ؛(آیات 2 تا 20 سوره بقره).
2. شخصیتهاى مؤمن، خود داراى سه درجه شخصیتى مىباشند ؛آنان که به خود ظلم مىکنند، آنان که میانه رو هستند و آنان که پیشتازانند؛(فاطر/32).
3. مشخصه بارز شخصیت کافر آن است که دل و اندیشهاش را قفل کرده است و راهى براى نفوذ هیچ حرف تازه و اندیشه متفاوتى نگذاشته است و به همین دلیل، از درک حقایق عاجز است.
4. خصوصیت بارز شخصیت منافق از دیدگاه قرآن، دوگانگى ریشهاى در ظاهر و باطن است؛ به همین دلیل، مبتلا به شک و تردید و عدم قدرت تصمیمگیرى و ناتوانى در قضاوت مىشود؛(بقره/8 تا 20 و منافقون).
5. در قرآن کریم، در آیات فراوانى از اندوه، علل ایجاد کننده آن و راههاى برطرف ساختن آن سخن رفته است. گاهى اندوه فراق را با دیدار و گاهى اندوه فقر را با بشارت و گاهى اندوه رسول خدا(ص) را به دلدارى حضرت حق، درمان نموده است.
6. در دیدگاه قرآن، ترس دو نوع است ؛ ترس پسندیده و ترس ناپسند ؛ ترس پسندیده، همان ترس از خداوند و عدالت اوست که منجر به اصلاح رفتار مىشود؛(انفال/2) و ترس ناپسند، اضطرابى شدید با علت مشخصى است که تسلط بر نفس را از بین مىبرد و باید با آن مبارزه شود؛(احزاب/10 و 11).
7. از نظر قرآن دو نوع خشم وجود دارد؛ خشم مفید و متعادل و خشم مخرب و نابهنجار ؛ خشم متعادل، راهى براى رسیدن به هدف در مواقع لزوم است و خشم مخرب را باید درمان کرد. قرآن کریم با توصیه به صبر و پاسخ گویى با عمل نیک و با وعده بهشت و پاداش اخروى، به وسیله سفارش به بخشش و عفو، یادآورى قدرت و خشم خداوند و... به درمان بیمارى سلامتى سوز خشم و عصبانیت پرداخته است.
که به ترتیب در سوره شورى، آیه 43، فصلت،آیه34، آل عمران ،آیات 133 و 143، شورى، آیات 36 و 37 و نور، آیه 22 بیان شده است.
8. در قرآن به سه نوع از مکانیسمهاى دفاعى - روانى اشاره شده است که عبارتند از: فرافکنى(منافقون/4)، دلیل تراشى(بقره/11 و 12) و واکنش سازى(بقره/204 و 205 و منافقون/4) .
9. در فرهنگ قرآن یکى از راههاى مؤثر و اساسى روان درمانى، استفاده از مواعظ و اندرزهاى قرآنى است؛(یونس/57).
10. در روش روان درمانى قرآنى، ایمان، تولید امنیت درونى و آرامش مىنماید؛(انعام/82 و رعد/28).
11. یاد خدا، آرام بخش دلهاست ؛(رعد/28).
نکته از دانشمندان درباره قرآن
1. گوته، شاعر و نویسنده معروف آلمانى مىگوید: سالیان دراز کشیشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشتند؛ امّا هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش نهادیم و پرده تعصب را دریدیم، عظمت احکام مقدس قرآن، بهت و حیرت عجیبى در ما ایجاد نمود. به زودى این کتاب توصیفناپذیر، محور افکار مردم جهان مىگردد!
2. آلبرت انیشتاین که نیازى به معرفى ندارد، مىگوید: قرآن کتاب جبر یا هندسه نیست؛ مجموعهاى از قوانین است که بشر را به راه صحیح، راهى که بزرگترین فلاسفه و دانشمندان دنیا از تعریف و تعیین آن عاجزند، هدایت مىکند.
3. ویل دورانت، دانشمند امریکایى شرقشناس، مىگوید: در قرآن، قانون و اخلاق یکى است. رفتار دینى در قرآن، شامل رفتار دنیوى هم مىشود و همه امور آن از جانب خداوند و به طریق وحى آمده است. قرآن در جانهاى ساده عقایدى آسان و دور از ابهام پدید مىآورد که از رسوم و تشریفات ناروا آزاد است.
4. پروفسور آرتور آربرى که یکى از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگلیسى است، مىگوید: زمانى که به پایان ترجمه قرآن نزدیک مىشدم، سخت در پریشانى به سر مىبردم؛ اما قرآن آنچنان آرامش خاطرى به من مىبخشید که براى همیشه به خاطر خواهم داشت. من در حالى که مسلمان نیستم، قرآن را خواندم تا آن را درک کنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگهاى نافذ و مرتعش کنندهاش شوم و تحت تأثیر آهنگش قرار گیرم و به کیفیتى که مسلمانان واقعى و نخستین داشتند، نزدیک گردم تا آن را بفهمم .
5. لئوتولستوى، نویسنده معروف روسى مىگوید: هر کس که بخواهد سادگى و بى پیرایگى اسلام را دریابد، باید قرآن مجید را مورد مطالعه قرار دهد. در قرآن قوانین و تعلیمات حقیقى و احکام آسان و ساده براى عموم بیان شده است. آیات قرآن به خوبى بر مقام عالى اسلام و پاکى روح آورندهاش گواهى مىدهد.
6. دکتر هانرى کُربن، اسلام شناس معروف فرانسوى، سخن جالبى درباره قرآن دارد. وى مىگوید: اگر قرآن خرافى بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرأت نمىکرد که بشر را به علم و تعقل و تفکر دعوت کند. هیچ اندیشهاى به اندازه قرآن محمّد(ص) انسان را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا که نزدیک به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن رفته است.
7. ارنست رنان، فیلسوف معروف فرانسوى مىگوید: در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسى ،اجتماعى، ادبى و... وجود دارد که هر کدام را بیش از یک بار نخواندهام؛ اما یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من است و هر وقت خسته مىشوم و مىخواهم درهایى از معانى و کمال به رویم باز شود، آن را مطالعه مىکنم. این کتاب، قرآن - کتاب آسمانى مسلمانان - است.
8. ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسه مىگوید: امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان جهان را با یکدیگر متحد کنم تا نظامى یکنواخت، فقط براساس اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و مىتواند مردم را به سعادت برساند، ترسیم کنم. قرآن به تنهایى عهده دار سعادت بشر است.
9. مهاتما گاندى، رهبر فقید هند هم اعتقاد داشت: از راه آموختن علم قرآنى، هر کس به اسرار وحى و حکمتهاى دین، بدون داشتن هیچ خصوصیت ساختگى دیگرى پى مىبرد. در قرآن هیچ اجبارى براى تغییر دین و مذهب انسانها دیده نمىشود. قرآن به راحتى مىگوید: هیچ زور و اکراهى در دین وجود ندارد.
10. ژان ژاک روسو، متفکر و روان شناس مشهور فرانسوى، برداشت منحصر به فردى از قرآن دارد؛ او مىگوید: بعضى از مردم بعد از آن که مقدار کمى عربى یاد گرفتند، قرآن را خوانده، امّا درست درک نمىکنند. اگر مىشنیدند که محمّد(ص) با آن کلام فصیح و آهنگ رساى عربى آن را مىخواند، هر آینه به سجده مىافتادند و ندا مىکردند: اى محمّد عظیم! دست ما را بگیر و به محل شرف و افتخار برسان. ما به خاطر یارى تو حاضریم که جان خویش را فدا سازیم!!
پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۷
ابن سينا
فصل سوم: مقامات عارفان در نگاه ابن سينا
جناب ابن سينا (رحمه الله) همانطور كه در نوشتههاى منطقى، فلسفى، طبى و... سرآمد بود، در تبيين مقامات عارفان هم سرآمد ديگر تحليلگران عرفانى بود. ممكن است قبل و بعد از او كسانى آمده باشند يا بيايند كه مقامات عارفان را بهصورت مستدل و مبرهن بازگو كنند، ولى همان طور كه «فخر رازى» اعتراف كرده، قبل و بعد از مرحوم بوعلى تا عصر فخررازى كسى مقامات عارفان را اينگونه منظم، مبرهن و مستدل نكرده است.
البته فخر رازى معاصر جناب «ابن عربى» است و عرفانى كه ابن عربى ارائه كرد، با آنچه كه قبل بود يا بعد آمد قابل قياس نيست; زيرا وحدت شخصى حقيقت وجود، با بنان و بيان اين عارف نامور و سالك و منادى معرفت در بيداء حيرت و هاتف تعالوا، در وادى كثرت، و امام انسجام در جماعت متشتتان به عارفان و نيز به حكيمان متاله رسيده و او در اين باب، بى نظير است; ولى تا آن روزى كه جناب فخر رازى اين مطالب را از بوعلى به ياد داشت، كسى به اين نظم رياضى و منطقى، درجات عارفين را بازگو نكرده بود. گرچه مطالب عميق عرفانى بلندى در كلمات عرفاى نامى بعد از ابنسينا آمده ليكن به اين نظم نضد يافت نمىشود. حتى در رسالههاى «ابن تركه» مانند «قواعد التوحيد» و شرح آن «تمهيد القواعد» گرچه در باره «وحدت وجود» سخن گفته شده است، در بخش پايانى آن كه مربوط به انسان كامل است و تا حدودى سير و سلوك عارفان را گوشزد مىكند، باز هم مجموعه منظمى همانند مقامات عارفان ابن سينا ارائه نشده است. به هر تقدير تحليل اجمالى مقامات عارفان جناب بوعلى سودمند است.
هماهنگى عرفان با نظام آفرينش
خلاصه سخن جناب بوعلى اين است: كسى كه در سير و سلوك حركت مىكند، بايد حركتش مطابق نظم كل جهان باشد. اين اصل مورد پذيرش همه سالكان كوى حق است. ولى هر كس بر اساس جهان بينى خاص خود، حركت و سير و سلوكى دارد. حد اكثر ديد عدهاى پرهيز از عذاب است; يعنى خدا را به عنوان «قهار» مىشناسند. از اين رو كوشش آنها اين است كه كارى كنند كه در دنيا حيثيت آنان از بين نرود و در قيامتبا شعله آتش دوزخ نسوزند. اينها خائفانه سير و سلوك دارند وقانون اساسى سير و سلوك آنان را «ترس» كه از شئون دفاع و جنود نيروى خشم است تدوين مىكند!
جهان بينى گروهى ديگر تا بدين پايه رسيده است كه خدا را به عنوان منعم، رزاق، شافى، كافى، حسب، باسط و... مىشناسند و به همين جهت، همه محورهاى سير و سلوك و حركتهاى آنها در همين راستاست. آنان مىكوشند تا در دنيا يا آخرت نفعى ببرند. در دنيا روزى مادى يا حيثيت اجتماعى آنان كه آن هم يك نوع رزق مادى استبيشتر شود و بعد از مرگ نيز بهشتبروند و كامياب گردند كه به اين ترتيب، قانون اساسى سير و سلوك اين گونه از افراد را «طمع» كه از شئون شهوت و جنود جذب است تدوين مىكند. آنان آزمندانه حركت مىكنند. در بيان نورانى اميرالمؤمنين و ائمه ديگر (عليهم السلام) هست كه عدهاى از روى ترس وعده ديگرى بر اساس طمع، خدا را عبادت مىكنند كه گروه اول، چون بردگان و گروه دوم، سوداگرانه عبادت مىكنند; ولى اين گونه سير و سلوك با واقعيات جهان هماهنگ نيست و جهان بينى اينها محدود و مدار بسته است.
راه سير و سلوك
قرآن كريم در آياتى چند، جهان بينى صحيح را ترسيم و راه سير و سلوك را به عارفان سالك نشان مىدهد; زيرا اولا خدا را به عنوان
«هو الاخر» (1)
معرفى مىكند; يعنى دورترين مقصد و عاليترين مقصود، اوست. اما كسى كه همتش متوسط استبالاترين مقصود او ورود به بهشت است و خدا را از اين جهت مىخواهد كه او را به بهشتببرد; مثل اينكه انسان، راهنما را دوست دارد; زيرا او را به مقصد مىرساند. بنابر اين چنين كسى خدا را به عنوان «هو الهادى» قبول دارد; اما به عنوان «هو الاخر» نمىپذيرد.
ثانيا مىفرمايد: كاروان هستى به سمت لقاى حق در حال صيرورت و «شدن» است
«الا الى الله تصير الامور» (2)
ولى شخصى كه همتش نجات از دوزخ يا ورود به بهشت است، هماهنگ با قافله هستى نيست.
ثالثا مىفرمايد:
«و ابتغوا اليه الوسيلة» (3) :
براى لقاى حق، وسيله اتخاذ كنيد كه خدا هدف است و غير خدا (هرگونه عمل قربى) وسيله; ولى اين شخص خدا را وسيله، و ورود به بهشت را هدف قرار مىدهد. به عبارت ديگر، اين شخص مىگويد: «و ابتغوا الله وسيلة»; در حالى كه كلام خدا در قرآن اين است كه براى رسيدن به لقاى خدا وسيله بجوييد. بنابر اين كسى كه همتش بلند نيستبا اين سه آيه، مخالف است; يعنى عملا به گونهاى حركت مىكند كه با محتواى اينگونه از آيات، هماهنگ نيست.
رابعا ما سواى حق را هالك و فانى مىشمارد:
«كل شىء هالك الا وجهه» (4)
و نيز مضمون اشعارى مانند «الا كل شيء ما خلا الله باطل» (5) مورد تصديق صاحب شريعت است; ولى اين شخص، «الله» را طلب نمىكند بلكه «ماسوى الله» را طلب مىكند.
خامسا از خدا به عنوان خير مطلق ياد مىكند; يعنى گرچه در بخشى از قرآن مىفرمايد:
«و الاخرة خير و ابقى» (6)
در بخشى ديگر سخن از
«و الله خير و ابقى» (7)
است. هر چند كه آخرت بهتر از دنياست; ولى خدا بهتر از آخرت و دنياست و اين را كسى درك مىكند كه از هر تعلقى برهد.
ساحران فرعون كه به قصد مبارزه با موساى كليم (عليه السلام) آمده بودند، مشمول عنايتحق شدند و اعجاز آن حضرت براى آنان بينهاى شد و آنان متنبه شدند از اين رو در برابر فرعون و ديگران علنا اعتراف كردند كه: حق با موساى كليم است و به خدايى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده بودند، ايمان آوردند; با اينكه مىدانستند اين كار براى آنان به قيمتشهادت، تمام خواهد شد; زيرا فرعون آنها را تهديد كرده و گفته بود:
«فلاقطعن ايديكم و ارجلكم من خلاف و لاصلبنكم فى جذوع النخل» (8) :
دست راست و پاى چپ و دست چپ و پاى راستتان را قطعمىكنم و شما را به دار مىآويزم; اما آنان در جواب گفتند:
«فاقض ما انت قاض انما تقضى هذه الحيوة الدنيا» (9) .
كسى كه حاضر استبدترين كيفر را براى رضاى خدا تحمل كند و بدن او پاره پاره شود، بدون شهود «خير مطلق» نخواهد بود. زيرا چنين مقاومتى با ايستادگى صاحب «شنود» نيستبلكه منطق صاحب «شهود» است و يافتنى است نه شنيدنى. از اين رو قرآن كريم، سخنان آنان در اين زمينه را چنين نقل مىكند كه گفتند:
«و الله خير و ابقى» (10)
نه اينكه
«و ما عند الله خير و ابقى» (11)
آنچه در نزد خداست (بهشت) بهتر و پايدارتر است; بلكه خود خدابهتر و ماندنىتر و بلكه خير مطلق است. در موارد ديگر كه سخن از حفظ يا رزق و يا... است، خدا به عنوان
«فالله خير حافظا» (12)
يا
«خيرالرازقين» (13)
و... معرفى شده است پس خدا خير مطلق است و سالك عارف راستين نيز كسى استكه هدفش خير مطلق باشد; نه خير نسبى و اما زاهد و عابد به اين سمت، حركت نمىكنند.
گروه سوم كسانى هستند كه عارفانه حركت مىكنند، حركتهاى، فكرى و تحريكى آنان بر محور اصلى است كه قانون اساسى جهان نيز بر آن استوار است و آن اينكه خدا اول و آخر يا مبدا و منتهاست نه وسط و واسطه.
«هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن» (14) .
خدا مبدا نخست است و نبايد انسان به وسيله چيزى به خدا برسد و يا كار را از غير بخواهد بلكه بايد از او به غير او رسيد و از غير او كارى نخواست; و اگر خدا هدف نهايى است، نبايد او را واسطه قرار داد.
اما گروه اول و دوم، به تعبير جناب ابن سينا، كسانى هستند كه حق را واسطه قرار مىدهند; نه هدف. خدا را به اين منظور مىخواهند كه آنان را به بهشتبرساند و يا از عذاب برهاند. اين دو گروه در حقيقتبر خلاف مسير جهان آفرينش حركت مىكنند در حجابند ولى نمىدانند; اما عارف كسى است كه به همه اين معارف آگاهى دارد و بعد اثباتى اين امور را فراهم و بعد سلبى آن را طرد كرده است; يعنى، زاهد و عابد خائفانه يا تاجرانه زاهد و عابدند ولى عارف، محبانه زاهد و عابد استبه طورى كه عبادت، حركت و ادراك خود را «هو الوسط» و خدا را «هو الاول و الاخر» تلقى مىكند و مىگويد مبدا نخست كه همه اين فيضها را به ما عطا كرده خداست و هدف نهايى زهد و عبادت و ديگر شئون دينى هم اوست.
عارف عبادت مىكند تا لقاى حق را تلقى كند و اين لقا را هم براى حق، طلب مىكند; نه اينكه خود اين لقا يا «ملاقى»، يعنى خود را بخواهد. او كسى است كه در مسير جهان حركت مىكند. كل جهان، خدا را به عنوان آغاز و انجام مىشناسد; عارف نيز خدا را به عنوان «هو الاول و الاخر» مىشناسد. او در اين فكر است كه كدام عبادت، نيايش، خضوع و كرنش، او را به پيشگاه خدا نزديكتر مىكند. در اين فكر نيست كه براى كدام عبادت، ثواب بيشترى نوشتهاند و درجات بيشترى در بهشت مىدهند. كسانى كه خدا را «وسط» قرار مىدهند از لوث شرك مخفى و روث وثنيت مستور، مصون نيستند.
آزادى از رنگ «تعين»
عارف كسى است كه زهد و عبادتش محبانه است و خدا را هدف نهايى مىداند. عارفان نيز گاهى مستقيما از معبود خود، مطامع خويش را طلب مىكنند; و گاهى از خدا چيزى طلب نمىكنند بلكه مؤدب در پيشگاه او قرار مىگيرند و مىگويند: چرا ما بگوييم او خودش به ما مىدهد. اين مرحله هم باز مرحلهاى ضعيف است. چون آن كه مىگويد:
تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن
كه خواجه خود روش بنده پرورى داند
گدايى خود را اظهار نمىكند ولى گدايانه عبادت مىكند; يعنى، خودش را مىبيند و چشم طمع به داده خدا دوخته و منتظر است تا خدا به او فيضى برساند; اما اين خواسته را اظهار نمىكند. او گدايى مودب است. چون گدا بر دو قسم است:
يكى گدايى كه الحاح و اصرار دارد و سائل به كف است و دست گدايى دراز مىكند. ديگرى گدايى كه حضورش را در پيشگاه غنى، كافى مىداند و مىگويد اين توانگر هم از ضعف مالى من با خبر است و هم داراى جود و بخشش است; بنابر اين حضور من در برابر او كافى است و همين كه مرا ديد عطا مىكند; چرا از او بپرسم اين همان گداى مؤدب است. پس اگر كسى در حد محتواى شعر مزبور حركت كند، هنوز در بين راه است; ولى اگر از اين حد ، فراتر رفت و گفت:
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
و از اين بالاتر گفت: ز هرچه رنگ «تعين» پذيرد آزاد است، او گداى محض است; نه گداى زر و زور; يعنى گداى لقاى حق است. آنگاه همان شعر قبلى درباره وى معناى ديگرى پيدا مىكند: «تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن» و «لقاء الله» را از خدا مخواه; «كه خواجه خود، روش بنده پرورى داند» و او خودش لقاى خود را به تو مىدهد.
از خدا غير خدا را خواستن
ظن افزونى است، كلى كاستن
اين «كلى»، «كلى سعى» است; نه «كلى مفهومى». اگر شما از اقيانوس يك جرعه محدود را طلب كنيد، در اين صورت اقيانوس را از دست دادهايد. بگذاريد اقيانوس شما را در كام خود فرو ببرد و غواص كند، نه غريق، و شما چيزى را آنجا بيابيد و براى ديگران بياوريد. پس اگر كسى اين مراحل را عارفانه طى كند، در مسير مستقيم جهان حركت كرده است. براى اينكه كسى به اين مقام بار يابد، مراحلى دارد كه عبارت از عبادت، ارادت و رياضت است. «ارادت» و «رياضت»، در بررسى سخنان محقق طوسى شرح و تفسير شد; اما آن گونه كه جناب بوعلى آنها را بازگو مىكند لطافت ديگرى دارد.
نقطه آغازين سير و سلوك
نقطه آغازين سير و سلوك، اراده است; اما خصوصيت مراد به اين اراده بها مىدهد. هر متحركى اراده دارد، ليكن هر مريدى به اندازه وسعت هستى خود; انسان ناتوان، مسافت كم، انسان متوسط، مسافت متوسط و انسان توانمند، دورترين مسافت را اراده مىكند. اولين قدمى كه يك زاهد يا عابد بر مىدارد و اولين مرحلهاى كه عارف مىپيمايد اراده است; اما مرادها متفاوت. قهرا جوهره اراده هم تفاوت پيدا مىكند. سالك تا در اين مرحله است او را «مريد» مىگويند. ديگران بر اثر حادثهاى متنبه مىشوند و اراده مىكنند كه به سمتى حركت كنند تا در دنيا و آخرت، آبرومند باشند. اين اراده زاهدانه يا عابدانه است كه در حقيقت همان اراده بردگانه يا سوداگرانه است. اما عارف از همان آغاز خدا را طلب مىكند.
رياضت و اركان آن
بعد از «اراده» مرحله «رياضت» است كه جناب بوعلى آن را در چند بخش خلاصه مىكند و مىفرمايد: انسان مرتاض كسى نيست كه در گوشهاى بنشيند و از جامعه جدا بشود; بلكه همواره در متن جامعه حضور دارد و به مردم خدمت مىكند; ولى از دنيا منزوى است. انبيا در متن مردم بودند و آنان را هدايت مىكردند ولى:
«فيكاد يرى الحق في كل شيء» (15)
و همه كارها را به دستور «هو الاول» و براى لقاى «هو الاخر» انجام مىدادند، و گويا حق را در همه مظاهرش مىديدند.
رياضت، چند ركن دارد: اولين ركن، آن است كه انسان سالك از همان آغاز نقطه آغازين را اراده، و نقطه پايانى او لقاء الله باشد و هر آنچه را كه در بين راه هست لايروبى كند و ما سوا را از سر راه بردارد: «تنحية ما دون الحق عن مستن الايثار» (16) و اين اولين ركن رياضت است; يعنى، نه ترس از جهنم او را هراسناك و نه طمع به بهشت او را آزمند كند. زيرا اينها «عقبه»هاى «كؤود» است.
اينكه اميرالمؤمنين (عليه السلام) در دعاى كميل به خدا عرض مىكند:
«هبني صبرت على حر نارك فكيف اصبر عن النظر الى كرامتك».
خدايا! به فرض كه من حرارت آتش تو را تحمل كنم; اما هجران لقاى تو را چگونه مىتوان تحمل كرد؟ از اين قبيل است.
دومين ركن رياضت را جناب بوعلى، «تطويع النفس الامارة للنفس المطمئنة» (17) مىداند. وقتى سالك، هدف را تشخيص داد و خواستبا همت عالى حركت كند، بايد نفس اماره به سوء را در برابر عقل، مامور به اطاعت كند; نفسى كه در بخش ادراكى، خيال و وهم و در بخش تحريكى، طمع و كينه نسبتبه رقيبان و دشمنان را رهزن انسان قرار مىدهد.
البته مقصود از اين عقل متبوع و مطاع، عقلى نيست كه تنها با برهان فلسفى، حاصل مىگردد بلكه شامل عقل حاصل از ايمان تقليدى نيز مىشود. گرچه بين اينها تفاوت هست ولى انسان درس نخوانده هم مانند انسان درس خوانده مىتواند عارف بشود. سخن بلند بوعلى (رضوان الله عليه) اين است كه: گاهى انسان با برهان، اصل وجود خدا و بهشت و جهنم را ثابت مىكند و براى رسيدن به خدا و بهشت و رهيدن از جهنم حركت مىكند; اما گاهى كسى قدرت اقامه برهان ندارد ولى با ايمان تقليدى از معصومين (عليهم السلام) بدون واسطه يا با واسطه معتقد است كه خدا، بهشت، جهنم و مواقف قيامت وجود دارد.
به بيان ديگر، دومين ركن رياضت اين است كه همانند قيامت
«خافضة رافعة» (18)
باشد. قيامت را «خافضة رافعة» معرفى مىگويند; زيرا عدهاى را پايين مىآورد و عده ديگرى را بالا مىبرد. عارف هم همين كار قيامت را در درون خود به عنوان قيامت صغرى انجام مىدهد; يعنى نفس اماره را كه مرتفع بود، بر زمين مىزند و مامور مىكند و عقل معزول و اسير را كه: «كم من عقل اسير تحت هوى امير» (19) امير مىكند و اين افتاده را فرمانروا مىكند كه در آن صورت نفس اماره در پيشگاه عقل فرزانه، خاضع و خاشع است.
سومين ركن رياضت تلطيف درون و شفاف كردن آيينه دل است. انسان مرتاض كينهها و بغضها و نيز محبتها و ارادتهاى شخصى را به صحنه دل راه نمىدهد و در نتيجه روحى لطيف پيدا مىكند و داراى روح خشن و قلب قاسى نيست، بلكه مظهر رئوف، رحيم و ودود است. اين سه ركن، عناصر محورى «رياضت» است. البته براى پيدايش هر يك از اين عناصر محورى، معين و معاونى هم لازم است; زيرا در زندان را گشودن و عقل اسير را امير كردن كار آسانى نيست و تخت عزت و امارت نفس اماره را واژگون كردن و او را به تخته ذلت و اسارت كشيدن، بدون انقلاب درونى ميسر نيست و اين همان «جهاد اكبر» است.
جهاد اوسط و جهاد اكبر
عارف نامدار شيعى مرحوم سيد حيدر آملى مىگويد: آنچه را ديگران جهاد اكبر مىدانند، درواقع جهاد اوسط است و جهاد اكبر، چيز ديگرى است; چون هر سالكى منتهاى ديد خود را «اكبر» تلقى مىكند. زاهد و عابد نيز كه در مسائل اخلاقى خاص خود حركت مىكنند نه عرفانى، مسائل اخلاقى را جهاد اكبر مىدانند; يعنى مبارزه با نفس براى پرهيز از معاصى مانند دروغگويى، رشوه خوارى، اختلاس، خيانت در امانت، گرانفروشى، كم فروشى، احتكار و... را كه كارهاى خيلى ابتدايى است جهاد اكبر مىدانند; ولى عارف، اينها را جهاد اوسط مىداند; نه جهاد اكبر (20) .
آن جا كه مصاف عشق و عقل است و سالك عارف، عقل مصطلح را در پاى عشق قربانى مىكند، در حال جهاد اكبر است; چنانكه سالار شهيدان حسين بن على (صلوات الله و سلامه عليه) عشق را بر عقل متعارف ترجيح داد و با اينكه همه فرزانگان دنيايى آن روز مىگفتند: همراه بردن زنان و خردسالان و همه را به كشتن و يا اسارت دادن روا نيست، به سخنانشان بهايى نداد. نمونه كوچك آن كار حسينى را شاگرد آن حضرت، امام خمينى (رضوان الله عليه) در عصر كنونى انجام داد; با اينكه نوع دانشمندان حوزه و دانشگاه مىگفتند اين همه مقاومت، تن دادن به اسارت و تبعيد و فراخواندن مردم به شهادت روا نيست. اين يك عقل متعارف است و محبت الهى كه فوق آن استبا آن درگير مىشود و در نتيجه اگر عقل متعارف، قوى باشد، محبت الهى را رام، تعديل و تحقير مىكند ولى اگر محبتبه اوج خود برسد، عقل معهود و رايج را تسخير مىكند و به دنبال خود مىبرد.
رام كردن نفس اماره، بدون انقلاب درونى كه همان جهاد اكبر است، ممكن نيست. آنگاه بايد به تلطيف «سر» پرداخت. چيزهاى آلوده را طلب نكرد و خاطرات تلخ را به فضاى دل راه نداد. و در اين صورت، آيينه دل شفاف مىشود و آنگاه اسرار عالم بر آن مىتابد.
مراحل ابتدايى عرفان
همان گونه كه جناب بوعلى تبيين كرده عرفان، سه مقطع دارد: ابتدا، وسط و انتها. ايشان در باره ابتداى عرفان مىفرمايد: «العرفان مبتدء من تفريق ونفض وترك ورفض ممعن في جمع هو جمع صفات الحق للذات المريدة بالصدق منته الى الواحد ثم وقوف» (21) يعنى، عرفان از مراحل ابتدايى، شروع و در مراحل متوسط كاملا سيراب مىشود و آنگاه به مراحل نهايى مىرسد و در آنجا توقف دارد.
مراحل ابتدايى عرفان، تزكيه و «تخليه رذايل» است. تلاش و كوشش اهل سير و سلوك اين است كه خود را از رذايل اخلاقى پاك بدارند و گرد گناه نروند. اينها، كارهاى ابتدايى و از لوازم هر سير و سلوك است; ولى جناب بوعلى مىگويد عرفان از «تفريق»، «نفض»، «ترك» و «رفض» آغاز مىشود.
«تفريق» مبالغه در فرق و به معناى زياد جدا كردن است. يعنى انسان سالك بين خود و بين ما سوى الله، جدايى بيندازد و آنها را كه به خود بسته است از خود دور كند، او اولين قدم اين است كه سالك، همه تعلقات را قطع كند.
مرحله بعد «نفض» يا تكاندن است; اگر چيزى به لباس يا فرشى چسبيده باشد اولا آن بسته را از روى لباس و فرش، جدا مىكنند و سپس لباس را مىتكانند تا اگر چيزى از آثار آن شىء در لباس يا فرش مانده باشد برطرف شود. عارف بايد حتى گردها و تعلقات كمى را كه بر دل نشسته است، بزدايد و به گونهاى خويشتن خويش را تكان دهد كه هرگونه تعلقى از او زدوده شود. عارف بايد ضريح جان خود را غبار روبى كند.
مرحله سوم اين است كه چيزى را هرگز براى خود نخواهد; و همه چيز را «ترك» كند. حتى همين خويشتن تكانى را كمال خود تلقى نكند، و آن را هم با تكاندنى ديگر از خود جدا كند.
در بخش چهارم، «رفض» يا خود تكانى كند; يعنى خود را هم نبيند. رفض، همان ترك با اهمال است. چون گاهى انسان چيز مورد علاقه خود را ترك مىكند، از آن جهت كه فرصت نگهدارى آن را ندارد، ولى گاهى چيزى را كه مورد علاقه او نيست ترك مىكند كه اين ترك، همراه با بى اعتنايى است.
اين چهار مرحله، كه مراحل تزكيه و «تخليه» است، از مراحل آغازين عرفان است. پس از آن نوبتبه اين مىرسد كه عارف، صفات الهى را در خود جمع كند. چون وقتى روح عارف تزكيه و از رذايل «تخليه» شد، نوبت «تجليه» و «تحليه» فرا مىرسد. آنگاه همه اينها را در آستانه ذات اقدس اله كه واحد است مىبرد و محو مىشود; يعنى وقتى به مقصد رسيد آرام مىگردد و ديگر حركتى ندارد گرچه حركت «من الله الى الله» پايان پذير نيست و اين سير و سلوك با سير و سلوك زاهد و عابد تفاوت فراوانى دارد.
عارف، حاضر غايب
آن كسى كه با شرايط و اوصاف ياد شده سير كند و بعد از مرحله ارادت، توفيق ياضتبيابد، گاهى جمال حق را در همه اشيا مشاهده خواهد كرد:
«فيكاد يرى الحق في كل شيء» (22)
و اين همان
«فاينما تولوا فثم وجه الله» (23)
است. در برابر متحجرانى كه چشم دل آنها بسته است، مانند گروهى از اسرائيلىها كه به موساى كليم (عليه السلام) مىگفتند:
«لن نؤمن لك حتى نرى الله جهرة» (24)
تا ما خدا را با چشم نبينيم به تو ايمان نمىآوريم، عارف به جايى مىرسد كه به هر سمتبنگرد، جلال، جمال، وجه و فيض الهى را در آنجا مشاهده مىكند:
«اينما تولوا فثم وجه الله»
و اين حالتبراى او در ابتدا به صورت حال است و بعد ملكه مىشود; اما چون آن شهود، فراگير است انسان را از حالت عادى بيرون مىبرد و گاهى لرزهاى در بدن چنين عارف شاهدى پيدا مىشود. به گونهاى كه حتى كسانى كه در كنار او نشستهاند از آن با خبر مىشوند ولى او نمىتواند خود را كنترل كند و با گذر از اين مرحله به جايى مىرسد كه مىتواند خود را كنترل كند; و از اين بالاتر، طورى است كه حتى در هنگام مشاهده، حال او عادى است. او در ميان جمع هست ولى در حقيقت، غايب است، در بين مردم است ولى با مردم نيست، بلكه با كسى است در هر حال با همه انسانهاست:
«هو معكم اين ما كنتم» (25) .
اين حالتبراى عارف سالك متدرجا به عنوان ملكه خواهد شد و در او رسوخ خواهد كرد.
بهشت، بهاى توحيد
از اين جا معلوم مىشود بياناتى كه در روايات اهل بيت (عليهم السلام) آمده، ناظر به مراحل گوناگون است. اميرالمؤمنين (عليه السلام) مىفرمايد: «التوحيد ثمن الجنة» (26) بهاى توحيد موحدان، بهشت است; در حالى كه بر اساس حديث معروف تثليث عابدان كه عبادت كنندگان را به سه گروه بردگان، سوداگران و محبان تقسيم مىكند، بايد گفت: «الجنة ثمن التوحيد» يعنى در حقيقت، گروه سوم (محبان) ترس از دوزخ و اميد به بهشت را داده و توحيد ناب را گرفتهاند كه در اين صورت بايد گفت: «ترك النار و الجنة ثمن التوحيد» و اين از آن موحدان واقعى و اوحدى از انسانهاست.
از اين قبيل نصوص به صورت مضمون استنباطى در روايات معصومين (عليهم السلام) هست; مثل: «طلاق الدنيا مهر الجنة» (27) اگر دنيا را به معناى «ما سوى الله» بگيريم; يعنى، طلاق ماسواى خدا، مهر بهشتيعنى «جنة اللقاء» است.
توحيد هر موحدى بهاى جنت مناسب با اوست. زيرا جنت درجاتى دارد; چنان كه قرآن كريم مىفرمايد:
«و لمن خاف مقام ربه جنتان» (28)
يا مىفرمايد:
«و من دونهما جنتان» (29)
در قيامت چندين بهشت هست; ولى عاليترين آنها «جنة اللقاء» است و اين مخصوص گرانبهاترين توحيد يعنى ترك ما سواى خدا براى خداست. از اين رو در مورد اينگونه از موحدان كه عرفا و سالكان الى اللههستند نه تنها سخن از ترس دوزخ و شوق بهشت محسوس نيستبلكه آنان حتى «لقاء الله» را هم براى خود نمىخواهند.
بعضى از بزرگان اهل معرفت مانند مرحوم سيد حيدر آملى مىگويند نبوت براى انبيا، رسالتبراى مرسلان، ولايتبراى اوليا و خلافتبراى خلفا، حجاب نورى است; زيرا در آن مقام والا مثلا اگر پيغمبرى نظر به نبوت خود داشته باشد، از لقاء الله محجوب است. در آنجا همه چشمها و گوشها متوجه كلام حق است و بس، بلكه مجذوب جمال اوست نه كلام او. از اين رو مرحوم بوعلى (رضوان اللهعليه) فرمودند كه انسان به آن مقام منيع كه رسيد، ديگر جاى «مشافهه» نيستبلكه جاى «مشاهده» است. در آنجا نبايد كسى حرف بزند يا حرف بشنود بلكه فقط بايد با دل بنگرد. در آنجا سخن از لفظ، مفهوم، علم حصولى، تصور، تصديق و برهان فكرى هم نيست و فقط جاى مشاهده است.
سير و سلوك در مسير شرع
مهمترين نكتهاى كه بايد ياد آور شد اين است كه مرحوم بوعلى، همه اين مطالب را به بركت نبوت مىداند (30) . چون در كتابهاى عقلى پس از بيان لزوم نبوت و عصمت انبيا، دليل نياز جامعه به پيغمبر نيز مطرح مىشود كه: انسان، مدنى بالطبع است و در جامعه زندگى مىكند و جامعه نيازمند قانون است و قانون بايد از آسيب خطا، سهو و نسيان و عصيان مصون باشد و چنين قانونى جز از راه وحى و نبوت تدوين نخواهد شد. ولى مرحوم بوعلى گرچه در پايان الهيات شفا، راه متعارف بين حكيمان را در تبيين ضرورت وحى و نبوت پيموده، ليكن در نمط نهم اشارات بعد از مسئله زهد و عبادت و عرفان، نبوت را مطرح مىكند.
معلوم مىشود اگر تهذيب و تزكيه، بر خلاف مسير شرع باشد، چنين رياضتى باطل است; يعنى سير و سلوك جز با انجام واجبات و مستحبات از يكسو و ترك محرمات و مكروهات از سوى ديگر، قابل قبول نيست و بازدهى هم ندارد چنانكه اگر جامعهاى هم نباشد و انسان تنها در عالم زندگى كند، باز نيازمند به وحى و نبوت است، ولى مهمترين عمل، همان است كه انسان به عبادتهاى قلبى بپردازد; زيرا عبادتهاى قالبى يعنى بدنى مانند نماز و روزه در عين لزوم، محدود است; اما ذكر خدا نامحدود استخداى سبحان مىفرمايد:
«يا ايها الذين امنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا» (31) :
تا مىتوانيد به ياد خدا باشيد.
«ذكر» هم در سوره «اعراف» مشخص شده است. در آيهاى مىفرمايد:
«و اذكر ربك فى نفسك تضرعا و خيفة» (32)
و در آيه ديگر آمده است:
«ادعوا ربكم تضرعا و خفية» (33)
يعنى، با ترس از خدا ياد كنيدو مخفيانه و آرام خدا را بخوانيد; دائما نام خدا را بر لب و ياد او را در دل داشته باشيد. در اين صورت انسان آيينه جان خود را به سمت مخازن الهى نگهداشته و اسرار الهى بر آن مىتابد. جهان، يعنى مخازن الهى لبريز از معارف و رمز و راز آفرينش است و قلب انسان به منزله آيينه شفاف است كه اگر كسى آن را گرد گيرى و غبار روبى كند و بداند كه آن را به كدام سمت نگه دارد، اسرار عالم در آن ميتابد و انبيا (عليهم السلام) آمدهاند تا آينه بودن دل و كيفيت قرار دادن آن را به فرد و جامعه، نشان دهند.
تامين دانش و گرايش انسان در قرآن
چون اخلاق، سير باطنى انسانى است كه موجودى متفكر و مختار است، به دو عنصر اصيل «انديشه صحيح» و «گرايش راستين» وابسته است. قرآن كريم هم انديشه و نيازهاى علمى بشر را با اقامه براهين قاطع تامين مىكند و هم گرايش درست او را با تبشير و انذار، تشويق و توبيخ، وعد و وعيد، مدح و قدح تضمين مىكند و او را از اين جهت تربيت مىكند و مىپروراند; تا مطلبى براى انسان مبرهن نشود حاضر نيستبر اساس آن حركت كند و يا اگر مطلبى مبرهن شود ولى مورد پذيرش و گرايش عقل عملى او قرار نگيرد، باز راكد و ساكت است و حركت نمىكند.
سر اهتمام قرآن به گرايش انسانى
از آنجا كه تاثير گرايش و جناح عقل عملى بيش از عقل نظرى است، قرآن كريم به جنبه عقل عملى بيش از جنبه عقل نظرى بها مىدهد و سر اهتمام فراوان قرآن به آن را مىتوان با مطالعه در آيات استنباط كرد. گرچه قرآن براهين و ادله متقنى براى اثبات اصول كلى دين مانند توحيد، وحى، رسالت و نبوت تدوين و اقامه مىكند، ولى بيشترين سخن قرآن از بهشت و جهنم، تشويق و توبيخ، مدح و قدح، ثواب و عقاب، اطاعت و عصيان و امر و نهى است. همه امور ياد شده براى گرايش عقل عملى است انسان بعد از اقامه برهان به آنها گرايش پيدا كند.
از اين رو ذات اقدس اله، دو عنصر اصلى حكمت عملى، يعنى «تبيشر» و «انذار» را جزو برنامههاى رسمى انبيا (عليهم السلام) قرار داد و فرمود:
«رسلا مبشرين و منذرين» (34)
چون تبشير و انذار براى تامين نيازهاى عقل عملى است تا او را بجا بترساند و بجا اميدوار كند و از ترس نابجا و از اميدوارى به چيزى كه شايسته اميدوارى نيست دور دارد. لذا كمتر آيهاى است كه دستور تقوا، عبادت، ترغيب و بهشت و ترهيب از جهنم در آن نباشد. برهان را به اندازه نصاب اقامه كردن، كافى است و تكرارش لازم نيست; ولى تكرار موعظه، نافع است چنانكه گفتهاند:
«هو المسك ما كررته يتضوء».
از اين جهت آياتى كه مربوط به تهييج و تحريك عقل عملى استبيش از آياتى است كه مربوط به تعليل عقل نظرى و اقامه برهان براى آن است.
جهش دانش و گرايش
گذشته از اين كه بايد در درجه اول براى تنظيم سير و سلوك ، برهان لازم اقامه گردد تا نياز عقل نظرى تامين شود بايد حيثيت تولى و تبرى را تكميل كرد تا عقل عملى گرايش پيدا كند; زيرا از همه قواى ادراكى و تحريكى كمك گرفته مىشود تا اين جهش و پرواز درونى صورت پذيرد. در بعد انديشه، قله بلند برهان به كمك حس و خيال و وهم، بهتر بنا مىشود و از آنجا پرواز، بهتر صورت مىگيرد، و در بعد عمل بايد آنچه در جذب و دفع، دخيل است و گرايشهاى فراوانى كه مربوط به قواى گوناگون تحريكى است تامين شود تا عقل عملى را در جهشش مشايعت كنند و از شيعيان آن باشند. همانطور كه نيروهاى ادراكى حس، خيال و وهم از شيعيان عقل نظرى هستند و آن را در انديشه صحيح مشايعت مىكنند و پيروان راستين آن به حساب مىآيند، قواى تحريكى هم نسبتبه عقل عملى از شيعيان آن به شمار مىآيند; يعنى آن را مشايعت مىكنند و دنباله رو آن هستند و مطالب آن را در شئون نازله، شيوع مىدهند.
قرآن كريم از اين جهت فروگذار نكرده است. هم نيازهاى قوه شهوت را بازگو كرده و از انواع و اقسام خواركيها، پوشاكيها و لذايذ در بهشتسخن به ميان آورده است تا قوه شهوى انسان براى جذب به بهشت جهش پيدا كند و هم قوه غضب را كه عامل دفاع ستبا بيان انواع و اقسام غضب و عذاب در جهنم تامين كرده است تا قوه غضبى او براى پرهيز از دوزخ تحريك شود. البته همين معنا را در بلنداى «لقاءالله» بازگو كرده است تا عقل عملى او جهشى پيدا كند و محبوب خود را جذب كند و گريزى داشته باشد و از خط مهجور بودن از لقاى الهى برهد.
يكى از اسرار افزونى بخش تشويق و توبيخ در قرآن، بر بخش اقامه برهان نظرى همين است. در بين عالمان به دين و دين شناسان افراد دين شناس دين باور، اندكند; زيرا بسيارى از افراد مسائل علمى را به خوبى درك مىكنند; ولى در مقام عمل كمبودى دارند چون رام كردن عقل نظرى با اقامه برهان چندان دشوار نيست; اما به دام كشيدن عقل عملى دربخش جهش و ايمان، كار بسيار دشوارى است. چون شيطان همانگونه كه براى عقل نظرى، وهم و خيال را دام قرار مىدهد; براى عقل عملى نيز دامهاى فراوانى دارد و «نفس اماره به سوء» از بزرگترين ابزارها و وسايل شيطان به شمار مىرود. از اين رو ذات اقدس اله قرآن كريم را در اين مسير قرار مىدهد كه همه نيازها را برطرف كند تاعالمان دين شناس ما ديندار، و مؤمنان دين باور، خردمند و فرزانه گردند. براى تامين اين هدف، قرآن كريم از مثالهاى گوناگون، قصههاى انبيا و امم و قبايل پيشين، سرگذشت تبهكاران و سرنوشت پرهيزكاران استفاده مىكند.
نياز عمومى به بحثهاى عقل عملى
به دو دليل نياز جامعه انسانى به بحثهاى عقل عملى، بيش از عقل نظرى است. دليل اول اين است كه آن برهانهاى قاطع عقل نظرى در دسترس فهم همه مردم نيست. برهانهايى كه به صورت «قياس استثنايى» يا «اقترانى» در قرآن و روايات آمده كم نيست; اما براى توده مردم مقدور نيست كه آياتى مانند:
«هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن» (35)
يا
«هو معكم اينما كنتم» (36)
يا
«لو كان فيهما الهة الا الله لفسدتا» (37)
را درك كنند; در حالى كه قرآن،
«هدى للناس» (38)
است و براى همه مردم نازل شده است. از اين رو در برخى از روايات آمده است كه چون در آخر الزمان اقوام متعمقى مىآيند، ذات اقدس اله سوره مباركه
«قل هو الله احد»
و آيات نخستين سوره حديد تا
«و هو عليم بذات الصدور»
را نازل كرده است (39) .
دليل دوم اين است كه همه انسانها، اعم از علما و خواص و توده مردم و اعم از كسانى كه با براهين عقلى آشنايند كسانى كه از اقامه براهين تفصيلى ناتوانند نيازمند به مسائل عقل عملى هستند و همراه جاذبه و دافعه حركت مىكنند و به همين جهت مسئله بشارت به بهشت و ترس از دوزخ، در قرآن كريم مكرر ذكر شده و اين بخش از قرآن فراگيرتر از بخش نظرى است.
سنت معصومان (عليهم السلام) نيز بر اساس همين اصل، حركت مىكند; يعنى در روايات، ترغيب و ترهيب بيش از براهين عقلى است. ادله عقلى كه روايات اقامه مىكنند در حد نصاب است; ولى بخشهايى كه مربوط به عقل عملى و ايجاد جاذبه، موعظه، نصيحت و... است نصاب پذير نيست; همانگونه كه ذكرخدا نصاب پذير نيست:
«يا ايها الذين امنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة و اصيلا» (40) .
شاگردان قرآن و عترت نيز، اين دو مسير يعنى اقامه برهان و موعظه را داشتهاند; مثلا، در عرفان گرچه برهان اقامه كردهاند بر اينكه خدا واحد است و در اصل هستى، كس يا چيزى، شريك او نيست و آنچه مشهود است مظهر و آيت اوست; ولى گرايشها را در بخش عمل يعنى عرفان عملى بيش از عرفان نظرى توصيه كردهاند. همانگونه كه حكما، علماى اخلاق و محدثان نيز دراين زمينه چيزى فروگذار نكردهاند.
شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۷
كسب وكار
قواعد ثابت شده یک کسب و کار موفق
در کسب و کار و تجارت آداب و قواعدی وجود دارند که مبنا و پایه و اساس یک کسب و کار را شکل می دهند. هیچ کارشناس و صاحب کسب و کار خبره ای نیست که درستی همه این اصول را تایید نکند. این ها ظاهری بسیار ساده دارند و برای فهمشان به هیچ فن و تخصص ویژه ای نیاز نیست.
آموزش
مدیریت - بازاریابی - تجارت
قواعد ثابت شده یک کسب و کار موفق در کسب و کار و تجارت آداب و قواعدی وجود دارند که مبنا و پایه و اساس یک کسب و کار را شکل می دهند. هیچ کارشناس و صاحب کسب و کار خبره ای نیست که درستی همه این اصول را تایید نکند. این ها ظاهری بسیار ساده دارند و برای فهمشان به هیچ فن و تخصص ویژه ای نیاز نیست. ارتباطات با مردم و دنیای اطراف هنر ارزشمندی است که در پی توجه و رعایت اصول زیر کسب می شود. خوب دقت کنید:
● خوب گوش دهید
به مراجع و آن مشتری احتمالی و مشتری کنونی به دقت گوش دهید. به حرف های کارمندانتان هم توجه کنید. کارمندان هستند که از چند و چون کسب و کار خبر دارند و اگر آنها مشکلات، نقاط ضعف و نقاط قوت کسب و کار و بازار را به شما نگویند، نخواهید توانست بازاریابی و کسب و کار موفقی را پیش ببرید. مشتریان کنونی و احتمالی، عوامل رشد و افزایش درآمدتان هستند. نیازها، خواسته ها و انتظاراتشان از خرید را درک نخواهید کرد مگر با گوش دادن دقیق و نکته بینانه به حرف های آنان. اعتراض ها و ابراز رضایت های این گروه، هر دو راهنمای کار شمایند.
● پاسخگو باشید.
ابتدا گوش دهید و سپس دست به عمل بزنید. هر چه زودتر پاسخ بدهید، مشتری کنونی ناراضی و مشتری بالقوه بیشتر به شما اعتماد خواهند کرد. سریع، قوی و موثر، آشکار و برجسته پاسخ دهید.
● کار گروهی و استمرار فعالیت هایتان را حفظ نمایید.
اگر یک تیم بازاریابی دارید، همواره با آنها مشورت کنید و نظرات و ایده هایشان را جویا شده درباره شان بحث و تبادل نظر نمایید. پیشنهادات و ایده ها و توصیه های یکدیگر را بشنوید و در یک کار گروهی، طرحی مناسب برای خلق و تقویت بازاریابی و راهبری و توسعه کسب و کار، تدوین کنید و به اجرا گذارید.
● کاملا بر کارهایتان تمرکز کنید.
ابتدا تا جایی که می توانید در پی کسب دانش، معلومات و مهارت های لازم باشید. سپس درباره ایده بازاریابی و کسب و کارتان، فکر و تعمق کنید. تمامی جوانب مسئله را در نظر گرفته از زوایای گوناگون به آن بنگرید. کارها و فعالیت هایتان را در یک مسیر معلوم و اصلی قرار دهید و همیشه سعی کنید در همین مسیر و در راستای نیل به هدف هایتان جلو بروید. این مسیر را کانون توجه خود قرار دهید و همیشه برای چالش ها و مشکلات آمادگی داشته باشید. کسب معلومات و مهارت های به روز در یک کسب و کار، هرگز به پایان نمی رسد و راه اصلی آمادگی همیشگی است.
● مفهوم "موفقیت" را به تمامی بدانید.
این مشتری است که فروش را خلق می کند. شما به عنوان یک بازاریاب فقط به او کمک می کنید. او برای تکمیل موفقیت آمیز فرایند فروش، از شما جایزه می گیرد! این همان موفقیت حقیقی است. مشتری را فقط یک عامل کسب درآمد ندانید. خدمت رسانی به او و اعطای جایزه به خاطر موفقیت، روند کسب و کارتان را زیباتر و لذت بخش تر می کند.
● با مردم آشنا شوید و با آنها ارتباط برقرار کنید.
با هر کسی که لازمست بشناسید، به تمامی آشنا شوید و او را از چگونگی کسب و کارتان آگاه کنید. هر قدر که دایره و شبکه ارتباطات انسانی شما وسیعتر باشد، فرصت های بیشتر و بهتری پیش رویتان قرار خواهند گرفت.
● منصفانه برای کالاها یا خدماتتان قیمت گذاری کنید.
بهای هر کالا یا خدمات را عادلانه و منصفانه تعیین نمایید و درباره حقوق کارمندانتان نیز چنین باشید. آن مقداری که لازمست از مشتری پول بگیرید. کاری کنید که قیمت های عادلانه ویژگی مشخص کسب وکارتان باشد.
● شراکت و همکاری با دیگر کسب و کارها را همواره در نظر داشته باشید.
این شریک ها می توانند همان مشتریان بالقوه و دائمی شما باشند. در این حال از محصولات یا خدمات آنها استفاده کنید. این روش اعتمادی دو سویه خلق می کند.
● هر روز که می گذرد، سعی کنید با اطرافیان، اعضای خانواده، کارمندان، مشتریان بالقوه و مشتریان کنونی، ارتباطات موثرتر، گسترده تر و مستحکمتر برقرار سازید.
● فراموش نکنید که "افراد" بهترین منابع رشد و پیشرفت هستند. تلفن موبایل، فکس، اینترنت و ایمیل ابزارهای بسیار قوی و راحت هستند اما روابط و ملاقات های رودررو مجاری رشدی هستند که قدرت و ارزششان به مراتب بیش از وسایل فوق است. اشخاص موردنظر را بیابید، در مکان و زمانی مناسب با آنها ملاقات نمایید. خواهید دید که این دیدارها چقدر تعیین کننده خواهند بود.
● همواره حساب های پولی و مالیتان را نگه دارید و هیچوقت رسیدگی به آنها را بی اهمیت و ساده ندانید.
زمانی که صاحب کسب وکاری از شرایط مالی خودش و کاستی ها و قوت های آن خبر داشته باشد و در ضمن از اوضاع بازار هم غافل نشود، می تواند در بحران های اقتصادی، کسب و کارش را از خطر سقوط نجات دهد.
● اجازه دهید که کارمندان، مشتریان احتمالی و مشتریان کنونی بدانند که شما به آنها علاقه مندید ومانند خودشان تلاش کرده در جهت پیشرفت کسب و کار قدم برمی دارید.
● مانند افراد موفق و همیشه پیروز فکر کنید.
و هرگز واقع گرایی را از یاد نبرید. خوش خیالی و بی توجهی و خوش بینی غیرواقع بینانه همان قدر زیانبار است که بدبینی بیشتر از حد و احتیاط های وسواس گونه.
● هرگز از یاد نبرید که شما تنها کسی نیستید که در بازار حضور دارد.
تجارت و کسب و کار شبکه عظیمی از ارتباطات انسانی را در خود دارد و اگر بخواهید در این شبکه به تداوم حضور داشته باشید و فعال وموثر فعالیت کنید، باید جزیی از آن باشید.
شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۷
آرامش
(( روشهای رسیدن به آرامش ))
1- جلوی کریه خود را تگیرید و گهگاهی گریه کنید.
2- دائما به خود بگویید که برای تغییر گذشته کاری نمی توان انجام داد پس باید از ادامه زندگی لذت برد.
3- حداقل روزی 15 دقیقه را در سکوت کامل بگذرانید و با آرامش کامل به آنچه که می خواهید در زندگی به دست آورید فکر کنید.
4- هنگامی که احساس می کنید ذهنتان پر از افکار گوناگون است و هیچ جای خالی در آن وجود ندارد
با قدم زدن سعی کنید ذهن خودتان را خالی کنید.
5- به کودکان نگاه کنید و ببینید چگونه از زندگی لذت می برند. زندگی با آرامش را از کودکان یاد بگیرید.
6- سعی کنید به داشته های خود قناعت کنید و در این صورت احساس رضایت بیشتری از زندگی خواهید کرد.
7- اکسیژن باعث می شود مغز شما بهتر فعالیت کند. پس در محل زندگی و کار خود گیاه نگاه دارید.
8- این همه عجله برای چیست؟ به یاد داشته باشید سرعت حرکت شما با احساس شما رابطه مستقیمی دارد
پس سعی کنید عجول و شتابزده نباشید.
9- شوخی روش خوبی برای رسیدن به آرامش است . پس شوخی طبع باشید.
10- لحظات زیبای زندگیتان را بایگانی کنید. سعی کنید از این لحظات فیلم و عکس تهیه کنید
و در لحظات ناراحتی به آن نگاه کنید تا به یاد بیاورید زندگی همیشه برای شما تلخ و دشوار نبوده است.
11- آرام سخن گفتن باعث می شود ظربان قلب و تنفس شما کم شود
و این پایین آمدن ضربان قلب آرامش بیشتری به شما می دهد.
12- شاد کردن دیگران ( افراد مومن بخصوص کودکان ) باعث می شود احساس و انرژی مثبتی به شما منتقل شود.
15- هر چند وقت یک بار ساعتتان را باز کنید و اجاره بدهید از شر فشار زمان نجات پیدا کنید.
16- مسافرت به شما کمک خواهد کرد تا برای مدتی فکر شما آزاد باشد و
اثرات مسافرت پس از برگشت به خوبی در زندگی روزمره شما نمایان خواهد شد.
17- دیگران را ببخشید. زیرا بخشش و شاد کردن دیگران یکی از مسائل زندگی بخش است.
18- سعی کنید در هنگام عصبانیت خود را به گونه ای تخلیه کنید . مثلا به بالای پشت بام بروید و فریاد بکشید
19- لباسهای راحت و گشاد باعث آرامش می شوند.
20- سعی کنید به موقع غذا بخورید و از غذا خوردن لذت ببرید. زیرا غذا خوردن باعث آرامش سیستم عصبی میشود.
21- همیشه از وقایع پیش آمده استقبال کنید .
نه خیلی نسبت به وقایع خوب شاد و مغرور و سرخوش شوید
و نه در مقابل پیشامد های به ظاهر ناگوار خیلی غمگین ، آشفته ، سراسیمه و در هم شکسته شوید .
بر خود مسلط باشید و با امید به توانایی های بی کران خود و و با توکل بر مهربانترین کس به شما یعنی خدای متعال حرکت کنید .
22- از شادی ها شاکر و بر ناملایمات اندیشه کنید .
23- شادی های خود را با دیگران تقسیم کنید یعنی دیگران را نیز شاد کنید .
24- تا جایی که امکان دارد فقط مشکلات خود را با خالق خود درمیان بگذارید .
25- سعی داشته باشیم تصاویر زیبایی از زندگیمنان در ذهن خود تصور کنیم .
26- توکل هر چه بیشتر بر خدا باعث میشود در آرامش بیشتری زندگی کنید .
27- قدم به قدم زندگیتان به خاطر خدا و عمل به وظایفی که او بر شما واجب ساخته است بردارید .
28- مدام در ذهن خود به یاد این باشید که مربیتان و کسی که تمامی کارهایتان به دست او است از تمام جهات کامل و مهربانترین کس نسبت به شما است .
اما گذشته از این حرفها به نظر شما بهترین راه برای رسیدن به آرامش حقیقی چیست ؟
(( منتظر جوابها و پیشنهادهای ارزشمند شما گرامیان هستیم ))
والحمد لله رب العالمین
دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷
ژنراتورها وموتورهاي الكتريكي
ژنراتورها وموتورهاي الكتريكي
مقدمه: ژنراتورها و موتورهاي الكتريكي گروه از وسايل استفاده شده جهت تبديل انرژي مكانيكي به انرژي الكتريكي يا برعكس . توسط وسايل الكترومغناطيس هستند . يك ماشيني كه انرژي الكتريكي به مكانيكي تبديل مي كند موتورنام دارد.و ماشيني كه انرژي مكانيكي را به انرژي الكتريكي تبديل مي كند ژنراتور يا آلترناتور يامتناوب كننده يا دينام ناميده مي شود .
دو اصل فيزيكي مرتبط با عملكردموتورهاوژنراتور ها وجود دارد. اولين اصل فيزيكي اصل القايي الكترومغناطيسي كشف شده توسط مايكل فارادي دانشمند بريتانيايي است. اگر يك هادي در ميان يك ميدان مغناطيسي حركت كند يا اگر طول يك حلقه ي القايي ساكني جهت تغيير استفاده شود. يك جريان ايجاد مي شود يا القا مي شود در كنتاكنتور بحث اين اصل اين است كه در مورد واكنش الكترومغناطيسي بحث مي كند و اين كه اين واكنش در ابتدا توسط آندر مري آمپر در سال 1820 كه دانشمند فرانسوي است كشف شد.اگر يك جريان از ميان يك كنتاكتور كه در ميدان مغناطيسي قرار گرفتند عبور كند . ميدان نيروي مكانيكي بر آن وارد مي كند .
ساده ترين ماشيني هاي ديناموالكتريك ديسك ديناميكي است كه توسعه يافته توسط افرادي است كه آن شامل يك صفحه ي مسي پيچيده شده است. كه اين پيچش از مركز تالبه وجود دارد .و بين قطبهاي يك آهنرباي سمبر اسبي است .
وقتي ديسك مي چرخد يك جريان بين مركز ديسك ولبه ي آن توسط عملكرد ميدان آهنربا القا مي شود كه ديسك يا صفحه ميتواند ساخته شود. جهت عمل كردن به عنوان يك موتور توسط بكار بردن يك ولتاژ بين لبه ي ديسك و مركزش كه اين به علت چرخش ديسك به دنده بدليل نيروي توليد شده توسط واكنش مغناطيس است . ميدان مغناطيسي آهن رباي دائم به اندازه ي كافي براي كار كردن كافي است . كه حتي به عنوان يك موتور يا دينام كوچك بكار مي رود ( كار مي كند). در نتيجه براي ماشين هاي بزرگتر آهنرباي بزرگتري بكار مي رود. هم موتور ها وهم ژنراتورها داراي دو اصل هستند : قسمتها وميدان كه آهنرباي الكترومغناطيسي با سيم پيچ هايش و آرميچر و ساختاري كه از كنتاكتور حمايت مي كند و كار قطع ميدان مغناطيسي وحمل جريان القا شده ژنراتور يا جريان ناگهاني به موتور را دارد است. آرميچر معموﻸ هسته ي نرم آهني اطراف سيم هاي القايي كه دور سيم پيچ ها پيچيده شده اند است.
موتور هاي AC:
دو نوع اساسي موتور ها طراحي شده اند براي عمل كردن بر روي جريان متناوب پولي فاز موتور هاي سنكرون و موتور هاي القايي موتور هاي سنكرون اساسآ يك تناوب گر(آلترناتور) سه فاز است كه بصورت معكوس كار مي كند. آهنربا هاي ميدان روي رتور پيچيده شده اند توسط جريان مستقيم تحريك شده اند و سيم پيچ آرميچر به سه قسمت تقسيم مي شود و با جريان متناوب سه فاز تغذيه مي شوند . تغيير موج هاي سه فاز جرياندر آرميچر واكنش متغيير مغناطيس را با قطبهاي آهنربا هاي ميدان سبب مي شوند. و چرخش ميدان با يك سرعت ثابت كه اي سرعت ثابت توسط فركانس جريان در خط قدرت AC تعيين مي شود را سبب مي گردند سرعت موتور سنكرون در وسايل خاصي سودمند است. همچنين در كاربدهايي كه بار مكانيكي روي موتور خيلي زياد مي شود و نيز موتور هاي سنكرون نمي توانند استفاده شوند. بخاطر اينكه اگر موتور سرعتش كاسته شود تحت بار آن يك مرحله عقب مي ماند . در واقع يك پله كاسته مي شود با فركانس جريان و منجر به توقف موتور مي شود موتور هاي سنكرون مي توانند ساخته شوند براي عملكرد از يك منبع قدرت تك فاز توسط با شاكل شدن عناصر مدار مناسب كه يك ميدان مغناطيسي چرخش را سبب مي شود ساده ترين موتور هاي الكتريكي نوع قفس سنجابي موتور هاي القايي استفاده شده بايد يك تغذيه سه فاز مي باشد استاتور يا ارميچر ساكن از موتور قفس سنجابي شامل سه سيم پيچ ثابت مشابه با آرميچر موتور سنكرون مي باشد عصر چرخشي متشكل از يك هسته: در قسمتي كه يك سري از كنتاكتور ها سنگين نظم داده ومنظم شده اند وقرار گرفته اند بصورت يك دايره در اطراف شافت (ميله) و موازي با آن برداشتني هستند كنتاكتور هاي روتور به شكل قفسه اي استوانه اي و مشابه به ان استفاده مي شوند بصورت سنجابي (كار مي كنند) جريان سه فاز در سيم پيچ هاي استاتور جاري مي شوند و يك ميدان مغناطيسي چرخشي توليد مي كند. اين ميدان يك جريان در كنتاكتور هاي نوع قفسه اي القا مي كند . واكنش مغناطيسي بين ميدان چرخشي و كنتاكتور هاي حامل جريان روتور روتور را به حركت در مي اورند. اگر روتور دقيقآ با سرعت يكساني به مانند ميدان مغناطيسي بچرخد هيچ جرياني در آن القا نخواهد شد. و از اين رو روتور با سرعت سنكرون نبايد به حركت درايد. در عمل سرعتهاي چرخش روتور و ميدان در حدود 2 تا 5 درصد با هم تفاوت دارند. اين تفا وت سرعت بعنوان لغزش معروف است. متور ها با روتور هاي قفس سنجابي مي توانند استفاده شوند روي جريان متناوب تكفاز بوسيله نظم هاي مختلفي از القا و ظرفيت و بر اساس اين دو مورد كه ولتاژ تكفاز را اصلاح مي كند و تغيير مي دهد و آن را به ولتاژ فاز تبديل مي كند چنين موتور هايي بعنوان موتور هاي فاز شكاف (Spelat Phase) مشخص و معروفند يا موتور هاي تعديل كننده يا كند از سر(متور هاي خازني) بر اساس نظم و ترتيب آن ها استفاده مي شوند.
موتور هاي قفس سنجابي تكفاز گشتاور شروع(راه اندازي) زيادي ندارند. و براي به كار انداختن در حالي كه گشتاور زياد است موتور هاي خنثي القايي استفاده مي شود . يك موتور خنثي القايي ممكن است از نوع فاز شكاف باشد. يا از نوع تعديل كننده اما يك سوئيچ يا اتو ماتيك يا دستي دارد كه اجازه مي دهد جريان بين جاروبك هاي كموتاتور وقتي موتور شروع به حركت مي كند. جاري شود و اتصالات كوتاه همه اجزاي كموتاتور بعد از اينكه موتور به يك سرعت تقسيم مي شوند . موتور هاي دفع القايي يا خنثي القايي به اي خاطر ناميده شده اند . كه گشتاور راه اندازيشان وابسته است به دفع بين روتور و استاتور و گشتاورشان در زمان راه اندازي وابسته است به القا موتورهاي سيم پيچي شده ي سري با كموتاتور ها كه بر روي جريان متناوب با جريان مستقيم عمل مي كنند. موتور هاي يونيورسال ناميده مي شوند. آن ها معمولآ فقط در اندازه هاي كوچك ساخته مي شوند و معمولآ در مصارف خانگي كاربرد دارند.
آلتر ناتور هاي جريان متناوب(AC)(آلتر ناتور ها) ژنراتوها:
همانتور كه در بالا گفته شد يك ژنراتور ساده بدون كموتاتور توليد خواهد كرد كه يك جريان الكتريكي كه متناوب مي شوند.در مسير همانطور كه آرميچر مي چرخد چنين جريان متناوبي مزيت زيادي دارد . براي اتقال توان الكتريكي و از اين رو بشترين ژنراتور هاي اللتريكي بزرگ از نوع AC هستند.در ساده ترين شكلش يك ژنراتور AC فقط در دو حالت خاص فرق مي كند با ژنراتور DC پايانه هاي سيم پيچ آرميچرش بيرون هستند. براي حلقه هاي لغزان جزئي شده جامد روي شافت(ميله)ژنراتو بجاي كموتاتور و سيم پيچ هاي ميذان توسط يك منبع DC خارجي تغذيه انرژي مي شوند. تا اينكه توسط خود ژنراتور اين كار انجام مي شود. ژنراتور هاي AC سرعت پاييني با تعداد زيادي در حدود 100 قطب ساخته مي شوند. هم براي بهبود بازده شان و هم براي دست يافتن به فركانس دلخواه به آساني. آلترناتور ها با توربين هاي سرعت بالا راه اندازي مي شوند. همچنين اغلب ماشين هاي دو قطبي هستند. فركانس جريان گرفته شده توسط ژنراتو AC مساوي است با نيمي از تعداد قطبها و تعداد چرخش آرميچر در هر ثانيه. اغلب مطلوب است در مورد ژنراتور كه واتژ بالايي وجود داشته باشد و آرميچر هاي در حال چرخش در چنين كاربرد هايي صرف عمل نمي كنند. بخاطر احتمال جرقه زني بين جاروبكها و حلقه هاي لغزان و خطر شكستهاي مكانيكي كه ممكن است سبب اتصال كوتاه شود . آلترناتور ها بنا بر اين با يك سيم پيچ ساكن كه بدور يك روتور مي چرخد . و اين روتور شامل تعدادي اهنرباي مغناطيسي ميدان هستندساخته مي شوند اصل عملكرد آنها دقيقآ مشابه عملكرد ژنراتور هاي AC توصيف شده اند. بجز اينكه ميدان مغناطيسي(نسبت به كنتاكتور هاي آرميچر) به حركت در مي ايند. جريان توليد شده توسط آلترناتور هاي توصيف شده در بالا به يك پيك مي رسد و به صفر ختم مي شوند و به يك پيك منفي افت مي كنند. و دوباره به سمت صفر مي آيند. و در چند زمان در واقع چندين بار در هر ثانيه بسته به فركانس كه ماشين طراحي شده چنين جريان را جريان متناوب تكفاز ناميده اند. همچنين اگر آرميچر در داخل دو سيم پيچ قرار گيرد. كه اين سيم پيچ ها از زاويه ها و گوشه هاي راست يكديگر كشيده شده اند و با اتصالات خارجي مجزا تهيه شده اند. دو موج جريان توليد خواهد شد. هر كدام در ماكزيممش خواهد بود وقتي كه ديگري به صفر برسد .چنين جرياني را جريان متناوب سه فاز ناميده اند. اگر سه سيم پيچ ارميچر با زواياي 120درجه با يكديگر قرار گيرند جريان به شكل موج سه برابر و كريپل توليد خواهد شد كه به آن جريان متناوب سه فاز گفته مي شود. يك تعداد زيادتري از فازها ممكن است با افرايش تعداد سيم پيچها بدست آمده باشند و گرفته شوند در ارميچر اما در مهندسي برق مدرن جريان متناوب سه فاز بسيا پر كاربرد است و آلترناتور سه فاز ماشيني دينامو الكتريكي است كه بطور كلي براي توليد قدرت الكتريكي (يا توان الكتريكي) بكار مي رود. ولتاژ خاي بالاي 13200 در آلترناتور ها رايج ترند.
انواع موتورهاي الکتريکي
موتورهاي DC : يکي از اولين موتورهاي دوار، اگر نگوييم اولين، توسط ميشل فارادي در سال 1821م ساخته شده بود و شامل يک سيم آويخته شده آزاد که در يک ظرف جيوه غوطه ور بود، مي شد. يک آهنرباي دائم در وسط ظرف قرار داده شده بود. وقتي که جرياني از سيم عبور مي کرد، سيم حول آهنربا به گردش در مي آمد و نشان مي داد که جريان منجر به افزايش يک ميدان مغناطيسي دايرهاي اطراف سيم مي شود. اين موتور اغلب در کلاس هاي فيزيک مدارس نشان داده مي شود، اما گاهاً بجاي ماده سمي جيوه، از آب نمک استفاده مي شود.
موتور کلاسيک DC داراي آرميچري از آهنرباي الکتريکي است. يک سوييچ گردشي به نام کموتاتور جهت جريان الکتريکي را در هر سيکل دو بار برعکس مي کند تا در آرميچر جريان يابد و آهنرباهاي الکتريکي، آهنرباي دائمي را در بيرون موتور جذب و دفع کنند.
سرعت موتور DC به مجموعه اي از ولتاژ و جريان عبوري از سيم پيچهاي موتور و بار موتور يا گشتاور ترمزي، بستگي دارد. سرعت موتور DC وابسته به ولتاژ و گشتاور آن وابسته به جريان است. معمولاً سرعت توسط ولتاژ متغير يا عبور جريان و با استفاده از تپ ها (نوعي کليد تغيير دهنده وضعيت سيم پيچ) در سيم پيچي موتور يا با داشتن يک منبع ولتاژ متغير، کنترل مي شود. بدليل اينکه اين نوع از موتور مي تواند در سرعتهاي پايين گشتاوري زياد ايجاد کند، معمولاً از آن در کاربردهاي ترکشن (کششي) نظير لکوموتيوها استفاده مي کنند.
اما به هرحال در طراحي کلاسيک محدوديتهاي متعددي وجود دارد که بسياري از اين محدوديت ها ناشي از نياز به جاروبک هايي براي اتصال به کموتاتور است. سايش جاروبک ها و کموتاتور، ايجاد اصطکاک مي کند و هرچه که سرعت موتور بالاتر باشد، جاروبک ها مي بايست محکم تر فشار داده شوند تا اتصال خوبي را برقرار کنند. نه تنها اين اصطکاک منجر به سر و صداي موتور مي شود بلکه اين امر يک محدوديت بالاتري را روي سرعت ايجاد مي کند و به اين معني است که جاروبک ها نهايتاً از بين رفته نياز به تعويض پيدا مي کنند. اتصال ناقص الکتريکي نيز توليد نويز الکتريکي در مدار متصل مي کند. اين مشکلات با جابجا کردن درون موتور با بيرون آن از بين مي روند، با قرار دادن آهنرباهاي دائم در داخل و سيم پيچ ها در بيرون به يک طراحي بدون جاروبک مي رسيم.
موتورهاي ميدان سيم پيچي شده
آهنرباهاي دائم در (استاتور) بيروني يک موتور DC را ميتوان با آهنرباهاي الکتريکي تعويض کرد. با تغيير جريان ميدان (سيم پيچي روي آهنرباي الکتريکي) مي توانيم نسبت سرعت/گشتاور موتور را تغيير دهيم. اگر سيم پيچي ميدان به صورت سري با سيم پيچي آرميچر قرار داده شود، يک موتور گشتاور بالاي کم سرعت و اگر به صورت موازي قرار داده شود، يک موتور سرعت بالا با گشتاور کم خواهيم داشت. مي توانيم براي بدست آوردن حتي سرعت بيشتر اما با گشتاور به همان ميزان کمتر، جريان ميدان را کمتر هم کنيم. اين تکنيک براي ترکشن الکتريکي و بسياري از کاربردهاي مشابه آن ايده آل است و کاربرد اين تکنيک مي تواند منجر به حذف تجهيزات يک جعبه دنده متغير مکانيکي شود.
موتورهاي يونيورسال
يکي از انواع موتورهاي DC ميدان سيم پيچي شده موتور ينيورسال است. اسم اين موتورها از اين واقعيت گرفته شده است که اين موتورها را مي توان هم با جريان DC و هم AC بکار برد، اگر چه که اغلب عملاً اين موتورها با تغذيه AC کار مي کنند. اصول کار اين موتورها بر اين اساس است که وقتي يک موتور DC ميدان سيم پيچي شده به جريان متناوب وصل مي شود، جريان هم در سيم پيچي ميدان و هم در سيم پيچي آرميچر (و در ميدانهاي مغناطيسي منتجه) همزمان تغيير مي کند و بنابراين نيروي مکانيکي ايجاد شده همواره بدون تغيير خواهد بود. در عمل موتور بايستي به صورت خاصي طراحي شود تا با جريان AC سازگاري داشته باشد (امپدانس/رلوکتانس بايستي مدنظر قرار گيرند)، و موتور نهايي عموماً داراي کارايي کمتري نسبت به يک موتور معادل DC خالص خواهد بود. مزيت اين موتورها اين است که ميتوان تغذيه ي AC را روي موتورهايي که داراي مشخصه هاي نوعي موتورهاي DC هستند بکار برد، خصوصاً اينکه اين موتورها داراي گشتاور راه اندازي بسيار بالا و طراحي بسيار جمع و جور در سرعتهاي بالا هستند. جنبه منفي اين موتورها تعمير و نگهداري و مشکل قابليت اطمينان آنهاست که به علت وجود کموتاتور ايجاد مي شود و در نتيجه اين موتورها به ندرت در صنايع مشاهده مي شوند اما عمومي ترين موتورهاي AC در دستگاه هايي نظير مخلوط کن و ابزارهاي برقي اي که گاهاً استفاده مي شوند، هستند.
موتورهاي AC
عموماً ما داراي دو نوع از موتورهاي AC هستيم: تک فاز و سه فاز.
موتورهاي AC تک فاز
معمول ترين موتور تک فاز موتور سنکرون قطب چاکدار است، که اغلب در دستگاه هايي بکار مي رود که گشتاور پايين نياز دارند، نظير پنکه هاي برقي، اجاق هاي ماکروويو و ديگر لوازم خانگي کوچک.
نوع ديگر موتور AC تک فاز موتور القايي است، که اغلب در لوازم بزرگ نظير ماشين لباسشويي و خشک کن لباس بکار مي رود. عموماً اين موتورها مي توانند گشتاور راه اندازي بزرگتري را با استفاده از يک سيم پيچ راه انداز به همراه يک خازن راه انداز و يک کليد گريز از مرکز، ايجاد کنند.
هنگام راه انداز ي، خازن و سيم پيچ راه انداز ي از طريق يک دسته از کنتاکت هاي تحت فشار فنر روي کليد گريز از مرکز دوار، به منبع برق متصل مي شوند . خازن به افزايش گشتاور راه انداز ي موتور کمک مي کند. هنگامي که موتور به سرعت نامي رسيد، کليد گريز از مرکز فعال شده، دسته کنتاکت ها فعال مي شود، خازن و سيم پيچ راه انداز سري شده را از منبع برق جدا مي سازد. در اين هنگام موتور تنها با سيم پيچ اصلي عمل مي کند.
موتورهاي AC سه فاز
براي کاربردهاي نيازمند به توان بالاتر، از موتورهاي القايي سه فاز AC (يا چند فاز) استفاده مي شود. اين موتورها از اختلاف فاز موجود بين فازهاي تغذيه چند فاز الکتريکي براي ايجاد يک ميدان الکترومغناطيسي دوار درونشان، استفاده مي کنند. اغلب، روتور شامل تعدادي هادي هاي مسي است که در فولاد قرار داده شده اند. از طريق القاي الکترومغناطيسي ميدان مغناطيسي دوار در اين هادي ها القاي جريان مي کند، که در نتيجه منجر به ايجاد يک ميدان مغناطيسي متعادل کننده شده و موجب مي شود که موتور در جهت گردش ميدان به حرکت در آيد. اين نوع از موتور با نام موتور القايي معروف است. براي اينکه اين موتور به حرکت درآيد بايستي همواره موتور با سرعتي کمتر از فرکانس منبع تغذيه اعمالي به موتور، بچرخد چرا که در غير اين صورت ميدان متعادل کنندهاي در روتور ايجاد نخواهد شد. استفاده از اين نوع موتور در کاربردهاي ترکشن نظير لوکوموتيوها، که در آن به موتور ترکشن آسنکرون معروف است، روز به روز در حال افزايش است. به سيم پيچ هاي روتور جريان ميدان جدايي اعمال مي شود تا يک ميدان مغناطيسي پيوسته ايجاد شود، که در موتور سنکرون وجود دارد، موتور به صورت همزمان با ميدان مغناطيسي دوار ناشي از برق AC سه فاز، به گردش در مي آيد. موتورهاي سنکرون را مي توانيم به عنوان مولد جريان هم بکار برد.
سرعت موتور AC در ابتدا به فرکانس تغذيه بستگي دارد و مقدار لغزش، يا اختلاف در سرعت چرخش بين روتور و ميدان استاتور، گشتاور توليدي موتور را تعيين مي کند. تغيير سرعت در اين نوع از موتورها را ميتوان با داشتن دسته سيم پيچ ها يا قطب هايي در موتور که با روشن و خاموش کردنشان سرعت ميدان دوار مغناطيسي تغيير مي کند، ممکن ساخت. به هر حال با پيشرفت الکترونيک قدرت مي توانيم با تغيير دادن فرکانس منبع تغذيه، کنترل يکنواخت تري بر روي سرعت موتورها داشته باشيم.
موتورهاي پله اي : نوع ديگري از موتورهاي الکتريکي موتور پله اي است، که در آن يک روتور دروني، شامل آهنرباهاي دائمي توسط يک دسته از آهنرباهاي خارجي که به صورت الکترونيکي روشن و خاموش مي شوند ، کنترل مي شود. يک موتور پله اي ترکيبي از يک موتور الکتريکي DC و يک سلونوييد است. موتورهاي پله اي ساده توسط بخشي از يک سيستم دنده اي در حالت هاي موقعيتي معيني قرار مي گيرند، اما موتورهاي پله اي نسبتا کنترل شده، مي توانند بسيار آرام بچرخند. موتورهاي پله اي کنترل شده با کامپيوتر يکي از فرمهاي سيستم هاي تنظيم موقعيت است، بويژه وقتي که بخشي از يک سيستم ديجيتال داراي کنترل فرمان يار باشند.
موتورهاي خطي
يک موتور خطي اساساً يک موتور الکتريکي است که از حالت دوار در آمده تا بجاي اينکه يک گشتاور (چرخش) گردشي توليد کند، يک نيروي خطي توسط ايجاد يک ميدان الکترومغناطيسي سيار در طولش، بوجود آورد. موتورهاي خطي اغلب موتورهاي القايي يا پله اي اند. مي توانيد يک موتور خطي را در يک قطار سريع السير ماگليو مشاهده کنيد که در آن قطار روي زمين پرواز مي کند.
يك موتور خطي در واقع يك موتور الكتريكي است كه استاتورش غير استوانه شده است تا به جاي اينكه يك گشتاور چرخشي توليد كند، يك نيروي خطي در راستاي طول استاتور ايجاد كند.
طرحهاي بسياري براي موتورهاي خطي ارائه شده است كه ميتوان آنها را به دو دسته تقسيم كرد: موتورهاي خطي شتاب بالا و شتاب پايين. موتورهاي شتاب پايين براي قطارهاي مگليو و ديگر كاربردهاي حمل و نقلي روي زمين مناسب هستند. موتورهاي شتاب بالا معمولاً خيلي كوتاه هستند و براي شتاب دادن به جسمي تا سرعت بسيار زياد و سپس رها كردن آن به كار ميروند. اين موتورها معمولاً براي مطالعات برخورد سرعت بالا به عنوان تسليحات نظامي يا به عنوان راهاندازنده جرمي براي پيشرانه فضاپيما به كار ميرود. موتور خطياي كه براي شتاب دادن به يون ها يا ذرههاي زير اتمي به كار ميرود، يك شتاب دهنده ذره ناميده ميشود. با نزديك شدن ذرهها به سرعت نور، طراحي موتورها معمولاً متفاوت ميشود و اين ذرهها نيز عموماً داري بار الكتريكي هستند.
شتاب پايين
ايده موتور خطي اولين بار توسط پرفسور اريك ليتويت از كالج امپريال در لندن مطرح شد. در طرح وي و در اكثر طرحهاي شتاب پايين، نيرو توسط يك ميدان مغناطيسي خطي سيار كه بر روي هاديها موجود در ميدان عمل ميكند، ايجاد خواهد شد. در هر هادي چه يك حلقه، چه يك سيمپيچ يا يك تكه از فلز تخت كه در اين ميدان قرار گيرد جريانهاي گردابي القا شده وجود خواهد داشت و بنابراين يك ميدان مغناطيسي مخالف را ايجاد خواهد كرد. دو ميدان مغناطيسي همديگر را دفع خواهند كرد و بنابراين جسم هادي را از استاتور دور خواهند كرد و آن را در طول جهت ميدان مغناطيسي سيار حمل خواهند كرد.
به علت اين ويژگيها، موتور خطي اغلب در پيشرانه قطار مگليو به كار ميرود هر چند كه ميتوان صرف نظر از پرواز مغناطيسي از آنها استفاده كرد، مانند استفاده در فنآوري انتقال پيشرفته و سريع نور كه در سيستم ترن آسماني ونكوور ، Scarborough RT تورنتو، ترن هوايي فرودگاه JGK نيويورك و Putra RTL كووالالامپور به كار ميرود. از اين فنآوري با تغييراتي در برخي از قطارهاي بازي نيز استفاده ميشود.
موتورهاي خطي عمودي نيز براي مكانيسمهاي بالابر در معدن هاي عميق پيشنهاد شده است.
شتاب بالا
موتورهاي خطي شتاب بالا براي كاربرهاي متعددي پيشنهاد شدهاند. به علت اينكه مهمات ضد زرهي كنوني بايستي گلولههاي كوچكي با انرژي جنبشي بسيار بالا باشند يعني دقيقاً آنچه كه اين موتورها فراهم ميكنند، از آنها به عنوان تسليحات استفاده شده است. اين موتورها همچنين براي استفاده در پيشرانه فضا پيماها به كار گرفته ميشود. در چنين شرايطي به اين موتورها راهاندازهاي جرمي گفته ميشود. سادهترين روش استفاده از راهانداز جرمي براي پيشرانه فضا پيما، ساخت يك راهانداز جرمي بزرگ است كه بتواند محموله را تا سرعت گريز شتاب دهد.
طراحي موتورهاي شتاب بالا به دلايل متعددي مشكل است. آنها مقادير بزرگ انرژي را در مدت زمان كوتاه نياز دارند. كه براي هر پرتاب در فضا نياز به 300GJ در مدت زمان كمتر از يك ثانيه دارد. ژنراتورهاي الكتريكي معمولي براي چنين نوع از باري طراحي نشدهاند اما روشهاي ذخيره انرژي الكتريكي كوتاه مدت را ميتوان مورد استفاده قرار داد. خازن ها پر حجم و گران هستند اما ميتوانند به سرعت مقادير بزرگ انرژي را فراهم كنند. ژنراتورهاي هم قطب را ميتوان براي تبديل سريع انرژي جنبشي يك چرخ طيار به انرژي الكتريكي به كار برد. موتورهاي خطي شتاب بالا نيازمند ميدانهاي مغناطيسي بسيار قوياي نيز هستند، در واقع ميدانهاي مغناطيسي اغلب آنقدر قوي اند كه اجازه استفاده از ابر رساناها را نميدهند. اما با طراحي دقيق ميتوان اين مشكل را حل كرد.
دو طرح متفاوت پايهاي از موتورهاي خطي شتاب بالا ابداع شده است: تفنگهاي ريلي و تفنگ هاي كويلي.
شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷
بررسي زندگي کريمه اهلبيت حضرت فاطمه معصومه (ع)
حجت الاسلام و المسلمين عزت الله واعظي
اشاره:
آنچه در پي ميآيد نگاهي است اجمالي و گذرا به زندگاني اسوه زنان عالم و الگوي شايسته انسانيت، فاطمه ثاني، دخت گرامي امام موسي بن جعفر (ع)، حضرت معصومه (س) که تحت عنوان «کريمه اهل بيت (س)» تقديم دانشوران فرهيخته و لب نگران نکتهسنج ميگردد. اميد آنکه سعي نگارنده در ارائه اين وجيزه ناچيز مشکور و در ساحت قدسي آن قديسه مطهره، مقبول افتد و خوانندگان اهل دقت و نظر را گامي به معرفت و محبت آن محبوبه حق، نزديک نمايد.
مقدمه
در نگرش اسلامي انوثت يا ذکورت ملاک امتياز و معيار برتري نيست، روي سخن اسلام با انسان است و انسانيت در قالب جنسيت خاص نميگنجد. در انديشه اسلامي مرد بودن يا زن بودن انسان، هيچکدام ملاک برتري کمال يا مايه کهتري و نقص نيست. در خطابات قرآني روي سخن با ناس، انسان، مومنين و... است چنانکه ميفرمايد: يا ايهاالناس اعبدو ربکم الذي خلقکم والذين من قبلکم. (بقره / 21)
يا ايها الانسان انک کادح الي ربک کدحا فملاقيه. (انشقاق /6)
يا ايهاالذين آمنوا استعينو بالصبر و الصلوة ان ا... مع الصابرين. (بقره/ 153)
يا ايهاالذين هادوا ان زعمتم انکم اولياءالله من دون الناس فتمنوا الموت ان کنتم صادقين. (جمعه/6)
و اين مبين همان حقيقت انکارناپذير است که اسلام بين انسانها تبعيض قائل نشده، هرچند در کارگاه آفرينش تفاوت وجود دارد و تفاوت لازمه نظام احسن هستي و ضرورت زندگي جمعي و لازمه تنظيم روابط اجتماعي است. چنانکه ميفرمايد: ايها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثي و جعلناکم شعوبا و قبايل لتعارفوا ان اکرمکم عندا... اتقيکم. (حجرات/13)
اي مردم ما شما را از مرد و زن آفريديم و آنگاه شما را از شعبههاي بسيار و تيرههاي مختلف قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد! ولي گراميترين شما نزد خدا باتقواترين شما مردميد و خدا کاملاً آگاه و داناست. بنابراين همه انسانها صرفنظر از نوع قوميت و نژاد و رنگ و زبان و جنسيت و... ميتوانند بر قله کمالات بايستند و در سايه ايمان و عمل صالح به حيات طيبه و پاداش بزرگ دست يابند. من عمل صالحا من ذکر او انثي و هو مومن فلنحيينه حيوه طيبه و لنجزينهم اجرهم باحسن ماکانوا يعملون. (نحل/97)
هرکس کار شايستهاي انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالي که او مومن باشد به او حياتي پاکيزه ميبخشيم و پاداش او را بهتر از اعمال نيکي که کرده به او خواهيم داد.
حضرت معصومه الگوي جويندگان کمال
با توجه به نکات فوق، در نگرش اسلامي همانگونه که مرداني چون پيامبران و امامان معصوم (عليهم السلام) الگوهايي شايسته براي ديگران هستند! (چنانکه خداوند در قرآن با مخاطب قرار دادن مومنين ميفرمايد: لقد کان لکم في رسول ا... اسوه حسنه لمن کان يرجواا... واليوم الآخر و ذکرا... کثيرا. (احزاب/21)
البته شما را در اقتداي به رسول خدا، چه در صبر و مقاومت در برابر دشمنان و چه در ديگر اوصاف و افعال نيکو، خير و سعادت بسيار است براي کسي که به ثواب خدا و روز قيامت اميدوار باشد و ياد خدا بسيار کند. قد کانت لکم اسوه حسنه في ابراهيم والذين معه. (ممتحنه/4)
براي شما مومنين بسيار پسنديده و نيکوست که به ابراهيم و پيروانش اقتدا کنيد.
... ساير برگزيدگان الهي، از انبيا و اوليا هم همينطور...)
زنان بزرگي همچون آسيه، مريم، خديجه، فاطمه زهرا، زينب کبرا و فاطمه معصومه (سلام ا... عليهن اجمعين) نيز براي همگان بويژه زنان، اسوه و الگوي شايستهاي بشمار ميروند. از اين روي مطالعه تاريخ زندگي و سيره علمي و عملي و جلوههاي رفتاري آن برگزيدگان الهي سرمشق بسيار مناسبي براي جويندگان سعادت و کمال و حيات برتر انساني است و آشنايي با آنان، مصباح هدايتي در فراراه زندگي همگان خواهد بود.
نگاهي گذرا
نام: فاطمه کبرا (س)
القاب شريف: طاهره، حميده، بره، رشيده، تقيه، نقيه، مرضيه، سيده، رضيه، اختالرضا، صديقه، شفيعه روز محشر، کريمه اهل بيت و معصومه (ع) که لقب مشهور اوست.
انوارالمشعشعين/ج1/ص211
والدين: پدرش امام موسي بن جعفر، باب الحوائج (ع) مادرش جناب نجمه (عليهاالسلام)
تاريخ و محل تولد: اول ذيقعده الحرام سال 173 هجري در مدينه ده ساله بود که پدرش شهيد شد.
ورود به شهر قم: 23 ربيع المولود سال 201 هجري، (17 روز قبل از رحلت)
محل عبادتش در قم: بيت النور (مدرسه ستيه واقع در ميدان مير)
هدف از مسافرت: ديدار برادرش امام رضا (ع) در مرو (خراسان)
رحلت: دهم ربيعالثاني 201هـ.ق به علت بيماري يا در اثر شدت غم و غصه يا بدليل مسمويت!
سن مبارکش: هنگام رحلت 28 سال
پاداش زيارت: بهشت برين است، چنانکه امام صادق و امام رضا و امام جواد (صلواتا... عليهم) فرمودند:
ان زيارتها تعادل الجنه. (بحارالانوار.ج 60/ص 219)
همانا پاداش زيارت فاطمه معصومه در قم بهشت است.
امام رضا (ع) به سعد قمي فرمود:
يا سعد عندکم لنا قبر.
قلت: جعلت فداک، قبر فاطمه بنت موسي (ع)؟
قال: نعم، من زارها عارفا بحقها فله الجنه... (بحار / ج102/ ص 265)
اي سعد ما را قبري در نزد شماست. سعد ميگويد: عرض کردم فدايت شوم! منظورتان قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) است؟ فرمود: آري، هرکس او را زيارت کند در حالي که عارف به حق او باشد، وارد بهشت ميشود. چنانکه زيارت قبور مطهر و متبرک همه معصومين عليهم السلام چنين است که اگر عارفا بحقوقهم باشد! زائر، شايسته پاداش ورود به بهشت ميشود. آنگاه امام هشتم (ع) کيفيت زيارت قبر حضرت معصومه (س) را چنين بيان فرمود: چون وارد حرم حضرت معصومه (س) شدي، نزد قبرش رو به قبله بايست و بگو:
السلام عليک يا بنت رسول ا... السلام عليک يا بنت فاطمه و خديجه السلام عليک يا بنت اميرالمومنين السلام عليک يا بنت الحسن و الحسين السلام عليک يا بنت ولي ا... السلام عليک يا اخت ولي ا... السلام عليک يا عمه ولي ا... السلام عليک يا بنت موسي بن جعفر و رحمه ا... و برکاته و در پايان از او چنين بخواه:... يا فاطمه اشفعي لي في الجنه فان لک عندا... شانا من الشان. (بحارالانوار/ ج 102/ ص 266)
اي فاطمه! براي ورود من به بهشت، تو شفاعتم کن زيرا براي تو در نزد خدا اعتبار و مقام والا و بزرگي است.
و امام هشتم (ع) زيارت حضرت معصومه را معادل زيارت خودش دانسته است چنانکه فرمود:
من زار المعصومه بقم کمن زارني. ناسخ التواريخ (امام کاظم). ج 3/ ص 68
کسي که حضرت معصومه (س) را در قم زيارت کند مثل کسي است که مرا زيارت کرده است. امام صادق (ع) فرمود: ستد فن فيها امراه من اولادي تسمي فاطمه فمن زارها و جبت له الجنه. بحار/ ج 60/ ص 216
به زوردي در آنجا (قم) زني از اولاد من دفن ميشود که نام او فاطمه است. پس هر کس او را زيارت کند بهشت بر او واجب ميشود.
امام جواد (ع) نيز فرمود:
من زار عمتي بقم فله الجنه کامل الريارات / ص 324
هرکس که قبر عمهام حضرت معصومه را در قم زيارت کند بهشت سزاوار اوست.
عظمت و فضيلت حضرت معصومه (س)
طبق نص صريح علماي رجال در ميان فرزندان امام کاظم (ع) بعد از امام رضا (ع) کسي در شرافت و فضيلت همسنگ و همتاي فاطمه معصومه (س) نميباشد.
تواريخ النبي والآل/ ص 149
در شان و جلالت و فضيلت او همين بس که وقتي نزد امام صادق (ع) بحث قم و شرافت آن پيش آمد، امام صادق (ع) فرمود: «الا وان قم الکوفه الغيره، الا ان الجنه ثمانيه ابواب، ثلاثه منها الي قم، نقبض فيها امراه هي من ولدي و اسمها فاطمه بنت موسي، و تدخل بشفاعتها الجنه باجمعهم». بحارالانوار/ ج 60/ ص 216
«قم کوفه کوچک است و بهشت هشت در دارد، سه در از آنها به روي قم باز است و بانويي از فرزندان من در آن جا دفن خواهد شد که فاطمه دختر موسي نام دارد و با شفاعت وي همه شيعيان وارد بهشت ميشوند». شفاعت جميع شيعيان مقام والايي است که به اشخاص عادي، اعطا نميشد. چنانکه فراز پاياني زيارتنامه حضرت معصومه (س) طبق نقل امام هشتم (ع) به اين حقيقت اشاره دارد: يا فاطمه اشفعي لي في الجنه فان لک عندا... شان من الشان.
فاطمه ثاني
با آنکه امام موسي بن جعفر (ع) غير از فاطمه معصومه (ع)، دختران ديگري نيز داشت. در ميان همه آنان، تنها اوست که داراي امتيازات والايي بوده است. زيرا او همچون جدهاش حضرت زهرا عليها السلام در علم و عمل و شرافت و قداست و کمالات، گوي سبقت را از ديگران ربود و به راستي حضرت معصومه، فاطمه ثاني و تجلي درباره امالائمه و آينهدار وجود حضرت صديقه طاهره و جلوهگاه جمال و اوصاف برجسته مادر گراميش فاطمه زهرا (س) بوده است. بويژه آنکه هر دو با رنج زيستند، هر دو چون گل محمدي عمري کوتاه داشتند و هر دو فاطمه بودند. آري فاطمه! نامي مقدس و آشنا و محبوب با خاطراتي جانکاه و حزنآلود! و يادآور مظلوميت بزرگ اهل بيت پيامبر تا هميشه تاريخ بوده است.
در نگاه پدر
پيامبر گرامي اسلام (ص) در مقام تجليل و قدرداني از دخترش حضرت زهرا عليهاالسلام و مقامات او، بارها دربارهاش، در حضور و در غيابش اين جمله را بر زبان آورده بود که:
فداک ابوک، «فداها ابوها» (پدرش به قربانش) بحارالانوار/ ج43/ص 86
امام کاظم (ع)، پدر بزرگوار حضرت معصومه عليها السلام نيز به مناسبتي درباره وي چنين جملهاي را فرمود! آن جا که جمعي از شيعيان براي دريافت پاسخ به پرسشهاي خود، وارد مدينه شدند تا به محضر امام کاظم عليه السلام برسند، آن حضرت در مسافرت بود. آنها ناگزير بودند، از آن سفر مراجعت کنند. از اين روي سوالات خود را نوشتند و به افراد خانواده امام کاظم (ع) تحويل دادند تا در سفر بعد، جواب آن را دريافت نمايند. هنگام خداحافظي، ديدند حضرت معصومه عليها السلام که حدود شش سال سن داشت، پاسخ سوالات آنها را نوشته و آماده نموده است! بسيار شادمان شدند و آن نامه را تحويل گرفتند. هنگام مراجعت، در بين راه با امام کاظم (ع) که از سفر باز ميگشت، ملاقات کردند و ماجرا را به عرض امام رساندند، امام (ع) آن نوشته را از آنها طلبيد و مطالعه فرمود و پاسخهاي حضرت معصومه عليهاالسلام را درست يافت، آن گاه ضمن تمجيد و تجليل از دختر گرامياش حضرت معصومه عليهاالسلام وتصديق پاسخهاي او، سه بار فرمود: «فداها ابوها» (پدرش فدايش باد).
بحارالانوار.ج43/ص86
اين حادثه شگفت، مبين آن است که حضرت معصومه عليهاالسلام همچون حضرت صديقه طاهره، فاطمه زهرا (س) «عالمه غيرمعلمه» است و در خردسالي از رشد، شناخت، علم و کمال بالايي برخوردار بوده است.
حرم فاطمه معصومه (ع) تجليگاه مرقد حضرت زهرا (ع)
مرحوم آيتا... سيد شهابالدين نجفي مرعشي رحمه ا... عليه ميفرمود: پدرم، مرحوم آيتا... سيدمحمود مرعشي (ره) که در نجف اشرف ميزيست، بسيار علاقمند بود محل قبر شريف جدهاش حضرت زهرا عليهاالسلام را بيابد، براي اين مقصود ختم مجربي انتخاب نمود، چهل شب به آن مداومت کرد تا شايد از محل مرقد شريف حضرت زهرا عليهاالسلام آگاه گردد. شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان، به بستر خواب رفت، در عالم خواب به محضر امام باقر (ع) (يا امام صادق ع) رسيد. امام عليه السلام به او فرمود: «عليک بکريمه اهل البيت» به دامن کريمه اهل بيت چنگ بزن. ايشان تصور کرد، منظور امام عليه السلام از اين جمله، حضرت زهرا عليهاالسلام است. عرض کرد: «آري قربانت گردم، من نيز ختم را براي همين گرفتم که محل قبر شريف آن حضرت را دقيقتر بدانم، و زيارتش کنم». امام عليهالسلام فرمود: «منظور من قبر شريف حضرت معصومه عليهاالسلام در قم است». سپس امام (ع) ادامه داد: خداوند به خاطر مصالحي، اراده فرموده که قبر حضرت زهرا براي هميشه مخفي باشد، از اين رو قبر حضرت معصومه عليهاالسلام را تجليگاه قبر شريف حضرت زهرا عليهاالسلام قرار داده است. مرحوم آيتا... سيدمحمود مرعشي، وقتي از خواب برخاست، تصميم گرفت به قصد زيارت حضرت معصومه عليهاالسلام به قم مهاجرت کند. او بيدرنگ با همه اعضاي خانوادهاش از نجف اشرف، عازم قم شد و به زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام مشرف گرديد.
توسل به حضرت معصومه (س)
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده الحرام سال 173 هـ. ق در مدينه متولد شد، با تولد او نه تنها نور وجودش، خانه امام کاظم (ع) را روشن و منور کرد، بلکه در شعاع نورانيتش، ستارگان آسمان علم و فقاهت و تقوا در طول قرون متمادي در کنار مضجع منورش استضائه و کسب فيض نموده و مينمايند و آنان نيز در پرتو نورافشاني آينهدار جمال حق و مظهر نورالسموات والارض، با گشودن دريچههاي نور در ظل عنايات کريمه اهل بيت (ع)، ظلمت گريزان و جستجوگران نور و هدايت را بيبهره نميگذارند و با توسل و آستانبوسي دخت باب الحوائج و عرض ارادت و اخلاص، از عنايات آن بزرگوار بينصيب نمانده و از اين رهگذر مشکلات بزرگ علمي و غيرعلمي خود و ديگران را حل نموده و مينمايند که در ذيل به نمونههايي از آن اشاره ميشود:
صدرالمتالهين شيرازي (ره)
جناب ملاصدرا، از علماي رباني و حکماي متاله قرن يازدهم هـ. ق (1050 هـ.ق، متوفي در بصره) است. او صاحب تأليفات کم نظيري چون: «اسفار اربعه»، «شرح اصول کافي»، «شرح الهدايه» و «شرح حکمة الاشراق» است. وي مدتي از عمر شريف خود را در کهک قم سپري نمود و مشغول تأليف بعضي از کتابهاي خود، چون «اسفار اربعه» بود. هر وقت برايش مشکل علمي يا مطلب مبهمي پيش ميآمد، به قم آمده، به حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام مشرف ميشد و با توسل و استمداد از آن حضرت، مشکل علمياش را حل ميکرد. فوائدالرضويه/ص 380
چنانکه مرحوم ميرزا علياکبر حکمي يزدي در حاشيه کتاب «اسفار اربعه»، در بحث «اتحاد عاقل به معقول» از قول مرحوم صدرالمتالهين نقل ميکند: يکي از مواردي که با توسل به حضرت معصومه عليهاالسلام مشکل علميش حل شد، بحث اتحاد عاقل به معقول بوده است.
اتحاد عاقل به معقول/ ص 108
علامه طباطبايي (ره)
مرحوم علامه سيد محمدحسين طباطبايي، صاحب تفسير «الميزان» نهايت ارادت و تواضع را نسبت به حضرت معصومه عليهاالسلام ابراز مينمود. استاد شهيد مطهري، هرگاه نام مرحوم علامه طباطبايي را ميبرد با جمله «روحي له الفدا» به زبان ميآورد. شخصي از استاد مطهري پرسيد دليل اين همه تجليل و احترام شما به علامه طباطبايي چيست؟ در پاسخ فرمود: من فيلسوف و عارف بسيار ديدهام، اما احترام من به علامه طباطبايي به خاطر فيلسوف بودن ايشان نميباشد، بلکه از اين جهت است که او عاشق و دلباخته اهل بيت عليهم السلام است.
علامه طباطبايي در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضريح مقدس حضرت معصومه عليهاالسلام افطار ميکرد. آري مرحوم علامه طباطبايي عليرغم بعد مسافت و کهولت سن، ابتدا پياده از منزل به حرم مطهر مشرف ميشد، ضريح مقدس حضرت معصومه (ع) را ميبوسيد، سپس به خانه برميگشت و افطار ميکرد يا غذا ميخورد.
مجله پيام انقلاب/ شماره123
در همين رابطه ذکر اين نکته خالي از فايده نيست که اشاره شود: از جمله نعمتهايي که خداوند به مرحوم علامه طباطبايي عنايت فرمود، وجود همسري مهربان و فداکار بود که او را تا رتبه علامه شدن و تأليف کتاب گرانسنگ تفسيرالميزان همراهي نمود. وقتي همسر علامه به ديار باقي شتافت، همگان ديدند که حضرت علامه در فراق او بسيار بيتاب بود. کساني در مقام سوال برآمدند و پرسيدند: جناب استاد شما که يقين داريد مرگ حق است پس چرا اينقدر بيتابي ميکنيد؟ فرمود: شما چه ميدانيد همسر من که بود؟ ما وقتي به زيارت خانم فاطمه معصومه سلام ا... عليها مشرف ميشديم حاجيه خانم که سلام ميکرد، جواب سلام را ميشنيديم... هفتهنامه شما/ شماره 342
امام خميني (ره)
معمار بزرگ انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني (قدس سره) آنگاه که در قم ساکن بودند و يا هر گاه که به قم ميآمدند، با نهايت حضوع و تواضع نسبت به ساحت مقدس حضرت معصومه عليهاالسلام در کنار ضريح آن بزرگوار حاضر ميشدند و متواضعانه به او متوسل ميگشتند و با اشتياقي ويژه ضريح مطهر آن بزرگوار را ميبوسيدند. امام خميني (ره) مقام آن حضرت را آن قدر ارجمند ميدانست که در يک قصيدهاي نسبتاً طولاني، شامل 44 بيت، حضرت معصومه عليهاالسلام را با حضرت زهرا عليهاالسلام مقايسه کرده و هر دو را به دليل شباهتهاي متعدد اين دو برگزيده الهي، مورد تکريم و ستايش قرار داده است.
امام در بخشي از آن اشعار چنين سروده است:
نور خدا در رسول اکرم پيدا
کرد تجلي زوي به حيدر صفدر...
وز وي تابان شده به حضرت زهرا
اينک ظاهر ز دخت موسي جعفر
آبروي ممکنات جمله از اين نور
گر نبدي باطل آمدند سراسر...
دختر چون اين دو از مشيمه قدرت
نامد و نايد دگر هماره مقدر...
خاک قم اين کرده از شرافت جنت
آب مدينه نموده آن يک کوثر...
ديوان امام خميني (ره)/ص 25
سوالاتي چند مقام عصمت فاطمه معصومه (س)
يکي از القاب مشهور حضرت فاطمه، دختر موسي بن جعفر عليهماالسلام، «معصومه» است. ايا اين لقب، به دليل «عصمت» آن بزرگوار است؟
در پاسخ بايد گفت: آري! آن گونه که در روايت آمده، حضرت علي بن موسيالرضا عليهالسلام فرمود: «من زار المعصومه بقم کمن زارني».
رياحين الشعريعه/ج5/ص35
هرکس معصومه عليهاالسلام را در قم زيارت کند، مثل کسي است که مرا زيارت کرده است. امام رضا عليه السلام در اين روايت، دو مطلب را بيان فرمود: اول اينکه: آن حضرت را به لقب معصومه ناميد. دوم اينکه: زيارتش را همسنگ زيارت خودش، (يعني امام معصوم) قرار داد. از آن جايي که سخنان امام عليه السلام از پيرايه گزاف و اغراق و غلو منزه است، اين سخن گهربارش بر عصمت حضرت معصومه عليهاالسلام دلالت دارد. چنانکه روايت امام صادق (ع) به نقل از «بحار» که فرمود:... تدخل بشفاعتهم شيعتنا الجنه باجمعهم
بحار/ج60/ص 216
زيرا شفاعت جميع شيعيان مقام انسانهاي معمولي نيست.
روايت امام رضا (ع) به سعد قمي که فرمود: «يا سعد من زارها فله الجنه». «اي سعد هرکس حضرت معصومه را زيارت کند وارد بهشت ميشود.» گواه و مويد ديگري بر عصمت آن بزرگوار است.
روايات زياد ديگري نيز در اين زمينه وارد شده که انسان مطمئن ميشود، مقام حضرت معصومه فراتر از مقام انسان عادي است.
البته ترديدي نيست که عصمت نيز مانند کمالات ديگر انساني داراي مراتب و درجاتي است و عاليترين درجه آن را پيامبر خاتم (ص) و فاطمه زهرا (ع) و دوازده جانشين پيامبر عليهم السلام دارا هستند.
اتفاق علماي اماميه بر اين است که همه پيامبران و فرشتگان الهي معصوم هستند و هيچ يک از علماي شيعه در مورد حضرت «ابوالفضل» و «حضرت علياکبر» و «حضرت زينب» و «حضرت معصومه» ادعا نکردند که آنها معصوم نيستند، بلکه برعکس! شخصيتهاي بزرگي در مورد عصمت آنها سخن گفتهاند؟! ثارا.../220
تشريففرمايي دو شخص ناشناس، براي مراسم تجهيز و نماز اين بانوي بزرگوار که به احتمال قوي امام رضا و امام جواد عليهما السلام بودند، تاييد واضح ديگري بر عصمت وي ميباشد. زيرا مطابق اعتقاد قطعي شيعه «بر پيکر معصوم، شخص معصوم نماز ميگذارد و جنازه معصوم را فقط معصوم به خاک ميسپارد». چناکه در روايتي از مفضل از قول امام صادق (ع) نقل شده که گفت: قلت لابي عبدا... (ع) من غسل فاطمه؟ قال: ذاک اميرالمومنين (ع)... فانها صديقه و لم يکن يغسلها الا الصديق! اما علمت ان مريم لم يغسلها الا عيسي؟
اصول کافي/ج1/ص 382
در زيارتنامه وي که منصوص از امام رضا عليه السلام است، آن حضرت دختر رسول خدا (ص)، دختر فاطمه زهرا، خديجه کبري، اميرالمومنين علي بن ابيطالب، امام حسن، امام حسين، دختر ولي خدا (امام کاظم عليه السلام)، خواهر ولي خدا، حضرت امام رضا (عليهم السلام) معرفي شده است. چنانکه در زيارتنامه آن بزرگوار به نقل از امام هشتم (ع) ميگوييم. السلام عليک يا بنت رسول ا... السلام عليک يا...
اين مطلب تنها حکايت از شرافت خانوادگي او نيست، بلکه علاوه بر اين، بيانگر آن است که حضرت معصومه از نظر معنوي و مقامات عالي ملکوتي نيز به راستي فرزند روح و جسم و مکتب پيامبر (ص) و فاطمه (س) و ائمه معصومين عليهم السلام ميباشد که از جمله ويژگيهاي آن ذوات مقدسه «عصمت» آنان است.
عزيمت به سوي ايران
در سال 200 هجري حضرت رضا (ع) از طرف مامون به مرو دعوت! بلکه فراخوانده شد و به اقامت اجباري در آنجا ناگزير گرديد. حضرت معصومه سلام ا... عليها امام هشتم (ع) را بسيار دوست ميداشت. يکسال فراق برادر را تحمل کرد، ديگر قدرت شکيبايي نداشت! امام رضا (ع) نيز بيشتر از آن نميتوانست دوري خواهرش را تحمل کند، از اين روي به حضرت معصومه (س) نامهاي نوشت و خواهرش را به خراسان دعوت نمود و آن نامه را توسط پيک مخصوصي به مدينه منوره ارسال کرد. من لايحضره الخطيب/ج4/ص 461
با دعوتنامه امام هشتم (ع)، حضرت معصومه سلام ا... عليها به شوق ديدار برادر، مدينه را به قصد مرو ترک نمود. در اين سفر پنج تن از برادران حضرت معصومه (س) به نامهاي: فضل، جعفر، هادي، قاسم و زيد، و تعدادي از برادرزادگان، و تني چند از غلامان و کنيزان، آن حضرت را همراهي ميکردند. هنگامي که موکب حضرت معصومه سلام ا.. عليها و همراهانش به ساوه رسيد، اهالي ساوه که در آن زمان از دشمنان سرسخت اهل بيت (ع) بودند، به آنها حملهور شدند و جنگ سختي درگرفت، و همه برادران و برادرزادگان حضرت معصومه به شهادت رسيدند. به عقيده برخي از مورخان امامزادگاني چون سيداسحاق، سيد ابوالرضا و سيدعلي اصغر در ساوه و هارون بن امام کاظم (ع) در اطراف ساوه، جزو همراهان حضرت معصومه سلام ا.. عليها بودند، که به دستور مامون به شهادت رسيدهاند.
قيام سادات علوي/ ص 166
چگونگي رحلت؟
در اينکه آيا حضرت معصومه عليها السلام به مرگ طبيعي از دنيا رفت يا با شهادت؟ در پاسخ بايد گفت: بيشتر تاريخنويسان تصريح نمودهاند به اين که حضرت معصومه در مسير سفر از مدينه به خراسان وقتي به شهر ساوه رسيدند، بيمار شدند و از آن جا او را به قم آوردند و پس از 17 روز، در تاريخ دوازدهم ربيع الثاني سال 201 هـ. ق پيش از آنکه چشم مبارکشان به ديدار برادر گراميشان امام هشتم (ع) روشن شود، در قم در ميان اندوه فراوان محبان اهل بيت (ع)، از دنيا رفتند و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاندند، مردم قم هم با تجليل فراوان، پيکر پاکش را تشييع کردند و او را در باغ بابلان (محل فعلي حرم) به خاک سپردند. تاريخ قم / ص 41
علت بيماري
کمتر کسي به علت بيماري وي اشاره نموده است! آن گونه که در بعضي از روايات و متون تاريخي آمده، هنگامي که کاروان حضرت معصومه عليهاالسلام و همراهانش به ساوه رسيدند، دشمنان خاندان نبوت، به کاروان حمله کردند، هارون بن موسي بن جعفر عليهالسلام (برادر حضرت معصومه عليها السلام) را که سرپرستي کاروان را به عهده داشت، به شهادت رساندند و جمعي را مجروح و مصدوم نموده، و موجب پراکندگي آنها شدند. در چنين شرايط تلخي، دشمنان توسط زني در غذاي حضرت معصومه (س)، زهر ريختند و به اين ترتيب آن بانوي گرامي مسموم و بيمار شد! از اين روي، آن بزرگوار تقاضا کرد او را به قم ببرند! وقتي به قم رسيد، بعد از چند روز توقف، سرانجام به شهادت رسيد. قيام سادات علوي/ ص 166
بنا به نقل ديگري در اين جنگ نابرابر، هارون بن موسي بن جعفر عليه السلام و ساير برادران و برادرزادگان حضرت معصومه که جمعاً 23 نفر بودند، همگي به شهادت رسيدند و حضرت معصومه عليهاالسلام وقتي که بدنهاي پاره پاره و غرق به خون آنها را ديد به شدت غمگين شد و سخت بيمار گشت! تقاضا کرد او را به قم ببرند، پس از 17 روز سکونت در قم سرانجام به لقاا... پيوست.
رياض الانساب / ص 160
دليل مهاجرت به قم
هنگامي که حضرت معصومه در ساوه به شدت بيمار شد، چرا در همان جا بستري نگرديد و درخواست کرد که او را به قم ببرند؟
در پاسخ بايد گفت: اين انتخاب دلائل متعددي داشت که به برخي از آنها در ذيل اشاره ميشود:
الف - محيط ساوه در آن مقطع از تاريخ، به خاندان رسالت بيارادت بود.
گنجينه آثار قم/ج1/ص 382
ب - طبق روايات متعددي، قم از ديرباز مرکز شيعيان و دوستداران اهل بيت عليهمالسلام بود. در حدود سال 83 هـ. ق عبدالرحمن بن محمد بن اشعث به همراه هفده نفر از علماي تابعين و شيعيان برجسته و پارسا، مانند کميل و سعيد بن جبير به قم آمدند و همگي در قريه جمکران سکونت نمودند.
پس از آن آلاشعر که از مسلمانان معروف يمني در کوفه بودند، در دو دهه آخر قرن اول به قم آمدند و از آن تاريخ به بعد، قم پايگاه مهمي براي شيعيان و دوستداران اهل بيت عليهم السلام گرديد. کامل ابن اثير / ج4/ ص82
ج - از حضرت معصومه عليهاالسلام نقل شده که فرمود:
«پدرم امام کاظم (ع) فرمود: قم مرکز شيعيان ما است.» کامل بن اثير/ج4/ص37
د - از اين مهمتر! قم از زمان پيامبر گرامي اسلام (ص)، يکي از شهرهاي برگزيده ديني و مذهبي معرفي شده بود! چنانکه انس بن مالک ميگويد: روزي در محضر رسول خدا (ص) نشسته بودم، ناگاه اميرالمومنين علي عليه السلام به حضور آن حضرت آمد، پيامبر (ص) از او استقبال گرمي نمود و پس از معانقه، بين دو چشم آن حضرت را بوسيد، سپس فرمود: «اي علي! خداوند ولايت تو را بر آسمانها عرضه کرد، آسمان هفتم براي پذيرش ولايت تو از آسمانهاي ديگر پيشي گرفت، خداوند آن را به عرش آراست. سپس آسمان چهارم پيشي گرفت، خداوند آن را به «بيت المعمور» آراست. سپس آسمان دنيا پيشي گرفت، خداوند آن را به ستارگان آراست. سپس مکه به پذيرش آن سبقت گرفت، خداوند آن را به «کعبه» آراست. سپس مدينه سبقت گرفت، خداوند آن را به وجود امن آراست. سپس کوفه سبقت گرفت، خداوند آن را به وجود تو آراست. سپس قم سبقت گرفت، خداوند آن را به وجود عرب (شيعه اشعري و...) آراست و از قم دري را به سوي بهشت گشود». دقت در اين روايت اين مطلب را به خوبي نمايان ميسازد که محور تمام ارزشها «ولايت اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع)» است و ارزش قم نيز به برکت وجود سلاله پاک اميرالمومنين (ع) و شيعيان و شيفتگان آن حضرت است.
هـ - در روايت ديگري آمده است که اميرالمومنين علي عليه السلام به اهالي قم درود و سلام ميفرستد و براي آنها دعا ميکند.
و - امام صادق عليه السلام، نيز قم را حرم اهل بيت دانسته، خاک آن را پاک و پاکيزه معرفي مينمايد.
ز - امام کاظم (ع) نيز قم را عش آل محمد، (آشيانه آل محمد (ص) معرفي ميکند و يکي از درهاي بهشت را از آن اهل قم ميداند.
ح - از همه مهمتر اين که! امام صادق (ع) قبل از ولادت امام کاظم (ع) (پدر بزرگوار حضرت معصومه عليهما السلام) خبر ميدهد که: «بانويي از فرزندان من به نام «فاطمه» دختر موسي بن جعفر عليهاالسلام در آن جا (قم) رحلت ميکند که به شفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت ميشوند». بحارالانوار/ج60/ص 216
بنابراين اصرار حضرت معصومه (ص) مبني بر حرکت به سوي قم به عنوان يکي از خبرهاي غيبي در خاندان عصمت و طهارت مطرح بود و براي آن بزرگوار نيز معلوم بود که بايد تا قم بيايد! همچنانکه در خاندان رسالت و امامت، زمان و مکان شهادت اباعبدا... الحسين عليه السلام از قبل معلوم بود. بدين جهت، همان گونه که امام حسين (ع) براي پايداري دين، از مدينه به مکه و کربلا هجرت نمود، حضرت معصومه عليهاالسلام نيز با علم به فرجام کار به قم هجرت کرد. آن بزرگوار نيز وقتي به ساوه رسيد و با آن حوادث تلخ و شکننده مواجه شد، بيمار يا مسموم گرديد و متعاقب آن، از ساوه به قم آمد و پس از مدت کوتاهي در قم به لقاءا... پيوست.
